ورود
المواضيع الأخيرة
كساني كه Online هستند
در مجموع 19 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 19 مهمان :: 2 عناكب الفهرسة في محركات البحثهيچ كدام
بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
| فرشته آبی - 1607 | ||||
| حمیده ناصری - 1409 | ||||
| مهران عبدالهی - 1302 | ||||
| admin - 1288 | ||||
| ستاره عباسی - 1254 | ||||
| فرهاد آذر - 1240 | ||||
| sunny - 1004 | ||||
| زیبا تبریزی - 994 | ||||
| Sarvenaz - 983 | ||||
| Parvaneh - 972 |
ریز اخبار
صفحه 2 از 2 • شاطر •
صفحه 2 از 2 •
1, 2
رد: ریز اخبار
حسين مرعشي: جريان اصلاحات گرفتار رفتارهاي راديكالي شد
سخنگوي حزب كارگزاران، راديكاليزم و رفتارهاي افراطي برخي چهره هاي اصلاح طلب را آفت بزرگ جريان اصلاحات دانست.
«حسين مرعشي» در گفت وگو با مهر درباره برخي تندروي ها در دولت اصلاحات گفت: چون اصلاحات ابعاد اجتماعي پيدا كرد همانند يك انقلاب شد كه از آفت راديكاليسم رنج برد و عده اي هم پيدا شدند حتي جلوتر از رهبران اصلاحات حركت كردند.
وي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه از ديد شما رهبر اصلاحات چه كسي است، گفت: رهبر اصلاحات مجموعه اي از احزاب بودند آقاي خاتمي محصولي از محصولات اصلاحات است، اما بعد از رئيس جمهورشدن وي خود به خود خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات نام گرفت.
وي خاطرنشان كرد: به هرحال اصلاحات هم به عنوان حركتي كه ابعاد سياسي و اجتماعي پيدا كرد از نوعي راديكاليسم ضربه خورد و رنجيد اما هرچه تجربه اش كامل تر مي شود واقعي تر شده و با ابعاد بيشتري سعي در نشان دادن حضور خود دارد تا جايي كه مي توان گفت در حال حاضر اصلاحات كامل تر شده است.
سخنگوي حزب كارگزاران در پاسخ به سؤالي در خصوص نحوه فعاليت هاي اصلاح طلبان براي انتخابات رياست جمهوري و تهيه منشور انتخاباتي در اين طيف، تصريح كرد: اصلاح طلبان در حال حاضر به محوريت مجمع روحانيون مباحث انتخاباتي خود را آغاز كرده و گروهي را مامور بررسي نظام ائتلافي طيف خود ساخته اند.
وي افزود: نتايج مطالعات و رايزني هاي كارگروه اصلاح طلبان كه مامور بررسي ايجاد نظام ائتلافي هستند در حال حاضر در قالب يك منشور تهيه شده است.
به گفته مرعشي در كارگروه اصلاح طلبان 6 حزب كارگزاران، اعتماد ملي، مشاركت، مجاهدين، مجمع روحانيون و حزب اسلامي كار مسئوليت بيشتري را در راستاي تهيه منشور عهده دار شده اند.
سخنگوي حزب كارگزاران، راديكاليزم و رفتارهاي افراطي برخي چهره هاي اصلاح طلب را آفت بزرگ جريان اصلاحات دانست.
«حسين مرعشي» در گفت وگو با مهر درباره برخي تندروي ها در دولت اصلاحات گفت: چون اصلاحات ابعاد اجتماعي پيدا كرد همانند يك انقلاب شد كه از آفت راديكاليسم رنج برد و عده اي هم پيدا شدند حتي جلوتر از رهبران اصلاحات حركت كردند.
وي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه از ديد شما رهبر اصلاحات چه كسي است، گفت: رهبر اصلاحات مجموعه اي از احزاب بودند آقاي خاتمي محصولي از محصولات اصلاحات است، اما بعد از رئيس جمهورشدن وي خود به خود خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات نام گرفت.
وي خاطرنشان كرد: به هرحال اصلاحات هم به عنوان حركتي كه ابعاد سياسي و اجتماعي پيدا كرد از نوعي راديكاليسم ضربه خورد و رنجيد اما هرچه تجربه اش كامل تر مي شود واقعي تر شده و با ابعاد بيشتري سعي در نشان دادن حضور خود دارد تا جايي كه مي توان گفت در حال حاضر اصلاحات كامل تر شده است.
سخنگوي حزب كارگزاران در پاسخ به سؤالي در خصوص نحوه فعاليت هاي اصلاح طلبان براي انتخابات رياست جمهوري و تهيه منشور انتخاباتي در اين طيف، تصريح كرد: اصلاح طلبان در حال حاضر به محوريت مجمع روحانيون مباحث انتخاباتي خود را آغاز كرده و گروهي را مامور بررسي نظام ائتلافي طيف خود ساخته اند.
وي افزود: نتايج مطالعات و رايزني هاي كارگروه اصلاح طلبان كه مامور بررسي ايجاد نظام ائتلافي هستند در حال حاضر در قالب يك منشور تهيه شده است.
به گفته مرعشي در كارگروه اصلاح طلبان 6 حزب كارگزاران، اعتماد ملي، مشاركت، مجاهدين، مجمع روحانيون و حزب اسلامي كار مسئوليت بيشتري را در راستاي تهيه منشور عهده دار شده اند.

farid2008- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 55
Age: 29
آدرس : آمل
از ایشان سپاسگزاری شده: 9
امتیاز: 13102
Registration date: 2008-10-27
رد: ریز اخبار
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي:
براساس فرمايشات رهبري ستادهاي انتخاباتي حزب فعلا تشكيل نمي شود
به دنبال هشدار رهبر معظم انقلاب مبني بر اين كه فعاليت هاي زودهنگام انتخاباتي به ضرر مصالح كشور است، عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي از تاخير در تشكيل ستاد انتخاباتي مهدي كروبي به دليل تامين نظرات رهبر انقلاب خبر داد.
اسماعيل دوستي در گفت وگو با ايرنا، با تاكيد بر اين كه «قبول داريم فعاليت هاي زودهنگام انتخاباتي به ضرر نظام است»، تصريح كرد: اگر نظر رهبري نبود امكان داشت همين هفته خبر تشكيل ستاد انتخاباتي خود را اعلام مي كرديم.
دوستي با بيان اين كه «بايد نظر رهبري را تامين كنيم»، گفت: وقتي ايشان امر فرمودند، ما نيز با احتياط و آرامش و صبر بيشتري پيش مي رويم.
وي افزود: به نظر من يكي از مواردي كه مي توان از سخنان رهبر انقلاب استنباط كرد، نگراني ايشان از تخريب چهره ها و جريانات است. مخصوصا كه دولت نيز با توجه به كانديدا بودن براي دور بعدي، نبايد مورد تخريب و هجمه قرار گيرد بلكه بايد با رعايت انصاف از آن انتقاد كرد و نقاط قوت آن را هم گفت.
اين فعال سياسي با بيان اين كه «دغدغه رهبر انقلاب درست است»، اظهار داشت: ما نبايد دل مردم را سرد و آنان را نااميد كنيم.
دوستي با اشاره به اين كه «معيار ما معياري است كه نظام، آن را قبول دارد»، تاكيد كرد: ما نظر ايشان را مي پذيريم و حزب اعتماد ملي خلاف نظر رهبر انقلاب عمل نمي كند.
وي افزود: حزب اعتماد ملي نمي خواهد خلاف قانون اساسي و نظر رهبري حركت كند.
دوستي خاطرنشان كرد: ما حزبي هستيم كه چارچوب نظام را كاملا قبول داريم و خارج از چارچوب نظام حركت نمي كنيم و نظرمان اين است كه رهبري نسبت به ما افق هاي بالاتري را مي بينند و لذا نظر ايشان براي ما كاملا حجت است.
براساس فرمايشات رهبري ستادهاي انتخاباتي حزب فعلا تشكيل نمي شود
به دنبال هشدار رهبر معظم انقلاب مبني بر اين كه فعاليت هاي زودهنگام انتخاباتي به ضرر مصالح كشور است، عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي از تاخير در تشكيل ستاد انتخاباتي مهدي كروبي به دليل تامين نظرات رهبر انقلاب خبر داد.
اسماعيل دوستي در گفت وگو با ايرنا، با تاكيد بر اين كه «قبول داريم فعاليت هاي زودهنگام انتخاباتي به ضرر نظام است»، تصريح كرد: اگر نظر رهبري نبود امكان داشت همين هفته خبر تشكيل ستاد انتخاباتي خود را اعلام مي كرديم.
دوستي با بيان اين كه «بايد نظر رهبري را تامين كنيم»، گفت: وقتي ايشان امر فرمودند، ما نيز با احتياط و آرامش و صبر بيشتري پيش مي رويم.
وي افزود: به نظر من يكي از مواردي كه مي توان از سخنان رهبر انقلاب استنباط كرد، نگراني ايشان از تخريب چهره ها و جريانات است. مخصوصا كه دولت نيز با توجه به كانديدا بودن براي دور بعدي، نبايد مورد تخريب و هجمه قرار گيرد بلكه بايد با رعايت انصاف از آن انتقاد كرد و نقاط قوت آن را هم گفت.
اين فعال سياسي با بيان اين كه «دغدغه رهبر انقلاب درست است»، اظهار داشت: ما نبايد دل مردم را سرد و آنان را نااميد كنيم.
دوستي با اشاره به اين كه «معيار ما معياري است كه نظام، آن را قبول دارد»، تاكيد كرد: ما نظر ايشان را مي پذيريم و حزب اعتماد ملي خلاف نظر رهبر انقلاب عمل نمي كند.
وي افزود: حزب اعتماد ملي نمي خواهد خلاف قانون اساسي و نظر رهبري حركت كند.
دوستي خاطرنشان كرد: ما حزبي هستيم كه چارچوب نظام را كاملا قبول داريم و خارج از چارچوب نظام حركت نمي كنيم و نظرمان اين است كه رهبري نسبت به ما افق هاي بالاتري را مي بينند و لذا نظر ايشان براي ما كاملا حجت است.

farid2008- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 55
Age: 29
آدرس : آمل
از ایشان سپاسگزاری شده: 9
امتیاز: 13102
Registration date: 2008-10-27
رد: ریز اخبار
بروجردي در ديدار سفير انگليس: فشار اقتصادي و تحريم باعث رشد توانمندي هاي ايران شده است
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاكيد كرد كه فشار اقتصادي و تحريم باعث رشد توانمندي هاي ايران در بهره گيري از فناوري هاي پيشرفته در حوزه هاي گوناگون شده است.
به گزارش اداره اخبار و رسانه هاي گروهي مجلس، علاءالدين بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي روز چهارشنبه در ديدار جفري آدامز سفير انگليس در تهران با بيان اينكه افكار عمومي ملت ايران انتظار تغيير سياست هاي 1+5 و برداشتن گام هاي عملي براي اعتماد سازي دارند، گفت: فشار اقتصادي و تحريم باعث رشد توانمندي هاي ايران در بهره گيري از فناوري هاي پيشرفته در حوزه هاي گوناگون شده است و ملت ايران را براي حركت به سوي پيشرفت و توسعه مصمم تر ساخته است.
وي همچنين با اشاره به نتايج انتخابات اخير آمريكا گفت: سياست هاي دولت كنوني آمريكا در عرصه هاي مختلف شكست خورده است و افكار عمومي داخل و خارج از آمريكا انتظار تغييرات گسترده در سياست هاي دولت آينده آمريكا در حوزه هاي گوناگون دارد.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با اشاره به اقدامات متعدد كشورمان براي ايجاد اعتماد و گزارشات متعدد آژانس بين المللي انرژي هسته اي مبني بر عدم انحراف ايران از برنامه صلح آميز هسته اي گفت: 1+5 بايد گام هاي عملي براي تغيير فضا و اعتمادسازي بردارد.
بروجردي در بخش ديگري از سخنان خود به مسئوليت انگليس در مبارزه با موادمخدر در افغانستان اشاره كرد و افزود: اين سوال مهم وجود دارد كه چرا توليد موادمخدر از زمان حضور نيروهاي بيگانه در اين كشور چهار برابر شده است؟
وي همچنين با تاكيد بر اهميت نقش مجالس در تقويت مناسبات افزود: روابط پارلماني در مجموعه مناسبات دو كشور از جايگاه ويژه اي برخوردار است.
جفري آدامز سفير انگليس در تهران نيز در اين ديدار با تاكيد بر اهميت توسعه و گسترش مناسبات با ايران براي كشورش گفت: انگليس در مناسبات با ايران به داشتن روابطي خوب در آينده مي نگرد.
وي موضوعات و تحولات منطقه را از مهم ترين بسترهاي تقويت همكاري هاي دو كشور دانست و افزود: موضوع افغانستان و مبارزه با قاچاق موادمخدر يكي از زمينه هاي بسيار مهم همكاري دو كشور است.
سفير انگليس گفت وگو و مذاكره را تنها راه حل مسئله هسته اي ايران دانست و افزود: لندن همواره خواستار تداوم گفت وگوها و مذاكرات در اين زمينه است.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاكيد كرد كه فشار اقتصادي و تحريم باعث رشد توانمندي هاي ايران در بهره گيري از فناوري هاي پيشرفته در حوزه هاي گوناگون شده است.
به گزارش اداره اخبار و رسانه هاي گروهي مجلس، علاءالدين بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي روز چهارشنبه در ديدار جفري آدامز سفير انگليس در تهران با بيان اينكه افكار عمومي ملت ايران انتظار تغيير سياست هاي 1+5 و برداشتن گام هاي عملي براي اعتماد سازي دارند، گفت: فشار اقتصادي و تحريم باعث رشد توانمندي هاي ايران در بهره گيري از فناوري هاي پيشرفته در حوزه هاي گوناگون شده است و ملت ايران را براي حركت به سوي پيشرفت و توسعه مصمم تر ساخته است.
وي همچنين با اشاره به نتايج انتخابات اخير آمريكا گفت: سياست هاي دولت كنوني آمريكا در عرصه هاي مختلف شكست خورده است و افكار عمومي داخل و خارج از آمريكا انتظار تغييرات گسترده در سياست هاي دولت آينده آمريكا در حوزه هاي گوناگون دارد.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با اشاره به اقدامات متعدد كشورمان براي ايجاد اعتماد و گزارشات متعدد آژانس بين المللي انرژي هسته اي مبني بر عدم انحراف ايران از برنامه صلح آميز هسته اي گفت: 1+5 بايد گام هاي عملي براي تغيير فضا و اعتمادسازي بردارد.
بروجردي در بخش ديگري از سخنان خود به مسئوليت انگليس در مبارزه با موادمخدر در افغانستان اشاره كرد و افزود: اين سوال مهم وجود دارد كه چرا توليد موادمخدر از زمان حضور نيروهاي بيگانه در اين كشور چهار برابر شده است؟
وي همچنين با تاكيد بر اهميت نقش مجالس در تقويت مناسبات افزود: روابط پارلماني در مجموعه مناسبات دو كشور از جايگاه ويژه اي برخوردار است.
جفري آدامز سفير انگليس در تهران نيز در اين ديدار با تاكيد بر اهميت توسعه و گسترش مناسبات با ايران براي كشورش گفت: انگليس در مناسبات با ايران به داشتن روابطي خوب در آينده مي نگرد.
وي موضوعات و تحولات منطقه را از مهم ترين بسترهاي تقويت همكاري هاي دو كشور دانست و افزود: موضوع افغانستان و مبارزه با قاچاق موادمخدر يكي از زمينه هاي بسيار مهم همكاري دو كشور است.
سفير انگليس گفت وگو و مذاكره را تنها راه حل مسئله هسته اي ايران دانست و افزود: لندن همواره خواستار تداوم گفت وگوها و مذاكرات در اين زمينه است.

farid2008- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 55
Age: 29
آدرس : آمل
از ایشان سپاسگزاری شده: 9
امتیاز: 13102
Registration date: 2008-10-27
رد: ریز اخبار
زلزله(گفت و شنود)
گفت: برخي از مدعيان اصلاحات در تبليغات انتخاباتي خود طوري حرف مي زنند كه انگار نه انگار در دوران حاكميت خود چه بلايي بر سر اين ملت مظلوم آورده اند.
گفتم: ايول! انگار اينها نبودند كه مي گفتند معيشت مردم به ما ربطي ندارد! به جاي كار، يكسره با هم دعوا مي كردند، به مقدسات مردم اهانت مي كردند، مردم فقير را لشكر قابلمه به دست ها مي ناميدند، بيت المال را صرف فعاليت هاي حزبي خود مي كردند و...
گفت: پس چرا خودشان را به آن راه مي زنند؟!
گفتم: چه عرض كنم؟! از شخصي پرسيدند، زلزله شهرتان چقدر تلفات داشت؟ جواب داد؛ نمي دانم! پرسيدند؛ در شهر نبودي؟گفت؛ بودم، پرسيدند، پس چطور نمي داني؟ گفت؛اصلاً مگه زلزله اومد؟گفتند؛يعني متوجه آن زلزله شديد نشدي؟ يارو در جواب گفت؛نه! آخه من روم او طرف بود!
گفت: برخي از مدعيان اصلاحات در تبليغات انتخاباتي خود طوري حرف مي زنند كه انگار نه انگار در دوران حاكميت خود چه بلايي بر سر اين ملت مظلوم آورده اند.
گفتم: ايول! انگار اينها نبودند كه مي گفتند معيشت مردم به ما ربطي ندارد! به جاي كار، يكسره با هم دعوا مي كردند، به مقدسات مردم اهانت مي كردند، مردم فقير را لشكر قابلمه به دست ها مي ناميدند، بيت المال را صرف فعاليت هاي حزبي خود مي كردند و...
گفت: پس چرا خودشان را به آن راه مي زنند؟!
گفتم: چه عرض كنم؟! از شخصي پرسيدند، زلزله شهرتان چقدر تلفات داشت؟ جواب داد؛ نمي دانم! پرسيدند؛ در شهر نبودي؟گفت؛ بودم، پرسيدند، پس چطور نمي داني؟ گفت؛اصلاً مگه زلزله اومد؟گفتند؛يعني متوجه آن زلزله شديد نشدي؟ يارو در جواب گفت؛نه! آخه من روم او طرف بود!

farid2008- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 55
Age: 29
آدرس : آمل
از ایشان سپاسگزاری شده: 9
امتیاز: 13102
Registration date: 2008-10-27
رد: ریز اخبار
در مذمت خوشبيني(يادداشت روز)
اردك لنگ بالاخره زمين خورد. انتخابات 4 نوامبر شايد از معدود مبارزات انتخاباتي امريكا در قرن حاضر و حتي قرن گذشته بود كه از يك سال قبل تقريبا همه مي توانستند با قاطعيت نتيجه آن را حدس بزنند. جرج بوش لكه ننگي بر دامن اهل سياست در امريكا نشاند كه حتي جمهوري خواهان هم انگيزه چنداني براي دفاع از آن نشان ندادند و به همين دليل ديديم كه در طول دوره چند ماهه مبارزات انتخاباتي درون حزبي خود بي دغدغه برخي از سياست هاي اصلي او در عرصه هاي داخلي و خارجي را هم به نقد كشيدند. اما پس از اينكه مبارزات درون حزبي پايان يافت و كانديداي اصلي دو حزب مشخص شد، تكرار يك فرمول هميشگي موجب شد غلبه اوباما بر مك كين به پديده اي حتمي تبديل شود. آن فرمول به طور خلاصه اين است كه از آنجا كه وضع موجود (هميشه و همه جا) عموما راضي كننده نيست -و در مورد دولت بوش افتضاح بود- هر كانديدايي كه در موضع مدافع وضع موجود قرار بگيرد لاجرم انس كمتري براي پيروزي خواهد داشت. درست است كه اوباما شعار تغيير داد و خود هم چهره اي متفاوت بود اما مك كين قبل از اينكه به اوباما باخته باشد به بوش باخته است. اگر به جز مك كين هر كس ديگري هم نمايندگي جمهوري خواهان در اين انتخابات را به عهده مي گرفت، نتيجه قاعدتا نمي بايست تفاوت چنداني مي كرد. كارنامه بوش مي توانست هر مدافعي را به زمين گرم بنشاند.
حالا سوال اين است: واقعا چه چيزهايي تغيير خواهد كرد؟ آيا اوباما امكان آن را خواهد داشت كه به واقع دگرگوني هايي اساسي در سياست هاي امريكا بوجو دبياورد و آيا او اساسا قصد انجام چنين كاري را دارد؟ چه مقدار از آنچه در باره اوباما گفته مي شود واقعيت و چه مقدار از آن سوء تفاهم است؟ بحث كلي دراين باره به درازا خواهد انجاميد پس اجازه بدهيد فقط بر موضوع ايران متمركز بشويم.
استراتژي اوباما در باره ايران چنانكه از مجموعه گفته هايش مي توان دريافت، يك استراتژي 3 ستوني است: «اعمال تنبيه هاي فراگير»، «ارائه مشوق هاي قابل اجرا»و«پيشنهاد گفت و گوي مستقيم، سطح بالا و بدون پيش شرط به ايران». نكته اساسي در اين ميان اين است كه ببينيم اولا اين استراتژي بر چه اساسي طراحي شده و ثانيا آيا اجزاي آن قرار است به واقع در سطحي استراتژيك عمل مي كنند يا اينكه برخي از آنها صرفا كاركردي تاكتيكي خواهند داشت. در مورد سوال اول واضح است كه اوباما سعي كرده ضمن حفظ كليت استراتژي غرب در مقابل ايران، در اجزاي آن چنان بازنگري كند كه ضعف هاي رويكرد كنوني را نداشته باشد.
از ديد اوباما استراتژي فعلي غرب (يعني آنچه كه «فشار و مذاكره همزمان» خوانده مي شود) داراي نواقصي است. تحريم هاي اعمال شده در آن غير موثر، فاقد پشتوانه قدرتمند بين المللي و در موارد مهمي يكجانبه است. چنين تحريم هايي همانطور كه تندروهايي مانند جان بولتون هم اذعان دارند نتوانسته و نمي تواند ايران را متوقف كند. اوباما ادعا مي كند كه براي كارآمد شدن اين حربه بايد آن را «فراگير» ساخت و تحريم ها فراگير نخواهد شد مگر اينكه مشكلات موجود پيش پاي اجماع قدرت هاي جهاني عليه ايران از ميان برداشته شود. از نگاه اوباما مشوق هاي ارائه شده به ايران هم چنگ چنداني به دل نمي زند چرا كه در موارد مهمي از حد مقاديري وعده فراتر نرفته است. احتمالا اوباما مايل است اندكي اين وعده ها را چرب تر كند اگرچه ادعا مي كند مشوق ها از اساس متحول خواهند شد.
نهايتا مي ماند پيشنهاد گفت وگوي مستقيم با ايران كه ظاهرا مهم ترين وجه تفاوت استراتژي اوباما با رويه بوش است. دولت بوش و گروه 6 تا امروز همواره گفته اند كه تا زماني كه ايران غني سازي اورانيوم را به نحو قابل راستي آزمايي براي آژانس به حال تعليق درنياورد مذاكرات رسمي با آن را آغاز نخواهند كرد. (بگذريم از اينكه اين اواخر ديگر اين شرط روي ميز قرار نداشت.) حالا اوباما مي گويد به ايران پيشنهاد گفت وگو خواهد داد اولا بدون هيچ پيش شرطي چه غني سازي اورانيوم و چه غير آن، ثانيا با ايران مستقيم گفت وگو خواهد كرد نه با واسطه اين و آن و ثالثا آماده است در سطحي بالاي دولتي با مقام هاي ايراني پشت ميز بنشيند. اين جملات زياده از حد پرطمطراق است اما اگر در تفسير آنها واقع بين باشيم نسبت به استراتژي بوش خطرناك تر اگر نباشد حتما مسالمت جويانه تر هم نيست. خو او در 25 ژوئيه به صراحت گفته است كه چه فكري در سر دارد: «هدف من در زمينه دنبال كردن يك ديپلماسي سرسختانه، جدي و مستقيم، ناشي از اين نيست كه من در مورد ماهيت اين ايران ساده انگار هستم، نه چنين نيست؛ به اين دليل است كه اگر تمايل خود را به گفت وگو نشان دهيم و براي رسيدگي به اين مسائل عاجل، هويج و چماق را پيشنهاد كنيم، در موقعيتي قوي تر براي بسيج جامعه بين المللي جهت افزايش فشار بر ايران قرار مي گيريم». همين جاست كه مي توان فهميد نگاه اوباما به مذاكره با ايران نه استراتژيك بلكه كاملا تاكتيكي و بلكه شرورانه است. او گفت وگو را نه مقدمه دستيابي به راه حل -اگر اساسا چنين چيزي ممكن باشد- بلكه مقدمه اي براي تشديد فشارها عليه ايران مي داند. اوباما فهميده است كه پيشنهاد يك گفت وگوي مستقيم به ايران توان چانه زني امريكا در مقابل روسيه، چين، اروپا و همه مخالفان سفت و سخت تر شدن تحريم ها عليه ايران را بالا مي برد و آنها مجبور خواهند شد لااقل به اندازه يك قدم در مقابل امريكا كوتاه بيايند. همه كساني كه تصور مي كنند روي كار آمدن اوباما به نفع ايران است يا خطر او را نسبت به دموكرات ها كوچكترارزيابي مي كنند بايد دقيقا در اين نكته تامل كنند كه اوباما فقط قصد دارد روش هاي پيچيده تري را به كار بگيرد و الا اهداف او با آنچه اسلافش در پي آن بودند اساسا تفاوتي ندارد. طبيعي است كه ايران مشكل زيادي براي روشن كردن تكليف خود با اين استراتژي موزيانه نخواهد داشت.
صرف نظر از اين موضوع البته در وضعيت جديد هيئت حاكمه امريكا فرصت هاي مهمي براي ايران وجود خواهد داشت. اگرچه اوباما اعلام كرده است كه هيچ گزينه اي را از روي ميز خود حذف نمي كند ولي با توجه به مجموعه معادلات استراتژيك در خاورميانه احتمال بسيار ناچيز درگيري با ايران در دولت او به صفر ميل خواهد كرد. در مورد روابط امريكا و اسراييل، اگرچه بايد از هرگونه خيال پردازي در مورد سست شدن اين رابطه خودداري كرد اما مشخص است كه لرزش هايي در مناسبات صهيونيست ها و كاخ سفيد رخ داده و احتمالا برخي از آنها تشديد خواهد شد. اصل قضيه -كه از NIE 2007 شروع شد-به درك متفاوت دو طرف از ماهيت و فوريت تهديدهاي منطقه اي و فرامنطقه اي بازمي گردد و اينكه مشكلات اختصاصي شان آنقدر زياد شده كه ديگر حاضر نيستند به طور نامحدود براي يكديگر هزينه كنند. اكنون مقام هاي اسراييلي به طور افزوني از آينده سياست امريكا درباره ايران اظهار نگراني مي كنند و مي توان حدس زد كه اين نگراني ها تشديد خواهد شد. همچنين احتمالا زماني حدود 6 ماه طول خواهد كشيد تا هيئت حاكمه امريكا مستقر شود و در اين زمان براي پر كردن خلأ استراتژيكي بوجود آمده هيچ گزينه اي نيرومندتر از ايران نيست. و نهايتا احتمالا اوضاع براي واسطه ها اندكي خراب خواهد شد. واسطه هايي كه تا به حال از زندگي در گسل ها ارتزاق مي كرده اند.
مهدي محمدي
اردك لنگ بالاخره زمين خورد. انتخابات 4 نوامبر شايد از معدود مبارزات انتخاباتي امريكا در قرن حاضر و حتي قرن گذشته بود كه از يك سال قبل تقريبا همه مي توانستند با قاطعيت نتيجه آن را حدس بزنند. جرج بوش لكه ننگي بر دامن اهل سياست در امريكا نشاند كه حتي جمهوري خواهان هم انگيزه چنداني براي دفاع از آن نشان ندادند و به همين دليل ديديم كه در طول دوره چند ماهه مبارزات انتخاباتي درون حزبي خود بي دغدغه برخي از سياست هاي اصلي او در عرصه هاي داخلي و خارجي را هم به نقد كشيدند. اما پس از اينكه مبارزات درون حزبي پايان يافت و كانديداي اصلي دو حزب مشخص شد، تكرار يك فرمول هميشگي موجب شد غلبه اوباما بر مك كين به پديده اي حتمي تبديل شود. آن فرمول به طور خلاصه اين است كه از آنجا كه وضع موجود (هميشه و همه جا) عموما راضي كننده نيست -و در مورد دولت بوش افتضاح بود- هر كانديدايي كه در موضع مدافع وضع موجود قرار بگيرد لاجرم انس كمتري براي پيروزي خواهد داشت. درست است كه اوباما شعار تغيير داد و خود هم چهره اي متفاوت بود اما مك كين قبل از اينكه به اوباما باخته باشد به بوش باخته است. اگر به جز مك كين هر كس ديگري هم نمايندگي جمهوري خواهان در اين انتخابات را به عهده مي گرفت، نتيجه قاعدتا نمي بايست تفاوت چنداني مي كرد. كارنامه بوش مي توانست هر مدافعي را به زمين گرم بنشاند.
حالا سوال اين است: واقعا چه چيزهايي تغيير خواهد كرد؟ آيا اوباما امكان آن را خواهد داشت كه به واقع دگرگوني هايي اساسي در سياست هاي امريكا بوجو دبياورد و آيا او اساسا قصد انجام چنين كاري را دارد؟ چه مقدار از آنچه در باره اوباما گفته مي شود واقعيت و چه مقدار از آن سوء تفاهم است؟ بحث كلي دراين باره به درازا خواهد انجاميد پس اجازه بدهيد فقط بر موضوع ايران متمركز بشويم.
استراتژي اوباما در باره ايران چنانكه از مجموعه گفته هايش مي توان دريافت، يك استراتژي 3 ستوني است: «اعمال تنبيه هاي فراگير»، «ارائه مشوق هاي قابل اجرا»و«پيشنهاد گفت و گوي مستقيم، سطح بالا و بدون پيش شرط به ايران». نكته اساسي در اين ميان اين است كه ببينيم اولا اين استراتژي بر چه اساسي طراحي شده و ثانيا آيا اجزاي آن قرار است به واقع در سطحي استراتژيك عمل مي كنند يا اينكه برخي از آنها صرفا كاركردي تاكتيكي خواهند داشت. در مورد سوال اول واضح است كه اوباما سعي كرده ضمن حفظ كليت استراتژي غرب در مقابل ايران، در اجزاي آن چنان بازنگري كند كه ضعف هاي رويكرد كنوني را نداشته باشد.
از ديد اوباما استراتژي فعلي غرب (يعني آنچه كه «فشار و مذاكره همزمان» خوانده مي شود) داراي نواقصي است. تحريم هاي اعمال شده در آن غير موثر، فاقد پشتوانه قدرتمند بين المللي و در موارد مهمي يكجانبه است. چنين تحريم هايي همانطور كه تندروهايي مانند جان بولتون هم اذعان دارند نتوانسته و نمي تواند ايران را متوقف كند. اوباما ادعا مي كند كه براي كارآمد شدن اين حربه بايد آن را «فراگير» ساخت و تحريم ها فراگير نخواهد شد مگر اينكه مشكلات موجود پيش پاي اجماع قدرت هاي جهاني عليه ايران از ميان برداشته شود. از نگاه اوباما مشوق هاي ارائه شده به ايران هم چنگ چنداني به دل نمي زند چرا كه در موارد مهمي از حد مقاديري وعده فراتر نرفته است. احتمالا اوباما مايل است اندكي اين وعده ها را چرب تر كند اگرچه ادعا مي كند مشوق ها از اساس متحول خواهند شد.
نهايتا مي ماند پيشنهاد گفت وگوي مستقيم با ايران كه ظاهرا مهم ترين وجه تفاوت استراتژي اوباما با رويه بوش است. دولت بوش و گروه 6 تا امروز همواره گفته اند كه تا زماني كه ايران غني سازي اورانيوم را به نحو قابل راستي آزمايي براي آژانس به حال تعليق درنياورد مذاكرات رسمي با آن را آغاز نخواهند كرد. (بگذريم از اينكه اين اواخر ديگر اين شرط روي ميز قرار نداشت.) حالا اوباما مي گويد به ايران پيشنهاد گفت وگو خواهد داد اولا بدون هيچ پيش شرطي چه غني سازي اورانيوم و چه غير آن، ثانيا با ايران مستقيم گفت وگو خواهد كرد نه با واسطه اين و آن و ثالثا آماده است در سطحي بالاي دولتي با مقام هاي ايراني پشت ميز بنشيند. اين جملات زياده از حد پرطمطراق است اما اگر در تفسير آنها واقع بين باشيم نسبت به استراتژي بوش خطرناك تر اگر نباشد حتما مسالمت جويانه تر هم نيست. خو او در 25 ژوئيه به صراحت گفته است كه چه فكري در سر دارد: «هدف من در زمينه دنبال كردن يك ديپلماسي سرسختانه، جدي و مستقيم، ناشي از اين نيست كه من در مورد ماهيت اين ايران ساده انگار هستم، نه چنين نيست؛ به اين دليل است كه اگر تمايل خود را به گفت وگو نشان دهيم و براي رسيدگي به اين مسائل عاجل، هويج و چماق را پيشنهاد كنيم، در موقعيتي قوي تر براي بسيج جامعه بين المللي جهت افزايش فشار بر ايران قرار مي گيريم». همين جاست كه مي توان فهميد نگاه اوباما به مذاكره با ايران نه استراتژيك بلكه كاملا تاكتيكي و بلكه شرورانه است. او گفت وگو را نه مقدمه دستيابي به راه حل -اگر اساسا چنين چيزي ممكن باشد- بلكه مقدمه اي براي تشديد فشارها عليه ايران مي داند. اوباما فهميده است كه پيشنهاد يك گفت وگوي مستقيم به ايران توان چانه زني امريكا در مقابل روسيه، چين، اروپا و همه مخالفان سفت و سخت تر شدن تحريم ها عليه ايران را بالا مي برد و آنها مجبور خواهند شد لااقل به اندازه يك قدم در مقابل امريكا كوتاه بيايند. همه كساني كه تصور مي كنند روي كار آمدن اوباما به نفع ايران است يا خطر او را نسبت به دموكرات ها كوچكترارزيابي مي كنند بايد دقيقا در اين نكته تامل كنند كه اوباما فقط قصد دارد روش هاي پيچيده تري را به كار بگيرد و الا اهداف او با آنچه اسلافش در پي آن بودند اساسا تفاوتي ندارد. طبيعي است كه ايران مشكل زيادي براي روشن كردن تكليف خود با اين استراتژي موزيانه نخواهد داشت.
صرف نظر از اين موضوع البته در وضعيت جديد هيئت حاكمه امريكا فرصت هاي مهمي براي ايران وجود خواهد داشت. اگرچه اوباما اعلام كرده است كه هيچ گزينه اي را از روي ميز خود حذف نمي كند ولي با توجه به مجموعه معادلات استراتژيك در خاورميانه احتمال بسيار ناچيز درگيري با ايران در دولت او به صفر ميل خواهد كرد. در مورد روابط امريكا و اسراييل، اگرچه بايد از هرگونه خيال پردازي در مورد سست شدن اين رابطه خودداري كرد اما مشخص است كه لرزش هايي در مناسبات صهيونيست ها و كاخ سفيد رخ داده و احتمالا برخي از آنها تشديد خواهد شد. اصل قضيه -كه از NIE 2007 شروع شد-به درك متفاوت دو طرف از ماهيت و فوريت تهديدهاي منطقه اي و فرامنطقه اي بازمي گردد و اينكه مشكلات اختصاصي شان آنقدر زياد شده كه ديگر حاضر نيستند به طور نامحدود براي يكديگر هزينه كنند. اكنون مقام هاي اسراييلي به طور افزوني از آينده سياست امريكا درباره ايران اظهار نگراني مي كنند و مي توان حدس زد كه اين نگراني ها تشديد خواهد شد. همچنين احتمالا زماني حدود 6 ماه طول خواهد كشيد تا هيئت حاكمه امريكا مستقر شود و در اين زمان براي پر كردن خلأ استراتژيكي بوجود آمده هيچ گزينه اي نيرومندتر از ايران نيست. و نهايتا احتمالا اوضاع براي واسطه ها اندكي خراب خواهد شد. واسطه هايي كه تا به حال از زندگي در گسل ها ارتزاق مي كرده اند.
مهدي محمدي

farid2008- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 55
Age: 29
آدرس : آمل
از ایشان سپاسگزاری شده: 9
امتیاز: 13102
Registration date: 2008-10-27
رد: ریز اخبار
واكاوي استراتژي واقعي حاكمان اصلي ايالات متحده نوبت روباه !
سيدحسين علوي
مطابق آخرين نتايج اعلام شده از انتخابات پرسروصداي آمريكا «باراك اوباما»، از حزب دموكرات بر رقيب جمهوري خواه خود پيروز شده است.
پيروزي اوباما بر مك كين حاوي نكات مهمي است كه بدون مقدمه به طرح آنها خواهيم پرداخت.
1- امروز كه اوباما بر مك كين چيره شده عده اي آب از دهانشان سرازير گشته؛ كه گويا ناجيان بشر و دوستداران حقيقي صلح و برادري و برابري بر اريكه قدرت نشسته اند و به قول يكي از رفقاي طناز «دست خدا از آستين ملت غيور آمريكا(!) بيرون آمد و بر تعرفه هاي اخذ رأي نام اوباما را نگاشت.»
براي تحليل صحيح واقعه انتخاب اوباما بايد ديد كه اصلا ما با چه كشوري مواجهيم؟ آيا ايالات متحده آمريكا آنچنان فريفته شعار پرزرق و برق دموكراسي است كه هر چهار سال يكبار مسير خود را مطابق راي توده ها تغيير دهد؟ آيا چنين تحليلي از آمريكا صحيح است؟ هرگز!
بدون ذره اي ترديد ملت آمريكا را بايد تابعي از يك لابي مقتدر سياسي پشت پرده تلقي كرد، ملتي كه آنچنان مسحور دستگاه پروپاگانداي سياسي- اقتصادي- فرهنگي اين لابي شده اند كه گويي اينان در وهم آزادي، بردگان مدرن اند! و آن لابي پشت پرده چيزي جز «صهيونيزم» نيست.
اين صهيونيست ها هستند كه در قالب هايي چون «ايپك» نبض سياستگذاري در ايالات متحده را در چنگ خويش دارند. با هاليوود براي اين ملت نگون بخت فرهنگ مي سازند؛ با كمپاني ها و تراستهاي متشكل از كلان سرمايه داران صهيونيست براي اين ملت نگون بخت اقتصاد مي سازند و با لابي هاي مقتدر سياسي براي اين بيچارگان سرخوش(!) سنا و كنگره و وايت هاوس و... برپا مي كنند!
مگر جز اين است؟! امروز چه كسي مي تواند باور كند كه به اندازه رطوبت سرسوزني امكان دارد فردي بدون وابستگي به آرمانهاي فاسد صهيونيسم رئيس جمهور آمريكا شود؟!
صهيونيزم، الهه و معبود كارگزاران سياسي ايالات متحده آمريكاست و اگر كسي فكر تمرد از منويات بتهاي معبد صهيونيسم را به مخيله خويش راه دهد از هستي ساقط خواهد شد.
امروز سياستمدار شدن در آمريكا مترادف با تا كمر خم شدن در برابر صهيونيسم است.
آمريكا شيطان بزرگ و شيطان مجسم است. لذا امكان ندارد در اين جولانگاه شيطان كسي جز بردگان شيطان به حكومت رسد... اگر آبي از دهان عده اي سرازير است يا از سر جهل ايشان است يا غفلت است يا خداي ناكرده نقشه اي در كار است.
2- اما، ظاهر ماجرا چيز ديگري را نشان مي دهد. اوباما، خود را اهل صلح و گفتگو و... مي خواند. طرفدار خروج نيروهاي نظامي آمريكا از عراق است. دم از گفتگو با ايران اسلامي مي زند. به ظاهر آدم آرامي است. راستي سياهپوست هم هست- كنايه از اينكه سمبل قومي است كه سالها در آمريكا مورد جفا قرار گرفته اند- در مقابل او، مك كين بود. فردي هوادار جنگ و چنگ و دندان نمايي براي ايران و تداوم اشغال عراق و افغانستان و... با تمام اوصاف فوق، آيا مك كين به تمنيات صهيونيستها نزديك تر بود يا اوباما؟ به عبارت اخري آرزوهاي صهيونيسم بين الملل با مك كين محقق مي شد يا اوباما؟
بسياري از سر سادگي اين روزها مك كين را مجسمه آرمانهاي صهيونيستها تلقي مي كنند و اتفاقا از همين روست كه خرسندند از آنكه كسي در آمريكا رأي آورده كه حداقل مثل كانديداي جمهوري خواه روش هاي وحشيانه صهيونيستها را در عرصه جهاني پيگيري نمي كند.
حقيقت ماجرا به گونه اي ديگر است. در اينجا خوب است اشاره اي به بخشهايي از كتاب شهريار اثر نيكولو ماكياولي نمايم تا حقيقت ماجرا روشن تر شود.
ماكياول پدر سياست در معناي مدرن است. سياست در معناي مدرن آن امري زميني تلقي شده و هدف از سياست ورزي صرفا دستيابي به قدرت با هر وسيله اي، براي نخستين بار در آراي ماكياول متجلي گشت. نظريه سياسي ماكياوليسم كه در كتاب «شهريار» مندرج است، قرنهاست كه سرلوحه عمل كارگزاران صهيون است.
ماكياول، فرمانرواي ايده آل را فردي با درندگي شير و ذكاوت روباه توصيف مي كند. «پرنس» بايد از سويي به وقت حفظ اركان قدرت همچون شير درنده توده هاي سركش را پاره پاره كند و از سويي دگر به وقت تثبيت پايه هاي قدرت خويش در افكار عمومي روبه صفتانه مانور «مدارا» و «صلح طلبي» و «همرنگي با توده ها» دهد. كه اگر به وقت درندگي شير درنده باشد و به وقت نفاق روبه منافق باشد، پايه هاي حكومتش- به زعم باطل ماكياول- همواره مستدام خواهد بود!
و اين همان نسخه اي است كه لابي صهيونيستي حاكم بر اركان سياسي ايالات متحده بدون ذره اي دخل و تصرف در طول تاريخ كوتاه اين كشور پرمدعا به كار برده.
بياييد تاريخ را تورق كنيم. پيش از جرج بوش، بيل كلينتون دموكرات 8 سال بر كاخ سفيد حاكم بود.
دموكراتها در بازي صهيونيستها جلوه روبه صفتي پرنس هستند. كلينتون با دشمن شماره يك صهيونيزم چگونه برخورد كرد؟ آيا او ايران را تهديد به حمله نظامي كرد؟ هرگز! او شير نبود، روباه بود! او بايد با ژست صلح طلبي و دموكراسي به جنگ دشمنان اربابش مي آمد.
از همين رو بود كه تحريم داماتو، ارتباط گيري جدي و آشكار با سياسيون غرب زده داخل ايران، تقويت كانالهاي ماهواره اي، تشديد فشارهاي حقوق بشري و... در دوره اين روباه دموكرات ايجاد شد. اما به فضل پروردگار انقلاب اسلامي ايران و دنياي جديد اسلام خواهي جهاني كه پاياني بود بر نقشه هاي شوم صهيونيزم بين الملل، بيدي نبود كه از بادهايي چون روبه صفتان دموكرات بلرزد. از اين رو، حاكمان اصلي ايالات متحده روي ديگر خود كه همان شير درنده و خونريز جمهوريخواه بود را پس از خيمه شب بازي انتخابات 2000 در قالب مترسكي به نام جرج واكر بوش نمايان كردند.
او دو جنگ خونين به راه انداخت. ابتدا افغانستان و سپس عراق، و همه عالم مي دانستند كه هدف از اين لشگركشي صدها ميليارد دلاري، نه افغانستان بود و نه عراق كه حقيقت ماجرا نمايش چنگ و دندان شير ماكياول به ايران بود.
كار به جايي رسيد كه شيران احمق جمهوري خواه در طول اين 8 سال اخير بارها ايران را تهديد به حمله مستقيم نظامي نمودند. اما باز هم به فضل پروردگار و عنايات صاحب اصلي اين انقلاب، شيري از پس روباهي ره به هزيمت سپرد و سرشكستگي از اين بالاتر براي او نبود كه رسما نامه التماس آميز براي گفتگو با ايران ارسال كند... اما امروز...
امروز، پس از گذشت 8 سال از حاكميت شيرهاي توخالي صهيونيسم و ناكامي سياستهاي وحشيانه و جنگ طلبانه جمهوري خواهان، عقلاي لابي مركزي صهيونيستها بدون ذره اي ترديد به اين نتيجه رسيده اند كه، دوران ياغي گري و ژست وحشيگري به پايان رسيده است.
دستاورد لشگركشي به عراق و افغانستان براي ايشان چيزي نبوده جز آنكه جهان امروز فهميده كه كشت خشخاش از 200 تن به 8200 تن در سال رسيده! طالبان آمريكايي با اربابانش معامله مي كند تا مردم بدبخت افغانستان را هم آمريكايي ها بكشند هم طالبان! در عراق هم دروغ بزرگ وجود سلاح كشتار جمعي پس از سالها حضور نظامي آمريكايي ها در اين كشور هر روز آشكارتر گشته، صداميان هم كه هنوز از مردم بيچاره عراق قرباني مي گيرند، البته در كنار و همراه با وحشيگري هاي خود آمريكايي ها! ثمره اين دو جنگ نه تنها افزايش اقتدار آمريكا در خاورميانه نبوده بلكه به اعتراف سردمداران دستگاه سياست خارجي آمريكا تنها افزايش ضربه پذيري آمريكا از ايران و فزوني اقتدار جهاني ايران بوده است.
پس امروز، دوران اداي شير درآوردن به سر آمده و گاه روبه صفتي است. ديگر قلدربازي معنا ندارد. امروز نوبت روبهان ماكياول است كه بار ديگر همان استراتژي افزون خواهانه پيشين را در زرورق شعارهاي عوامفريب پيچيده و به خورد حمقاي عالم دهند! امروز روز «مديريت» روباهان بر خونهاي به ناحق ريخته شده به دست شيران كه چه عرض كنم، گرگهاست!
امروز، به رغم آنكه مك كين در ظاهر با استراتژي كلان صهيونيسم سازگارتر است ولي اوباما با اتخاذ تاكتيكهاي ديكته شده از سوي اربابانش براي پروژه جهاني صهيونيسم «كارايي» بيشتري دارد. شاهد اين ادعا آن است كه 60 درصد پولي كه صهيونيستهاي آمريكا صرف اين انتخابات كرده اند در سبد اوباما ريخته شده. آيا اين عجيب نيست؟
صهيونيستها نااميدانه آخرين تلاشهاي خود را در اين انتخابات به كار بستند تا با رو كردن روباهي ديگر آرزوي حكومت بر جهان كه به بركت انقلاب اسلامي و به فضل پروردگار متعال 30 سال است بر باد فنا رفته را محقق كنند.
... اوباما، همان مك كين است، همانطور كه بوش همان الگور بود! اينها همه نوكران ارباباني ديگرند. ديروز ارباب خوش داشت بي پرده چهره حيواني حقيقي خويش را عيان كند. امروز فهميده كه چنگ زدن بي فايده است. بايد نيش زد! بايد روباه بود... بايد اوباما بود!
سيدحسين علوي
مطابق آخرين نتايج اعلام شده از انتخابات پرسروصداي آمريكا «باراك اوباما»، از حزب دموكرات بر رقيب جمهوري خواه خود پيروز شده است.
پيروزي اوباما بر مك كين حاوي نكات مهمي است كه بدون مقدمه به طرح آنها خواهيم پرداخت.
1- امروز كه اوباما بر مك كين چيره شده عده اي آب از دهانشان سرازير گشته؛ كه گويا ناجيان بشر و دوستداران حقيقي صلح و برادري و برابري بر اريكه قدرت نشسته اند و به قول يكي از رفقاي طناز «دست خدا از آستين ملت غيور آمريكا(!) بيرون آمد و بر تعرفه هاي اخذ رأي نام اوباما را نگاشت.»
براي تحليل صحيح واقعه انتخاب اوباما بايد ديد كه اصلا ما با چه كشوري مواجهيم؟ آيا ايالات متحده آمريكا آنچنان فريفته شعار پرزرق و برق دموكراسي است كه هر چهار سال يكبار مسير خود را مطابق راي توده ها تغيير دهد؟ آيا چنين تحليلي از آمريكا صحيح است؟ هرگز!
بدون ذره اي ترديد ملت آمريكا را بايد تابعي از يك لابي مقتدر سياسي پشت پرده تلقي كرد، ملتي كه آنچنان مسحور دستگاه پروپاگانداي سياسي- اقتصادي- فرهنگي اين لابي شده اند كه گويي اينان در وهم آزادي، بردگان مدرن اند! و آن لابي پشت پرده چيزي جز «صهيونيزم» نيست.
اين صهيونيست ها هستند كه در قالب هايي چون «ايپك» نبض سياستگذاري در ايالات متحده را در چنگ خويش دارند. با هاليوود براي اين ملت نگون بخت فرهنگ مي سازند؛ با كمپاني ها و تراستهاي متشكل از كلان سرمايه داران صهيونيست براي اين ملت نگون بخت اقتصاد مي سازند و با لابي هاي مقتدر سياسي براي اين بيچارگان سرخوش(!) سنا و كنگره و وايت هاوس و... برپا مي كنند!
مگر جز اين است؟! امروز چه كسي مي تواند باور كند كه به اندازه رطوبت سرسوزني امكان دارد فردي بدون وابستگي به آرمانهاي فاسد صهيونيسم رئيس جمهور آمريكا شود؟!
صهيونيزم، الهه و معبود كارگزاران سياسي ايالات متحده آمريكاست و اگر كسي فكر تمرد از منويات بتهاي معبد صهيونيسم را به مخيله خويش راه دهد از هستي ساقط خواهد شد.
امروز سياستمدار شدن در آمريكا مترادف با تا كمر خم شدن در برابر صهيونيسم است.
آمريكا شيطان بزرگ و شيطان مجسم است. لذا امكان ندارد در اين جولانگاه شيطان كسي جز بردگان شيطان به حكومت رسد... اگر آبي از دهان عده اي سرازير است يا از سر جهل ايشان است يا غفلت است يا خداي ناكرده نقشه اي در كار است.
2- اما، ظاهر ماجرا چيز ديگري را نشان مي دهد. اوباما، خود را اهل صلح و گفتگو و... مي خواند. طرفدار خروج نيروهاي نظامي آمريكا از عراق است. دم از گفتگو با ايران اسلامي مي زند. به ظاهر آدم آرامي است. راستي سياهپوست هم هست- كنايه از اينكه سمبل قومي است كه سالها در آمريكا مورد جفا قرار گرفته اند- در مقابل او، مك كين بود. فردي هوادار جنگ و چنگ و دندان نمايي براي ايران و تداوم اشغال عراق و افغانستان و... با تمام اوصاف فوق، آيا مك كين به تمنيات صهيونيستها نزديك تر بود يا اوباما؟ به عبارت اخري آرزوهاي صهيونيسم بين الملل با مك كين محقق مي شد يا اوباما؟
بسياري از سر سادگي اين روزها مك كين را مجسمه آرمانهاي صهيونيستها تلقي مي كنند و اتفاقا از همين روست كه خرسندند از آنكه كسي در آمريكا رأي آورده كه حداقل مثل كانديداي جمهوري خواه روش هاي وحشيانه صهيونيستها را در عرصه جهاني پيگيري نمي كند.
حقيقت ماجرا به گونه اي ديگر است. در اينجا خوب است اشاره اي به بخشهايي از كتاب شهريار اثر نيكولو ماكياولي نمايم تا حقيقت ماجرا روشن تر شود.
ماكياول پدر سياست در معناي مدرن است. سياست در معناي مدرن آن امري زميني تلقي شده و هدف از سياست ورزي صرفا دستيابي به قدرت با هر وسيله اي، براي نخستين بار در آراي ماكياول متجلي گشت. نظريه سياسي ماكياوليسم كه در كتاب «شهريار» مندرج است، قرنهاست كه سرلوحه عمل كارگزاران صهيون است.
ماكياول، فرمانرواي ايده آل را فردي با درندگي شير و ذكاوت روباه توصيف مي كند. «پرنس» بايد از سويي به وقت حفظ اركان قدرت همچون شير درنده توده هاي سركش را پاره پاره كند و از سويي دگر به وقت تثبيت پايه هاي قدرت خويش در افكار عمومي روبه صفتانه مانور «مدارا» و «صلح طلبي» و «همرنگي با توده ها» دهد. كه اگر به وقت درندگي شير درنده باشد و به وقت نفاق روبه منافق باشد، پايه هاي حكومتش- به زعم باطل ماكياول- همواره مستدام خواهد بود!
و اين همان نسخه اي است كه لابي صهيونيستي حاكم بر اركان سياسي ايالات متحده بدون ذره اي دخل و تصرف در طول تاريخ كوتاه اين كشور پرمدعا به كار برده.
بياييد تاريخ را تورق كنيم. پيش از جرج بوش، بيل كلينتون دموكرات 8 سال بر كاخ سفيد حاكم بود.
دموكراتها در بازي صهيونيستها جلوه روبه صفتي پرنس هستند. كلينتون با دشمن شماره يك صهيونيزم چگونه برخورد كرد؟ آيا او ايران را تهديد به حمله نظامي كرد؟ هرگز! او شير نبود، روباه بود! او بايد با ژست صلح طلبي و دموكراسي به جنگ دشمنان اربابش مي آمد.
از همين رو بود كه تحريم داماتو، ارتباط گيري جدي و آشكار با سياسيون غرب زده داخل ايران، تقويت كانالهاي ماهواره اي، تشديد فشارهاي حقوق بشري و... در دوره اين روباه دموكرات ايجاد شد. اما به فضل پروردگار انقلاب اسلامي ايران و دنياي جديد اسلام خواهي جهاني كه پاياني بود بر نقشه هاي شوم صهيونيزم بين الملل، بيدي نبود كه از بادهايي چون روبه صفتان دموكرات بلرزد. از اين رو، حاكمان اصلي ايالات متحده روي ديگر خود كه همان شير درنده و خونريز جمهوريخواه بود را پس از خيمه شب بازي انتخابات 2000 در قالب مترسكي به نام جرج واكر بوش نمايان كردند.
او دو جنگ خونين به راه انداخت. ابتدا افغانستان و سپس عراق، و همه عالم مي دانستند كه هدف از اين لشگركشي صدها ميليارد دلاري، نه افغانستان بود و نه عراق كه حقيقت ماجرا نمايش چنگ و دندان شير ماكياول به ايران بود.
كار به جايي رسيد كه شيران احمق جمهوري خواه در طول اين 8 سال اخير بارها ايران را تهديد به حمله مستقيم نظامي نمودند. اما باز هم به فضل پروردگار و عنايات صاحب اصلي اين انقلاب، شيري از پس روباهي ره به هزيمت سپرد و سرشكستگي از اين بالاتر براي او نبود كه رسما نامه التماس آميز براي گفتگو با ايران ارسال كند... اما امروز...
امروز، پس از گذشت 8 سال از حاكميت شيرهاي توخالي صهيونيسم و ناكامي سياستهاي وحشيانه و جنگ طلبانه جمهوري خواهان، عقلاي لابي مركزي صهيونيستها بدون ذره اي ترديد به اين نتيجه رسيده اند كه، دوران ياغي گري و ژست وحشيگري به پايان رسيده است.
دستاورد لشگركشي به عراق و افغانستان براي ايشان چيزي نبوده جز آنكه جهان امروز فهميده كه كشت خشخاش از 200 تن به 8200 تن در سال رسيده! طالبان آمريكايي با اربابانش معامله مي كند تا مردم بدبخت افغانستان را هم آمريكايي ها بكشند هم طالبان! در عراق هم دروغ بزرگ وجود سلاح كشتار جمعي پس از سالها حضور نظامي آمريكايي ها در اين كشور هر روز آشكارتر گشته، صداميان هم كه هنوز از مردم بيچاره عراق قرباني مي گيرند، البته در كنار و همراه با وحشيگري هاي خود آمريكايي ها! ثمره اين دو جنگ نه تنها افزايش اقتدار آمريكا در خاورميانه نبوده بلكه به اعتراف سردمداران دستگاه سياست خارجي آمريكا تنها افزايش ضربه پذيري آمريكا از ايران و فزوني اقتدار جهاني ايران بوده است.
پس امروز، دوران اداي شير درآوردن به سر آمده و گاه روبه صفتي است. ديگر قلدربازي معنا ندارد. امروز نوبت روبهان ماكياول است كه بار ديگر همان استراتژي افزون خواهانه پيشين را در زرورق شعارهاي عوامفريب پيچيده و به خورد حمقاي عالم دهند! امروز روز «مديريت» روباهان بر خونهاي به ناحق ريخته شده به دست شيران كه چه عرض كنم، گرگهاست!
امروز، به رغم آنكه مك كين در ظاهر با استراتژي كلان صهيونيسم سازگارتر است ولي اوباما با اتخاذ تاكتيكهاي ديكته شده از سوي اربابانش براي پروژه جهاني صهيونيسم «كارايي» بيشتري دارد. شاهد اين ادعا آن است كه 60 درصد پولي كه صهيونيستهاي آمريكا صرف اين انتخابات كرده اند در سبد اوباما ريخته شده. آيا اين عجيب نيست؟
صهيونيستها نااميدانه آخرين تلاشهاي خود را در اين انتخابات به كار بستند تا با رو كردن روباهي ديگر آرزوي حكومت بر جهان كه به بركت انقلاب اسلامي و به فضل پروردگار متعال 30 سال است بر باد فنا رفته را محقق كنند.
... اوباما، همان مك كين است، همانطور كه بوش همان الگور بود! اينها همه نوكران ارباباني ديگرند. ديروز ارباب خوش داشت بي پرده چهره حيواني حقيقي خويش را عيان كند. امروز فهميده كه چنگ زدن بي فايده است. بايد نيش زد! بايد روباه بود... بايد اوباما بود!

پری- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 84
Age: 28
آدرس : سراب
از ایشان سپاسگزاری شده: 1
امتیاز: 13054
Registration date: 2008-10-27
صفحه 2 از 2 •
1, 2
صفحه 2 از 2
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد




» درحمام کدام قسمت بدنتان را اول میشویید؟
» سه ترانه زیبا از حامد صادقی + دانلود
» ساخت ساختمان ۶ طبقه در ۲۴ ساعت!
» رسوایی دشمنان نظریه قاره کهن در سایت ویکیپدیا