لابی ایران سوئد Iran & Sweden

ایران بهشت ماست ، ایران تنها بهانه بودن است . ارد بزرگ
الرئيسيةالرئيسية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
< class="" height="25"> المواضيع الأخيرة
» دانلود کتاب : آموزش میکروکنترولر PIC
أمس في 3:54 pm من طرف

» جوجه کباب
الجمعة فبراير 10, 2012 6:06 pm من طرف

» عکس : ونیز یخ بست!
الخميس فبراير 09, 2012 1:04 am من طرف

» دانلود کتاب : اعترافات غزالی
الجمعة فبراير 03, 2012 3:48 am من طرف

» میترایسم، مهر و مهرپرستی
الجمعة فبراير 03, 2012 3:26 am من طرف

< class="" height="25"> Orodism


http://www.tradea.org/uploads/o/orodism/1763.jpg

http://tradea.org/uploads/o/orodism/1785.jpg

پایکوبی و شادی
گردن کشان
گواراترین چشمه
بارش باران
اخم
شاهنامه حکیم فردوسی
دست نشانده پلید
فرمانروای بزرگ
نگهداری از مادر و پدر
فرزند نانجیب
اسطوره ها
ارزش شادی
سپاه یاران برآزندگان
پشتکار
گرمای وجود مردان و زنان کهن
دوستی و دشمنی در سیاست
اهل سیاست
نخستین گام های قهرمانی
پیشوای بی باک
سرپرست ناتوان
بی پایبندی به نظم
سازگاری با گیتی
تمنای واپسین
در پس کار ناشایست
برای روزهای سختر
نرمی و بهکامی
سخت ترین دلها
زمان های ارزشمند
نادرست بودن آرزویی
آرمانی روشن
تجربه و خودساختگی
خاطرات تلخ
شادی ها و غم ها
دشمن شادی
سرنوشت
کوهستان و دریا
راز اندوختن خرد
بین خود و همسرت
حق آزادی
ستیزه جویان
روح و بدن
نتیجه بردباری
آه ستمدیدگان
اخبار ریز و درشت
ساده کردن هدف
یادآوری آرمانها
ثروت
باور به پیروزی
آزادگان میهن پرست
جشن های پیاپی
شیره نوروز
بهشت ما
بهانه زندگی
کتاب ها
کینه
در بند زندگی روزمره
پیران فریبکار
زندگی از آغاز
سیاه و سفید کردن اینترنت
با ارزشترین نشان
اندرز بسیار
یک شاخه گل
اندرز
همراه و یاور
شایستگی ها
رنج
مستمند
برخواستنی نیست
آدم های هدفمند
آرمان خواهی
کودک امروز
بی وفایی
کارمند نابکار
زایش و پویش
روشنترین ستاره ها
هرج و مرج
زخم شمشیر
سختی های روزگار
سختی های بزرگ
عشق
خوی آدمی
ویژه گی آدمهای کارآمد
راه گم کرده
نگاه ما به انسان ها
نیروی تنهایی
پژوهش
گزینش
ترانه زاری
شادی و امید
بدبختی
آدم خودبین
میزان فر
جدایی
داوری (قضاوت)
مرد دلیر
پرتگاه
هنرمند و نویسنده مزدور
بهترین آموزگار استاد
ارزش خویش
یاد اشک
کنش آب و هوا
بزمگاه جهان
سو سو ی امید
پرده پوشی (سانسور)
اهل خرد
پایداری و تلاش
منتقدین پر حرف
بردباری و امید
پیشرفت مردم
ناراست
تنهایی کارآمد
دستمزد
آرامش
آز
بداندیش
خواست همگانی
دام نقادان
تجربه
فریفته نگاه
گفتار نیکو
آدمهای فرهمند
بسامدهای کیهانی
پیرامونیان ما
نگاه ما
خموشی
سکوت
آتش خشم
کُرنش
خطر
راه آشتی
در بسته
بردباری
آمادگی
کردار و رفتار
آیین آموزشی
منش آدمی
بیداری
فریبنده
خوار نمودن
سرباز
تاراج و شورش
بخت
گذشت
فراز
شایستگان
خنده
لبخند
پیشرفت
بدگویی
پیمان شکن
زایش
آموزگار
اندیشمند
فریاد
چوپان بیدار
زیستگاه طبیعی
خود کامگان
خودخواه
آرمان
خودآگاهی ملی
خوش نامی
آدم مادیگرا
جوان و ثروت
گام نخست
آه و بردباری
بازی
کردار ناپسند
زبان
خوشرویی
بن خرد
ساختار
باور
نجابت زن
امنیت
خودخواه
راه اندیشه و ارزیابی
کارمندان نابکار
بد اندیش
خودخواهی
گفتگو با نادان
آرامش
خبرهای نادرست
خود شناسی
رَد راستی
راستی
دیدگاه مردم
امید
فرهنگ
بسوی پیروزی
جهان دیگر
اشک
واژه ها
فرهنگ و هنر
گذشت
شاد زیستن
غم ها
خرد
شادی


كساني كه Online هستند
در مجموع 6 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 6 مهمان :: 2 عناكب الفهرسة في محركات البحث

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرشته آبی - 1592
 
حمیده ناصری - 1406
 
مهران عبدالهی - 1296
 
admin - 1288
 
ستاره عباسی - 1250
 
فرهاد آذر - 1232
 
زیبا تبریزی - 994
 
sunny - 989
 
Sarvenaz - 980
 
Parvaneh - 968
 

 لابی ایران سوئد   برای ورود به صفحه نخست لابی ایران سوئد بر روی پرچم کلیک کنید Iran & Sweden


شاطر | 
 

 محمدکاظم موسوي بجنوردي

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
گلی بیتا
یار لابی ایران سوئد
یار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 391
Age: 29
آدرس : فرانکفورت
از ایشان سپاسگزاری شده: 28
امتیاز: 12098
Registration date: 2008-10-27

پستعنوان: محمدکاظم موسوي بجنوردي   الأربعاء نوفمبر 05, 2008 5:49 pm

چريک دانشمند

زندگينامه

به سال 1321ش/1362ق در خانواده يي روحاني در نجف اشرف زاده شد. پدرش مرحوم آيت اللـه سيدحسن بجنوردي از دانشمندان و مراجع بلندپايه تشيع بود، و مادرش نواده مرحوم سيدابوالحسن اصفهاني، مرجع بزرگ شيعه در نجف اشرف به شمار مي رفت. محمدکاظم در همان شهر رشد کرد و به تحصيل علم پرداخت. وي همزمان علوم قديم و جديد را فرا مي گرفت و به ويژه در حوزه نجف از محضر استادان سود مي برد و از همان ايام به علوم عقلي و فلسفي علاقه وافر نشان مي داد. با اين همه اوضاع نابسامان سياسي و اجتماعي سرزمين هاي اسلامي همواره فکر او را به خود مشغول مي داشت و در انديشه يافتن پاسخ اين پرسش بود که عوامل رکود فکري و عقب ماندگي اجتماعي و فرهنگي اقوام مسلمان - پس از قرن ها مجد و شکوه فرهنگي - چيست و چگونه مي توان تمدن اسلامي را احيا کرد و مسلمانان را در جهان نو، با تحولات عميق فرهنگي و سياسي و اجتماعي هماهنگ و هم داستان کرد. تسلط قدرت هاي اروپايي بر غالب سرزمين هاي اسلامي و مقهوريت مسلمانان اين انديشه را در محمدکاظم ايجاد و تقويت مي کرد که افزون بر فعاليت هاي سياسي براي تحقق استقلال واقعي، ايجاد يک بستر عميق فرهنگي و آشنا گردانيدن مسلمانان با زواياي تاريخ و فرهنگ و تمدن اسلامي و ملل مسلمان، مهم ترين و نخستين گام براي وصول به دروازه هاي پيشرفت و احياي فرهنگ و ايجاد خودباوري به شمار مي رود. از اين رو وجهه همت خود را از يک سو، ورود به مبارزه سياسي و از سوي ديگر طراحي نهادي فرهنگي و علمي براي تحقق اين اهداف قرار داد. فعاليت هاي سياسي محمدکاظم که منجر به دستگيري او و قريب به ±´ سال زندان شد گرچه وي را از پيگيري اهداف فرهنگي براي مدتي بازداشت، ولي زندان فرصت خوبي براي بازسازي فکري و تعميق مطالعات تاريخي و فرهنگي در اختيار او نهاد و اجازه داد بيش از پيش به تفکر درباره راه هاي نيل به خودآگاهي و خودباوري فرهنگي بپردازد. نتيجه اين تفکرات، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و آزادي بجنوردي از زندان ظاهر شد. وي پس از مدت کوتاهي فعاليت در مشاغل بلندپايه دولتي و نمايندگي مردم در مجلس قانونگذاري ايران، اوقات خود را يکسره وقف تحقق اهداف بلند فرهنگي گردانيد و مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي را بنيان نهاد. اين مرکز به سرعت نقش بزرگي در جامعه فرهنگي ايران برعهده گرفت و تاثير بسزايي در اشاعه اطلاعات دقيق و مستند علمي درباره تاريخ و فرهنگ و تمدن ايران و اسلام برجاي نهاد. اقبال دانشمندان و دانش پژوهان ايراني و غيرايراني، و نيز محققان اسلام شناس غربي به اين دايره المعارف، نشان دهنده اين نقش و تاثير است. دايره المعارف بزرگ اسلامي به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي منتشر شده و مي شود. مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي بنا بر طرح ها و پيش بيني هاي آقاي بجنوردي علاوه بر تدوين دايره المعارف هاي عمومي و تخصصي مربوط به ايران و اسلام، به تحقيق و تاليف آثار بزرگ مستقل مانند تاريخ اسلام، تاريخ ايران نيز اشتغال دارد.

از محمدکاظم بجنوردي که خود در مباحث فلسفه و کلام اسلامي و مسائل اجتماعي دنياي اسلام دستي قوي دارد، مقالات متعددي در دايره المعارف و نشريات ايران به چاپ رسيده است. علاوه بر اين، پس از انتخاب جناب آقاي سيدمحمد خاتمي به رياست جمهوري، آقاي بجنوردي رياست سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران را نيز برعهده گرفت و مشاور رئيس جمهوري در مسائل مختلف و به ويژه در مساله فناوري اطلاعات شد. زندگينامه سياسي و فرهنگي بجنوردي هم تحت عنوان مسي به رنگ شفق، در تهران به چاپ رسيده است.

از عمليات چريکي تا کار فرهنگي

گردانندگان کتابخانه کانون زندانيان سياسي مسلمان قبل از انقلاب که خود از مبارزان قبل از انقلاب هستند اخيراً گفت وگويي با کاظم بجنوردي از مبارزان و فرهيختگان قديمي داشتند که گوشه هايي از تاريخ مبارزات گذشته را روشن مي کند. ضمن اينکه سيرتحولات شخص ايشان نيز خود بخشي از حوزه تاريخ معاصر را رقم مي زند. در ذيل بخش عمده اين گفت وگو را که در نشريه داخلي اين تشکل درج شده است مي خوانيد.

---

- تقريباً همه زندانيان سياسي زمان شاه شما را مي شناسند و اگر هم شما را از نزديک در زندان يا پس از انقلاب نديده باشند، خاطرات شما را اينجا و آنجا به نقل از خودتان يا در نوشته هاي ديگران خوانده اند. با اين حال مي خواهيم صحبت را از مبارزات و دستگيري و آزادي خود شروع کنيد.

خيلي ساده است. در سال 40 وارد ميدان مبارزه شدم، در سال 44 دستگير و زنداني شدم و يک ماه مانده به پيروزي انقلاب هم از زندان آزاد شدم.

-خيلي هم ساده نيست، اينکه کسي در 19 سالگي قبل از هر جريان ديگري بنيانگذار حزبي با مشي مسلحانه و ديدگاه فراملي براي برقراري حکومت اسلامي باشد، نبوغ مي خواهد. اينکه يک جوان 23 ساله دستگيري 55 نفر را تاب بياورد و به آينده اميدوار بماند، ايمان مي خواهد. اينکه کسي حدود 14 سال شکنجه ها و شرايط وحشيانه زندان شاه را تحمل کند، استقامت مي خواهد. اينکه در همه اين سال ها با ظهور سازمان هاي مختلف و وقوع حوادث گوناگون، خط

و دشمن را گم نکند، سعه صدر و بلندنظري مي خواهد. دوست داريم درباره اين مسائل صحبت کنيد. گذشته از اينکه خاطرات شما در کتابي تحت عنوان «مسي به رنگ شفق» منتشر شده است.

تهيه آن کتاب توسط حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي شايد دو سال طول کشيد. دو سه نفر بودند که از ما نوار تهيه مي کردند. من هم چون انگيزه قوي براي اين کار نداشتم و خاطرات هم به سال هاي بسيار دور برمي گشت، خيلي فعال نشدم. بين جلسات از نظر زماني زياد فاصله مي افتاد. خاطرات مرا بدون ويرايش و حتي اطلاع من، با عنوان «خاطرات بجنوردي» چاپ کردند. من اعتراض کردم. بعد آقاي مهندس کرماني گفت من در زمان دستگيري شما در دبيرستان بودم و به خاطر سمپاتي و علاقه يي که دارم، دوست دارم اين خاطرات را منتشر کنم. نوارها در اختيار او قرار گرفت و «مسي به رنگ شفق» را چاپ کرد.

- قرار است براي کنگره بين المللي مبارزين عليه استبداد که در دهه فجر با همکاري کانون زندانيان سياسي مسلمان قبل از انقلاب برگزار خواهد شد، زندگينامه شما براي جوانان به صورت کتاب چاپ شود. در مورد حزب ملل اسلامي هم کتاب هاي مختلفي در داخل و خارج از کشور نوشته شده است. نظر بنيانگذار حزب در اين مورد چيست؟

آن 8 جلد که در قفسه بالا قرار دارد، تاريخ حزب ملل اسلامي است. در موزه عبرت هم غرفه يي براي ملل اسلامي زده اند و 6 جلد کتاب دارند. من فکر مي کنم روي حزب، کار تحقيقي نشده است. اهميت موضوع از آنجاست که شعار مبارزه مسلحانه را اولين بار در ايران حزب ملل اسلامي مطرح کرد. 6 سال بعد سازمان چريک هاي فدايي خلق و سازمان مجاهدين خلق شکل گرفت. بيژن جزني از رهبران جريان سياهکل و سازمان چريک هاي فدايي خلق در زندان به من گفت تجربه شما براي ما يک رهنمود بود. مخصوصاً بچه هاي مسلمان بين يک عمل تروريستي که گروه فدائيان اسلام سابقاً انجام مي دادند با مبارزه مسلحانه اشتباه مي گيرند. خب آنها يک گروه مذهبي بودند و به همين انگيزه چند نفر را کشتند. اما برنامه يي که حاصل تحليل سياسي ـ اقتصادي جامعه باشد و هدف اين باشد که قدرت نظامي رژيم را با مبارزه مسلحانه از بين ببرند و رژيم را سرنگون سازند، نداشتند.

- شما مبارزه مسلحانه را به عنوان يک مشي پذيرفته بوديد؟

ما حزب ملل اسلامي را در سه مرحله در نظر گرفته بوديم؛ مرحله اول «ازدياد و تعليم»، يعني مرحله ايجاد کادرهاي تشکيلاتي و رشد کمي و آموزشي. مرحله دوم «استعداد» و آمادگي رزمي بود که سازمان نظامي از سازمان سياسي جدا مي شد و فقط از بالا ارتباط تشکيلاتي وجود داشت. استدلال مي کرديم که کادرهاي بخش نظامي در معرض دستگيري و مخاطره قرار مي گيرند اما در هر حال رهبري با بدنه سياسي بود. تحليل ما اين بود که تيپ هاي نظامي حتي از نظر کاراکتر متفاوت از افراد سياسي و تئوريک هستند و طبعاً جمع اين دو نوع اشخاص در هسته هاي تشکيلاتي مناسب به نظر نمي رسيد. مرحله سوم، مرحله ظهور يا تماس توده يي بود که مواضع حزب براي مردم اعلام مي شد و همزمان با آن مبارزه مسلحانه نيز عملاً شروع مي شد.

- در اين تحليل، آيا شما با تئوري هاي مطرح آن روزها نظير جنگ چريک شهري هم آشنا بوديد؟

بله، ما اطلاعات کلي از تجربيات امريکاي لاتين داشتيم، تجربه کوبا را کانون مي گفتيم، يا تجربه چيني ها را حرکت روستايي مي دانستيم و با تجربه ويتنام و الجزاير نيز آشنا بوديم.

همچنين تجربه بسيار مهم ديگري براي ما مطرح بود و آن عبارت بود از جنگ هاي صدر اسلام و سريه هايي که پيامبر اسلام به اطراف مي فرستادند. ايشان مدينه را مرکز قرار داده بودند و به مرور شعاع عملياتي را گسترش مي دادند. اين تاکتيک تجربه بسيار مهمي بود که سبب شد قبايل عرب براي مصون ماندن با پيامبر پيمان ببندند که به کفار قريش کمک نکنند يا تحت حمايت باشند.

- شما که يک نظريه پرداز سياسي و بنيانگذار حزب بوديد، مدتي پس از انقلاب خود را يکسره وقف کار فرهنگي کرديد. آيا با اين کار مي خواستيد از سياست فاصله بگيريد؟

اعتقاد شخصي ام بود که کار فرهنگي در اين مقياس، مفيدتر از آن است که آدم مثلاً يک وزارتخانه را بچرخاند. من اين کار را لازم تر مي دانستم. اين کار مرا اقناع مي کند. هر کسي از روي اعتقادات خودش و براي مسرت ذاتي خودش کار مي کند. از ديد روانشناسي، هر کس به طريقي خود را ارضا مي کند. يکي دنبال ثروت مي رود يا دنبال قدرت ولي تيپ هايي مثل ما که سوابق مبارزاتي دارند، از اين کارها ارضا نمي شوند. اين تيپ ها تا حدودي ايده آليست هستند و مثل عاشقي که به دنبال معشوق مي رود، رفتار مي کنند. اين آرمانخواهي در دوران جواني ما به شکل مبارزه مسلحانه و... بود. البته ما در زندان رشد کرديم. انقلاب هم که شد، تغييرات بنيادي در کشور شکل گرفت. آرمان من اين بود که يک فعاليت علمي - پژوهشي در سطح گسترده يي شکل بگيرد که بتواند تاثيرگذار باشد. البته هر کار عوارضي دارد و لوازم خود را مي طلبد. کسي که کار علمي مي کند، طبيعي است که از سياست و جنجال هاي آن دور باشد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
گلی بیتا
یار لابی ایران سوئد
یار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 391
Age: 29
آدرس : فرانکفورت
از ایشان سپاسگزاری شده: 28
امتیاز: 12098
Registration date: 2008-10-27

پستعنوان: رد: محمدکاظم موسوي بجنوردي   الأربعاء نوفمبر 05, 2008 5:50 pm

- از چه زماني کار فرهنگي و تدوين دايره المعارف براي شما اين همه اهميت پيدا کرد؟

راستش از همان زندان، من در زندان سياسي کثيرالمطالعه بودم. قبل از اينکه شماها وارد زندان شويد، زندان سياسي خلوت بود. من با توده يي ها و مارکسيست ها مباحثات بسيار طولاني داشتم. يک بار با آقاي عمويي 4 ساعت در زندان چهار قصر، دور حياط راه مي رفتيم و بحث ايدئولوژيک مي کرديم. من از موضع فرهنگ اسلامي دفاع مي کردم. يا مثلاً در زندان اوين اين اتفاق عجيب رخ داد که بعد از شنيدن اخبار تلويزيون که ورزش پاتيناژ را نشان مي داد و طبق معمول مردها پوشيده و زنان لخت بودند. من از اتاق تلويزيون بيرون آمدم و رضا شلتوکي از افسران حزب توده را ديدم و گفتم آخر اين يعني چه؟ اگر مردان پوشيده ورزش مي کنند، پس نمي شود گفت لخت بودن ضرورت ورزش پاتيناژ است. اينها دارند ... را تبليغ مي کنند. بحث ما شروع شد. آن موقع بعد از نماز مغرب و عشاء بود. آنقدر بحث کرديم که اذان صبح شد، گفتم بايد بروم نماز بخوانم و بحث ما بدون نتيجه پايان يافت.

در همين بحث ها بود که ضرورت نوشتن يک دايره المعارف برايم مطرح شد. چون مارکسيست ها کتاب هاي زيادي داشتند. من احساس خطر مي کردم. بچه هاي ما جوان بودند و فضا چپ زده بود. يکي از ضرباتي که چپ به ما زد، اين بود که مردم را از روشنفکران جدا کرد. چون مارکسيسم با نفي دين همراه بود، قشر روشنفکر مارکسيستي ما از بدنه جدا شدند. اين طبعاً ضربه مهلکي بود.

در آن شرايط مي ديدم اگر مثلاً بخواهيم تئوري شناخت اسلام را مطرح کنيم، چيزي که قابل فهم جوانان و به زبان روز باشد نداريم. جوان هاي ما اطلاع نداشتند که ما چه فرهنگي داريم. پس کار را شروع کردم. نخست به سراغ ملل و نحل شهرستاني رفتم. ولي به زودي دريافتم که کار تدوين دايره المعارف کار زندان نيست و کار يک نفر هم نيست. کم کم اين فکر در من تقويت شد که پايه پيشرفت و تمدن، فرهنگ و دانايي عمومي مردم است. پس تمام فکر و ذکرم متوجه اين سمت شد.

- بعد از انقلاب هم اين فکر را ادامه داديد.

بله ، اول انقلاب استاندار اصفهان شدم و بعد نماينده دوره اول مجلس شدم. ولي ديدم اين کارها اولاً داوطلب زياد دارد، ثانياً حرکت فرهنگي و علمي هميشه در غربت است و کاري مشکل و پيچيده يي است و نان و آب هم ندارد و به ظاهر مقامي هم ندارد. من سراغ اين کار رفتم و با خود عهد بستم که يک کار بنيادي انجام دهم.

- براي راه اندازي دايره المعارف از بودجه و امکانات دولتي استفاده کرديد؟

اول به نظرم رسيد با آقاي رفسنجاني صحبت کنم. دوره اول مجلس بود و من نماينده بودم. به ايشان توضيح دادم که در دنيا فقط خاورشناسان اروپايي دايره المعارف اسلامي نوشته اند که به اردو، ترکي و عربي هم ترجمه شده است. در ايران هم دکتر احسان يارشاطر 9 جزوه از ترجمه اين اثر با اضافاتي راجع به ايران تحت عنوان دانشنامه ايران و اسلام منتشر ساخت و بعد از انقلاب به امريکا رفت و در دانشگاه کلمبيا ايرانيکا را منتشر کرد.

- گويا اخيراً ايشان دست به کار تاريخ ادبيات ايران شده است.

بله، کارش هم خيلي خوب است. به هرحال آقاي رفسنجاني از پيشنهاد من خيلي استقبال کرد. اظهار داشت که جاي چنين اثري خالي است و همان جا محاسبه يي کرد و به رقم ماهي 10 ميليون تومان رسيد که در آن زمان، يعني 25 يا 26 سال پيش، رقم زيادي بود. فرمود اساسنامه اش را بنويس، بودجه اش را مي دهيم. گفتم نه، مي خواهم غيردولتي باشد. کافي است شما اطلاع داشته باشيد و حمايت کنيد. آنقدر دوست و آشنا دارم که خودم بتوانم کار را شروع کنم. ايشان از اينکه بودجه يي را نمي خواهم، هم تعجب کردند و هم خوشحال شدند، همين هم شد. اينجا را خودم تاسيس کردم و ساختمانش را ساختم. البته اکنون که اين مرکز تبديل به يک نهاد فرهنگي ملي شده است و قطعاً در جهان اسلام بي نظير است از محل کمک هاي بلاعوض که در مجلس تصويب مي شود هزينه ها تامين مي شود.

- يعني شما از قبل اين همه ثروت داشته ايد؟

يک بار آقاي طبسي در مشهد مرا به نهار دعوت کرد. ايشان خانواده ما را به خوبي مي شناسد، چون خراساني هستيم. پدرم هم قبل از نجف، در مشهد تحصيل مي کرد. آقاي طبسي گفت مي دانم پدرتان براي شما ارثي نگذاشته است. خودتان هم که زندان بوديد. اگر مانعي ندارد بگوييد اين سازمان را چگونه و از چه محلي به وجود آورديد؟ گفتم بعضي ها يک نامه که بخواهند از مشهد به تهران بفرستند، يک ماشين مي خرند، راننده يي هم استخدام مي کنند تا نامه را ببرد. ولي من فقط يک تمبر مي خرم. اين کار را هر شهروند ايراني هم مي تواند انجام دهد. اگر شما پروژه يي را درست تعريف کنيد و مديران خوبي هم انتخاب کنيد، مي توانيد با پول بانک پروژه را اجرا کنيد.

من مديران خوبي را جذب کردم، پروژه هاي مناسبي تعريف کردم و از بانک وام نظارتي گرفتم. در مرز روسيه در ترکمن صحرا 600 هکتار استخر پرورش ماهي ايجاد کردم. اتوبان مانندي بود که در وسط آن نهر و در دوطرف استخرها قرار داشتند. طول پروژه 7 کيلومتر بود. در سال 64 اين پروژه عظيم اجرا شد هلي کوپترهاي روسي آمده بودند که ببينند چه خبر است. زمان جنگ بود. بولدوزرها را هم سپاه نمي گذاشت براي خاکبرداري بيايند چون بايد به جبهه مي رفتند. اما با هماهنگي با سپاه توانستيم شبانه روز کار کنيم و خاکبرداري را جلو ببريم.

براي اين پروژه 120 ميليون تومان از بانک صادرات گرفتيم. بعد از اجرا به دلايلي آن را و ديگر دارايي هاي غيرمنقول مرکز را به مبلغ يک ميليارد تومان به شهرداري فروختيم که تا 10 سال، سالي 100 ميليون تومان به مرکز بدهد. روزي به حاج احمدآقا گفتم به عرض امام(ره) برسانند که چند هزار تن گوشت ماهي توليد مي کنيم و از درآمد آن مرکز دايره المعارف را اداره مي کنيم و مهم ترين کتاب مرجع جهان اسلام را تاليف مي کنيم. بالاخره وقتي جلد اول را نزد امام(ره) بردند، ايشان شروع به دعا کردن کردند که اظهار داشتند (به روايت حاج احمدآقا) در وقتي که خيلي ها دنبال مقام بودند، ايشان به کناري نشست و مشغول اين کار شد.

- مرکز در حال حاضر تا چه حد توسعه پيدا کرده است، آيا هنوز هم هزينه مرکز با همين پروژه ها تامين مي شود؟

ساختمان اينجا حدود 30 هزار مترمربع است. کتابخانه تخصصي ما 550 هزار جلد کتاب دارد. جلد پانزدهم دايره المعارف را چاپ کرده ايم و شش جلد به عربي و جلد اول آن هم به زبان انگليسي ترجمه شده است. 15 پروژه بزرگ ملي را در دست اقدام داريم. اکنون دايره المعارف 8 جلدي خليج فارس را نيز مي نويسيم. در کنار کتابخانه عظيمي که داريم، 4 - 3 هزار سايت را نيز شناسايي کرده ايم که بخشي از منابع موردنياز ما را دارند، اضافه بر اين ما هم يک کتابخانه ديجيتالي را در حال دولوپ داريم. اين را هم در نظر داشته باشيد که در اينجا در زمينه فرهنگ و تمدن بزرگ ترين هيات علمي را داريم. بيشتر بزرگان علم و ادب با ما همکاري کرده و مي کنند.

- وقتي از نخل گرداندن صحبت مي کرديم، شما به دانشنامه شميرانات هم اشاره کرديد. آن هم يکي از پروژه هاي بزرگ ملي محسوب مي شود؟

اين دانشنامه هم داستاني دارد، در کنار در ورودي مرکز، زميني وجود دارد که صاحب آن مي خواست در آنجا سالني براي برگزاري مراسم جشن و عروسي راه اندازي کند. به آقاي مسجدجامعي در شوراي شهر گفتم اگر اين سالن برپا شود، آنقدر شلوغ مي شود که ديگر مرکز دايره المعارف از بين خواهد رفت. اگر کاربري آنجا را براي کتابخانه عمومي در نظر بگيريد، مرکز ما حاضر است با بودجه خود کتابخانه عمومي را بسازد و تجهيز و اداره کند و قسمت بالايش را هم براي تاسيس يک پژوهشگاه در نظر بگيرد. صاحب زمين هم متضرر نمي شود چون در محل مناسب تري به او معوض خواهيد داد. ايشان و شهردار محترم منطقه يک اين نظر را پذيرفتند. آقاي مسجدجامعي گفتند شما هم کاري براي شهرداري بکنيد. که بنا شد دانشنامه دوجلدي شميرانات آغاز شود.

- آيا در اين دايره المعارف به اشخاص هم مي پردازيد؟

مشاهير و ناموران درجه يک، مشروط بر آن که 50 سال از تاريخ درگذشت آنها گذشته باشد جزء مدخل ها خواهند بود.

- از نوشته هاي ديگران هم استفاده مي کنيد؟

البته، اساس کار ما استفاده از نوشته هاي ديگران است. کار ما آکادميک است و مبتني بر تحقيق و پژوهش است. ما بايد منابع دست اول را ببينيم.

- نقش موضع گيري ها و نظرات رسمي در کارهاي مرکز چگونه است؟

ما در اينجا پيشداوري نداريم. موضع ايدئولوژيک و سياسي در مقابل مدخل هايمان نمي گيريم. مثلاً اگر کسي مخالف مرحوم شريعتي باشد، نمي آيد آن را در نوشته هايش منعکس کند. ما نظرات شريعتي را مي نويسيم، چه خوب، چه بد.



صفحه تاريخ ميزبان مطالب شماست

mailto:http://news@historical.ir
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 

محمدکاظم موسوي بجنوردي

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
لابی ایران سوئد Iran & Sweden :: رویدادها :: خبرهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی-

© phpBB | منتدى مجاني | منتدى مجاني للدعم و المساعدة | ارتباط | التبليغ عن محتوى مخالف | انشئ مدونة