ورود
المواضيع الأخيرة
كساني كه Online هستند
در مجموع 14 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 14 مهمان :: 2 عناكب الفهرسة في محركات البحثهيچ كدام
بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
| فرشته آبی - 1607 | ||||
| حمیده ناصری - 1409 | ||||
| مهران عبدالهی - 1302 | ||||
| admin - 1288 | ||||
| ستاره عباسی - 1254 | ||||
| فرهاد آذر - 1240 | ||||
| sunny - 1004 | ||||
| زیبا تبریزی - 994 | ||||
| Sarvenaz - 983 | ||||
| Parvaneh - 972 |
دست نوشته های عاشقانه
صفحه 1 از 4 • شاطر •
صفحه 1 از 4 • 1, 2, 3, 4 
دست نوشته های عاشقانه
دلم تنگ است
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است
نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است
نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
كاش قلبم درد پنهاني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هرچه بيني عکس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
امشب دلم ميخواهد
به کسي بگويم"" دوستت دارم.""
تو نهراس و آنکس باش.
بگذار با هر آنچه در توان دارم
همين امشب به تو ثابت کنم که دوستت دارم.
بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي کنم که
لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند.
بگذار همچون معشوقي که براي وصال معشوقش
جان ميدهد برايت جان دهم.
بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم
و تو را ستايش کنم.
بگذار در تاريکي به تو لبخند بزنم.
نگذار زمان از دستم برود
و تو را درنيابم.
ميخواهم بينديشي که همين امشب
غير از من کسي ديوانه تو نيست
هرچند که جاهلانه فکري باشد.
کمي بيشتر با من
و همين امشب بگذار خيال کنم
که جز تو کسي نيست.
همين يک امشب را بگذار نقش بازي کنم.
نقش حقيقت را.
همان که دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين کرده ام.
اي آخرين !
به کسي بگويم"" دوستت دارم.""
تو نهراس و آنکس باش.
بگذار با هر آنچه در توان دارم
همين امشب به تو ثابت کنم که دوستت دارم.
بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي کنم که
لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند.
بگذار همچون معشوقي که براي وصال معشوقش
جان ميدهد برايت جان دهم.
بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم
و تو را ستايش کنم.
بگذار در تاريکي به تو لبخند بزنم.
نگذار زمان از دستم برود
و تو را درنيابم.
ميخواهم بينديشي که همين امشب
غير از من کسي ديوانه تو نيست
هرچند که جاهلانه فکري باشد.
کمي بيشتر با من
و همين امشب بگذار خيال کنم
که جز تو کسي نيست.
همين يک امشب را بگذار نقش بازي کنم.
نقش حقيقت را.
همان که دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين کرده ام.
اي آخرين !
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
قلب آدما مثل يه جزيره دور افتاده مي مونه ...
اينکه چه کسي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست !
مهم اون کسي است که هيچ وقت جزيره رو ترک نمي کنه ...
اينکه چه کسي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست !
مهم اون کسي است که هيچ وقت جزيره رو ترک نمي کنه ...
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
چه زيباست بخاطر تو زيستن ...
و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !
[center]و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !
اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !
چه زيباست بخاطر تو زيستن ...
ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !
چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ... !
بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... !
چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !
براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !
کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !
و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !
[center]و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !
اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !
چه زيباست بخاطر تو زيستن ...
ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !
چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ... !
بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... !
چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !
براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !
کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !
[/center]
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
[b]

[/b]
[b]منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم [/b]
[b]دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم [/b]
[b] سر رو شونه هايت بگذارم....از عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ريزم [/b]
[b] منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم [/b]
[b] بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم [/b]
[b] وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم [/b]


[/b][b]منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم [/b]
[b]دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم [/b]
[b] سر رو شونه هايت بگذارم....از عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ريزم [/b]
[b] منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم [/b]
[b] بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم [/b]
[b] وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم [/b]
اري من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را مي ستايم
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
دنيا كوچيكه و عشق تو ، بزرگ
دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ
چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ
اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ
آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ
گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره
اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام
عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه
دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ
چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ
اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ
آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ
گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره
اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام
عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
دست من نیست چه کنم...
دست من نیست چه کنم،عاشقتم
شعر هر روز و هنوز و هر دفم
واسه تو قلبمو قایق می کنم
می سپرم به دست دریای خدا
می شینم قایقو دریا رو تماشا می کنم
دست من نیست چه کنم،عاشقتم
می شینم یه عمر تماشات می کنم
عکس چشماتو می گیرم روی چشمام می زارم
از کنار باغ ناز خنده هات یه سبدبوسه می چینم به اتاقم میارم
دست من نیست چه کنم آخه من عاشقتم
حاضرم به خاطرت پشت خورشید بشینم
تو آسمون داد بزنم بذار مردم بدونن که دیوونم
آخه چیزی ندارم نشون بدم که عاقلم
آخه من عاشقتم
آخه من عاشقتم
آخه من عاشقتم...
دست من نیست چه کنم،عاشقتم
شعر هر روز و هنوز و هر دفم
واسه تو قلبمو قایق می کنم
می سپرم به دست دریای خدا
می شینم قایقو دریا رو تماشا می کنم
دست من نیست چه کنم،عاشقتم
می شینم یه عمر تماشات می کنم
عکس چشماتو می گیرم روی چشمام می زارم
از کنار باغ ناز خنده هات یه سبدبوسه می چینم به اتاقم میارم
دست من نیست چه کنم آخه من عاشقتم
حاضرم به خاطرت پشت خورشید بشینم
تو آسمون داد بزنم بذار مردم بدونن که دیوونم
آخه چیزی ندارم نشون بدم که عاقلم
آخه من عاشقتم
آخه من عاشقتم
آخه من عاشقتم...
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم
من می توانم می شود آرام تلقین می کنم
با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم
با آن اتاق خویش را بیهوده تزئین می کنم
سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم
شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم
حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود
فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین
خود را برای درک این صد بار تحسین می کنم
از جنب و جوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود
وقتی عروسی می کند آن می کنم این می کنم
خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور
با لطف قرص قد نقل یک خواب رنگین می کنم
این درد زرد بی کسی بر شانه جا خوش کرده است
از روی عادت ،دوستی با بار سنگین می کنم
هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم
یا می برم یا باز هم نقش شکستی تلخ را
در خاطرات سرخ خود با رنج آذین می کنم
حالا نه تو مال منی نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست در عشق گلچین می کنم
کم کم زیادم می روی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم......
من می توانم می شود آرام تلقین می کنم
با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم
با آن اتاق خویش را بیهوده تزئین می کنم
سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم
شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم
حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود
فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین
خود را برای درک این صد بار تحسین می کنم
از جنب و جوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود
وقتی عروسی می کند آن می کنم این می کنم
خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور
با لطف قرص قد نقل یک خواب رنگین می کنم
این درد زرد بی کسی بر شانه جا خوش کرده است
از روی عادت ،دوستی با بار سنگین می کنم
هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم
یا می برم یا باز هم نقش شکستی تلخ را
در خاطرات سرخ خود با رنج آذین می کنم
حالا نه تو مال منی نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست در عشق گلچین می کنم
کم کم زیادم می روی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم......
_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
خيلي دلم مي خواهد به تو بگويم دوستت دارم ،عاشقتم،اما نمي توانم.نمي دانم براي چي نمي توانم اين را به تو به گويم شايد به خاطر اين باشد كه درون نگاه چيزي مي بينم كه به من مي گويد دوستت دارم وبه همين خاطر من را از گفتن حرف خودم باز مي دارد چون دقيقاً همان حرفي است كه من مي خواهم به تو بزنم،ويا اين كه
مي ترسم كه به تو بگويم كه از حرف من برداشت بدي بكني و يا اينكه مي ترسم به تو بگويم و تو يك موقع
تصميمي بگيري و يا كاري بكني كه هيچ وقت نتوانم تو را ببينم.آه اين درد دل را كاش مي توانست به تو برساند كه من عاشق تو هستم.كاش حداقل مي توانستي اين را به من ثابت كني كه من را دوست داري شايد گفتن اين حرف تو آرام بخشدل من و تو باشد.باور كن شده بزرگ بشم به خواستگاري تو بيايم، مي آيم.
چون با تمام وجود تو را دوست دارم.آخه مي تونم اين راز دل را به كي بگم.هان تو بگو.پس دركم كن.
[size=25][size=21]وكلمه دوستت دارم را به من بگو تا بدونم جواب تو +است ودر گفتن آن شك نكن. بعد هم من مي گوييم با تمام وجود è[/size]
دوستت دارمè[/size]
مي ترسم كه به تو بگويم كه از حرف من برداشت بدي بكني و يا اينكه مي ترسم به تو بگويم و تو يك موقع
تصميمي بگيري و يا كاري بكني كه هيچ وقت نتوانم تو را ببينم.آه اين درد دل را كاش مي توانست به تو برساند كه من عاشق تو هستم.كاش حداقل مي توانستي اين را به من ثابت كني كه من را دوست داري شايد گفتن اين حرف تو آرام بخشدل من و تو باشد.باور كن شده بزرگ بشم به خواستگاري تو بيايم، مي آيم.
چون با تمام وجود تو را دوست دارم.آخه مي تونم اين راز دل را به كي بگم.هان تو بگو.پس دركم كن.
[size=25][size=21]وكلمه دوستت دارم را به من بگو تا بدونم جواب تو +است ودر گفتن آن شك نكن. بعد هم من مي گوييم با تمام وجود è[/size]
دوستت دارمè[/size]_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی- مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

- تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14804
Registration date: 2008-10-30
رد: دست نوشته های عاشقانه
پلکهای مرطوب مرا باورکن
این بارون نیست که می بارد
صدای خسته من است که
از چشمانم بیرون می ریزد
_________________

عاشق فلسفه اردیسم هستم ORODISM
چون اولین چیزی که به آدم میگه شاد بودنه
سه شعار اردیسم ایناس ( شادی ، آزادی و میهن )
انجمن اردیست های شهر ونکوور کانادا http://vancouver.subjectdone.com

حمیده ناصری- سالار لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 1409
Age: 19
آدرس : تهران- نياوران - جمال آباد
از ایشان سپاسگزاری شده: 81
امتیاز: 17086
Registration date: 2008-11-13
رد: دست نوشته های عاشقانه
ای صمیمی ای دوست!
گاه بیگاه
لب پنجره خاطره ام می آیی
ای قدیمی ای خوب!
تو مرا یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم
آرزویم همه سرسبزی توست
دامنت پر گل باد
گاه بیگاه
لب پنجره خاطره ام می آیی
ای قدیمی ای خوب!
تو مرا یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم
آرزویم همه سرسبزی توست
دامنت پر گل باد

Parvaneh- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 972
آدرس : شیراز
از ایشان سپاسگزاری شده: 298
امتیاز: 15922
Registration date: 2008-11-27
رد: دست نوشته های عاشقانه
اگر یادت کنم دیوانه میشم
فراموشت کنم بیگانه میشم
اگر ترکت کنم میمیرم از غم
فراموشت کنم میپاشم از هم
فراموشت کنم بیگانه میشم
اگر ترکت کنم میمیرم از غم
فراموشت کنم میپاشم از هم

Parvaneh- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 972
آدرس : شیراز
از ایشان سپاسگزاری شده: 298
امتیاز: 15922
Registration date: 2008-11-27
رد: دست نوشته های عاشقانه
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

Parvaneh- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 972
آدرس : شیراز
از ایشان سپاسگزاری شده: 298
امتیاز: 15922
Registration date: 2008-11-27
رد: دست نوشته های عاشقانه
مدتی است که اشک هایم....اشک های دلتنگیم...برای تو.....مانند قبل نیست...
دیگر اشکهایم مانند گذشته تسکین دهنده ی گونه هایم نیست....
بلکه مانند شلاقیست که عذابم می دهد....
و من با هر یک قطره آن قریادی به وسعت بزرگی تو سر می دهم...
کاش زودتر به پایان برسد...
در کدام طلوع و کدام غروب ....؟
دیگر برایم مهم نیست...
برای دیدنت....
مستی دلتنگی هم آرامم نمی کند...
مستی دلتنگی هم آرامم نمی کند...

Parvaneh- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 972
آدرس : شیراز
از ایشان سپاسگزاری شده: 298
امتیاز: 15922
Registration date: 2008-11-27
رد: دست نوشته های عاشقانه
روزی که آمدی انــــــگار تمام دنیا را در
آن لحظه به من دادند ولی افسوس نمیدانستم
آن روز برایم آخرین روز خوشی و خوشحالی
است با آمدنت تمام خوشیهایم بعد آن روز بر باد
رفت کاش هیچوقت نمی آمدی و هیچوقت در زندگیم
با تو روبرو نمی شدم با آمدنت برایم غم و غصه را آوردی
ومرا گوشه گیر زندگی کردی اکنون برای آن روزها افســـوس
میخورم که در کنارم بودی و نوازشم کرده ، دوستت دارم را بر
لبانت زمزمه میکردی حال کجایی ای بهترینم که بیایی تا مرا
در این حالم ببینی که چقدرغصه دارم و برای دیدنت ثانیه ها
را می شمارم برگرد تا فقط یک بار برای آخرین بار ببینمت
برگرد تا یک بار فقط یک بار برای آخرین بار دوستت دارم
را بر آن لبانی که زمزمه میکردی بشنوم . دوستت دارم ای بهترینم
آن لحظه به من دادند ولی افسوس نمیدانستم
آن روز برایم آخرین روز خوشی و خوشحالی
است با آمدنت تمام خوشیهایم بعد آن روز بر باد
رفت کاش هیچوقت نمی آمدی و هیچوقت در زندگیم
با تو روبرو نمی شدم با آمدنت برایم غم و غصه را آوردی
ومرا گوشه گیر زندگی کردی اکنون برای آن روزها افســـوس
میخورم که در کنارم بودی و نوازشم کرده ، دوستت دارم را بر
لبانت زمزمه میکردی حال کجایی ای بهترینم که بیایی تا مرا
در این حالم ببینی که چقدرغصه دارم و برای دیدنت ثانیه ها
را می شمارم برگرد تا فقط یک بار برای آخرین بار ببینمت
برگرد تا یک بار فقط یک بار برای آخرین بار دوستت دارم
را بر آن لبانی که زمزمه میکردی بشنوم . دوستت دارم ای بهترینم

Parvaneh- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 972
آدرس : شیراز
از ایشان سپاسگزاری شده: 298
امتیاز: 15922
Registration date: 2008-11-27
رد: دست نوشته های عاشقانه
دلم برايت تنگ مي شود
گرچه اينجا نيستي
هر جا مي روم
يا هر كار مي كنم
صورت تو را در خيال مي بينم
و دلم برايت تنگ مي شود
دلم براي همه چيز گفتن با تو تنگ مي شود
دلم براي همه چيز نشان دادن به تو تنگ مي شود
دلم براي چشم هايمان تنگ مي شود كه
پنهاني به هم دل مي دادند
دلم براي نوازشت تنگ مي شود
دلم براي هيجاني كه با هم داشتيم تنگ مي شود
دلم براي همه چيزهايي كه با هم سهيم بوديم تنگ مي شود
دلتنگي براي تو را دوست ندارم
احساس سرد و تنهايي است
كاش مي توانستم با تو باشم
همين حالا
تا گرماي عشق ما
برف هاي زمستان را آب كند
اما چون نمي توانم
همين حالا با تو باشم
ناچارم به روياي زماني كه
دوباره با هم خواهيم بود
قانع باشم.
هميشه با تو ...
هر جا مي روم
يا هر كار مي كنم
صورت تو را در خيال مي بينم
و دلم برايت تنگ مي شود
دلم براي همه چيز گفتن با تو تنگ مي شود
دلم براي همه چيز نشان دادن به تو تنگ مي شود
دلم براي چشم هايمان تنگ مي شود كه
پنهاني به هم دل مي دادند
دلم براي نوازشت تنگ مي شود
دلم براي هيجاني كه با هم داشتيم تنگ مي شود
دلم براي همه چيزهايي كه با هم سهيم بوديم تنگ مي شود
دلتنگي براي تو را دوست ندارم
احساس سرد و تنهايي است
كاش مي توانستم با تو باشم
همين حالا
تا گرماي عشق ما
برف هاي زمستان را آب كند
اما چون نمي توانم
همين حالا با تو باشم
ناچارم به روياي زماني كه
دوباره با هم خواهيم بود
قانع باشم.
هميشه با تو ...

Parvaneh- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 972
آدرس : شیراز
از ایشان سپاسگزاری شده: 298
امتیاز: 15922
Registration date: 2008-11-27
صفحه 1 از 4 • 1, 2, 3, 4 
صفحه 1 از 4
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد




» درحمام کدام قسمت بدنتان را اول میشویید؟
» سه ترانه زیبا از حامد صادقی + دانلود
» ساخت ساختمان ۶ طبقه در ۲۴ ساعت!
» رسوایی دشمنان نظریه قاره کهن در سایت ویکیپدیا