حسین دهستانی اسفندآبادی*
سند چشمانداز بيست ساله جمهوري اسلاميايران كه مورد تایید رهبري قرار گرفته و ابلاغ شده، چراغ راهنما و هدايتكننده مسير توسعه و سازندگي كشور در افق 1404 هجري شمسي است. در اين سند، ايران كشوري توسعهيافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه با هويت اسلاميو انقلابي، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بينالملل است. در بند6 اين سند، جامعه ايراني در افق 1404 هجري شمسي، دست يافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه آسياي جنوب غربي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرمافزاري و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي توصيف شده است. اين گزارش به منظور شناخت شاخصهاي آمادگي دولت الكترونيك و شاخصهاي فرعي تشكيلدهنده آن به عنوان يكي از مؤلفههاي مهم حكمراني خوب و توان استفاده از فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات تهيه شده است.
فناوريهاي نوين ارتباطات و اطلاعات با رشد چشمگير خود زمينهساز دگرگونيهاي بسياري شده است. ويژگيهاي اين فناوريها مانند كاهش هزينههاي ارتباطي از يك سو و دسترسي همگاني از سوي ديگر، از واقعيتهايي بوده كه موجب تسريع روند توسعه در جوامع گوناگون شده است. شاخصهاي حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات نيز ابزار مناسبي براي سنجش و اندازهگيري ميزان پيشرفت جوامع گوناگون در دسترسي به اين فناوريها و بهرهگيري از آنها شده است. در دومين نشست جهاني جامعه اطلاعاتي در تونس (2005) رهبران همه كشورها به اين نكته رسيدند كه فناوري اطلاعات و ارتباطات ميتواند نقش بسيار مهم و اساسي را در رشد اقتصادي، توسعه اجتماعي و انسجام هويت فرهنگي برعهده گيرد. فناوري اطلاعات در حالي كه روند كلي زندگي، كار و شغل را دگرگون ميكند قادر است فرصتهاي شغلي جديدي را ايجاد كند و همين مسأله است كه باعث ميشود امروزه دسترسي به آن زمينهساز دسترسي به اطلاعات و دانش شود و همواركننده مسير دستيابي به سطح بالاي زندگي، دارايي و ثروت باشد. استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان مهارت كليدي توانسته در راس برنامهريزيها و سياستگذاريهاي كشورهاي مختلف قرار گيرد و به طور روزافزوني توانايي شغلي و استاندارد زندگي بسياري از شهروندان را ارتقا بخشد.
غالب كشورها در شرايط كنوني به ضرورت توجه به توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات و كاربردهاي آن واقف شدهاند و هر يك به نوبه خود تلاش ميكنند تا در بهرهمندي از مزاياي اين ضرورت از يكديگر پيشي بگيرند. سنجش ميزان اين پيشرفت نيز عاملي است كه توجه بسياري را برانگيخته و سازمانهاي بينالمللي را به تكاپو براي ابداع روشهاي استاندارد سنجش اين پيشرفتها وادار كرده است.
از طرف ديگر، پيشرفتهاي اخير در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات در طول سالهاي اخير منجر به آغاز عصر جديد اصلاحات در بخش عموميشده است. اين اصلاحات از طريق استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات به دگرگوني سياستها، فرآيندها و كاركردهاي بخش عموميانجاميده است. برنامه اجرايي دولت الكترونيك نه تنها به منظور ارايه خدمات به شهروندان، بلكه براي بهبود كارآيي بخش عمومي، افزايش شفافيت و پاسخگويي دولت و كمك به صرفهجويي در هزينههاي مديريت دولتي طراحي شده است. در اين زمينه دولت الكترونيك به عنوان اهرميبراي شفافيت دولت در نظر گرفته ميشود. مطرح شدن برنامه دولت الكترونيك همراه با توسعه مداوم فناوري اطلاعات و ارتباطات منجر به اين اتفاق نظر شده است كه فناوري جديد بايد به سمت بهبود در ارايه خدمات از طريق يكپارچگي فرآيندهاي دولتي كه اين خدمات را ارايه ميكنند، برود. تمركز بر ارايه خدمات از اين طريق با مباحث درآمدهاي حاصل از تقليل هزينهها و افزايش كارآيي در هم تنيده شده است. در واقع نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در ارايه خدمات بخش عمومي،سودمند كردن ارتباطات بين سازماني و يكپارچگي و اتصال نظامهاي دولتي است. نياز به يكپارچگي نظامهاي دولتي از اين واقعيت ناشي ميشود كه فناوري اطلاعات و ارتباطات امروزه اين قدرت را دارد كه فاصلههاي زماني و مكاني را از بين ببرد و در نتيجه كارآيي خدمات بخش عموميرا چند برابر كند. اينترنت و شبكه گسترده جهاني موانع موجود را حذف و خدمات را قابل دسترسي كرده است در حالي كه همزمان ارتباط بين كارگزارها، فرآيندها و نظامها را كارآتر و سريعتر كرده است. در همين راستا همزمان با اين پيشرفتها هزينه زيرساختها و در دسترس بودن بهشدت كاهش يافته است. كاهش در هزينهها نيز منجر به جهش در پذيرش فناوري جديد در بسياري از كشورهاي در حال توسعه شده است بدون اينكه دولتها متحمل سرمايهگذاري سنگين در زيرساختها شوند. به طور كلي براي انجام تغييرات در مديريت عمومياز طريق استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات، دولتها نوآوريهايي را در ظرفيتها و ساختارهاي سازماني، شيوههاي بسيج منابع مالي و فناوريبراي ارايه خدمات به شهروندان ايجاد كردهاند.
ظهور رويكرد استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات براي توسعه در بخشعموميمفاهيم جديدي از حكومت و حكمراني را ارايه داده است و دولتها به طور روزافزوني به سمت يك مفهوم و چارچوب كلي به نام دولت الكترونيك در حركت هستند كه بر ارايه خدمات به شهروندان تمركز دارد ضمن اينكه بر يكپارچگي، ادغام و نوآوري در نظامها و فرآيندها براي به دست آوردن حداكثر فايده و بهبود ارايه خدمات تأكيد ميكند. به طور كلي فرآيندها و نظامها به عمليات داخلي يك سازمان اطلاق ميشود كه براي بهبود ارايه خدمات فعاليت ميكنند و براي عموم مردم قابل مشاهده نيست و با نهادهاي بيروني هيچگونه تعاملي ندارد. اين در حالي است كه خدمات و اطلاعات ارايه شده از طرف دولت، از طرف عموم مردم قابل مشاهده بوده و منجر به تعامل بين دولت و شهروندان خواهد شد. همزمان با تكامل مفهوم دولت الكترونيك، نسل دوم اين مفهوم به ارايه خدمات به شهروندان از طريق استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات براي افزايش ارزش كالاها و خدمات تغيير يافته است. در حال حاضر در بسياري از كشورهاي جهان راهبردهاي توسعه بخش عموميبازنگري شده و درصدد پاسخ به اين سؤال برآمده است كه چگونه ميتوان ارزش كالاها و خدمات عموميرا افزايش داد؟
نتيجه جانبي برداشت جديد از دولت الكترونيك اين مطلب است كه افزايش در ارزش خدمات بدون يكپارچگي روشها، فرآيندها و نظامهاي ارايه دهنده خدمات ممكن نيست. اين رويكرد با اطمينان بيان ميكند كه تنها راه كاهش هزينهها و بهبود كيفيت خدمات ارايه شده، مهندسي مجدد ساختارها و فرآيندهاي اداري است.
عبور از دولت الكترونيك به حكمراني يكپارچه و شبكهاي
تمركز بر تقويت روابط دروني بين مفاهيم دولت الكترونيك و دولت يكپارچه، شكلدهنده زيربناي راهبردهاي جديد دولت الكترونيك در تعدادي از كشورهاي توسعهيافته است. در بعضي از كشورها بنياد و اساس راهبرد دولت الكترونيك نوآوري در ارايه خدمات است كه از طريق ارايه خدمات چندكاناله و استفاده بهتر از نظامها و فرآيندهاي پشتيبان به دست ميآيد. اين مبحث در واقع ايجاد يك مدل همكاري و تشريك مساعي براي ارايه خدمات است كه ميتوان آن را دولت يكپارچه يا دولت شبكهاي ناميد. يكي از خصوصيات پارادايم جديد اين است كه كارگزارهاي دولتي كاركردها و عملكردشان را با ملاحظه ساختارها، وظايف، مهارتها، ظرفيتها، فرهنگ و شرايط مديريتي بازنگري ميكنند. حكمراني يكپارچه و شبكهاي تمام تلاشهاي جمعي را از طريق درگير كردن كنشهاي جمعي همه اعضاي جامعه براي بهبود ارايه كالاها و خدمات عموميبه كار ميگيرد. در واقع هدف غايي حكمراني يكپارچه تلاش براي بهبود همكاري بين كارگزارهاي دولتي، مشاورههاي فعالانه و مؤثر با شهروندان و درگير كردن بيشتر ذينفعهاي محلي، ملي و بينالمللي است.
تمركز بر تقويت روابط دروني بين مفاهيم دولت الكترونيك و دولت يكپارچه، شكلدهنده زيربناي راهبردهاي جديد دولت الكترونيك در تعدادي از كشورهاي توسعهيافته است. در بعضي از كشورها بنياد و اساس راهبرد دولت الكترونيك نوآوري در ارايه خدمات است كه از طريق ارايه خدمات چندكاناله و استفاده بهتر از نظامها و فرآيندهاي پشتيبان به دست ميآيد. اين مبحث در واقع ايجاد يك مدل همكاري و تشريك مساعي براي ارايه خدمات است كه ميتوان آن را دولت يكپارچه يا دولت شبكهاي ناميد. يكي از خصوصيات پارادايم جديد اين است كه كارگزارهاي دولتي كاركردها و عملكردشان را با ملاحظه ساختارها، وظايف، مهارتها، ظرفيتها، فرهنگ و شرايط مديريتي بازنگري ميكنند. حكمراني يكپارچه و شبكهاي تمام تلاشهاي جمعي را از طريق درگير كردن كنشهاي جمعي همه اعضاي جامعه براي بهبود ارايه كالاها و خدمات عموميبه كار ميگيرد. در واقع هدف غايي حكمراني يكپارچه تلاش براي بهبود همكاري بين كارگزارهاي دولتي، مشاورههاي فعالانه و مؤثر با شهروندان و درگير كردن بيشتر ذينفعهاي محلي، ملي و بينالمللي است.
_________________
لابی ایران سوئد