لابی ایران سوئد Iran & Sweden

ایران بهشت ماست ، ایران تنها بهانه بودن است . ارد بزرگ
الرئيسيةالرئيسية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
< class="" height="25"> المواضيع الأخيرة
» دانلود کتاب : آموزش میکروکنترولر PIC
أمس في 3:54 pm من طرف

» جوجه کباب
الجمعة فبراير 10, 2012 6:06 pm من طرف

» عکس : ونیز یخ بست!
الخميس فبراير 09, 2012 1:04 am من طرف

» دانلود کتاب : اعترافات غزالی
الجمعة فبراير 03, 2012 3:48 am من طرف

» میترایسم، مهر و مهرپرستی
الجمعة فبراير 03, 2012 3:26 am من طرف

< class="" height="25"> Orodism


http://www.tradea.org/uploads/o/orodism/1763.jpg

http://tradea.org/uploads/o/orodism/1785.jpg

پایکوبی و شادی
گردن کشان
گواراترین چشمه
بارش باران
اخم
شاهنامه حکیم فردوسی
دست نشانده پلید
فرمانروای بزرگ
نگهداری از مادر و پدر
فرزند نانجیب
اسطوره ها
ارزش شادی
سپاه یاران برآزندگان
پشتکار
گرمای وجود مردان و زنان کهن
دوستی و دشمنی در سیاست
اهل سیاست
نخستین گام های قهرمانی
پیشوای بی باک
سرپرست ناتوان
بی پایبندی به نظم
سازگاری با گیتی
تمنای واپسین
در پس کار ناشایست
برای روزهای سختر
نرمی و بهکامی
سخت ترین دلها
زمان های ارزشمند
نادرست بودن آرزویی
آرمانی روشن
تجربه و خودساختگی
خاطرات تلخ
شادی ها و غم ها
دشمن شادی
سرنوشت
کوهستان و دریا
راز اندوختن خرد
بین خود و همسرت
حق آزادی
ستیزه جویان
روح و بدن
نتیجه بردباری
آه ستمدیدگان
اخبار ریز و درشت
ساده کردن هدف
یادآوری آرمانها
ثروت
باور به پیروزی
آزادگان میهن پرست
جشن های پیاپی
شیره نوروز
بهشت ما
بهانه زندگی
کتاب ها
کینه
در بند زندگی روزمره
پیران فریبکار
زندگی از آغاز
سیاه و سفید کردن اینترنت
با ارزشترین نشان
اندرز بسیار
یک شاخه گل
اندرز
همراه و یاور
شایستگی ها
رنج
مستمند
برخواستنی نیست
آدم های هدفمند
آرمان خواهی
کودک امروز
بی وفایی
کارمند نابکار
زایش و پویش
روشنترین ستاره ها
هرج و مرج
زخم شمشیر
سختی های روزگار
سختی های بزرگ
عشق
خوی آدمی
ویژه گی آدمهای کارآمد
راه گم کرده
نگاه ما به انسان ها
نیروی تنهایی
پژوهش
گزینش
ترانه زاری
شادی و امید
بدبختی
آدم خودبین
میزان فر
جدایی
داوری (قضاوت)
مرد دلیر
پرتگاه
هنرمند و نویسنده مزدور
بهترین آموزگار استاد
ارزش خویش
یاد اشک
کنش آب و هوا
بزمگاه جهان
سو سو ی امید
پرده پوشی (سانسور)
اهل خرد
پایداری و تلاش
منتقدین پر حرف
بردباری و امید
پیشرفت مردم
ناراست
تنهایی کارآمد
دستمزد
آرامش
آز
بداندیش
خواست همگانی
دام نقادان
تجربه
فریفته نگاه
گفتار نیکو
آدمهای فرهمند
بسامدهای کیهانی
پیرامونیان ما
نگاه ما
خموشی
سکوت
آتش خشم
کُرنش
خطر
راه آشتی
در بسته
بردباری
آمادگی
کردار و رفتار
آیین آموزشی
منش آدمی
بیداری
فریبنده
خوار نمودن
سرباز
تاراج و شورش
بخت
گذشت
فراز
شایستگان
خنده
لبخند
پیشرفت
بدگویی
پیمان شکن
زایش
آموزگار
اندیشمند
فریاد
چوپان بیدار
زیستگاه طبیعی
خود کامگان
خودخواه
آرمان
خودآگاهی ملی
خوش نامی
آدم مادیگرا
جوان و ثروت
گام نخست
آه و بردباری
بازی
کردار ناپسند
زبان
خوشرویی
بن خرد
ساختار
باور
نجابت زن
امنیت
خودخواه
راه اندیشه و ارزیابی
کارمندان نابکار
بد اندیش
خودخواهی
گفتگو با نادان
آرامش
خبرهای نادرست
خود شناسی
رَد راستی
راستی
دیدگاه مردم
امید
فرهنگ
بسوی پیروزی
جهان دیگر
اشک
واژه ها
فرهنگ و هنر
گذشت
شاد زیستن
غم ها
خرد
شادی


كساني كه Online هستند
در مجموع 2 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 2 مهمان :: 2 عناكب الفهرسة في محركات البحث

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرشته آبی - 1592
 
حمیده ناصری - 1406
 
مهران عبدالهی - 1296
 
admin - 1288
 
ستاره عباسی - 1250
 
فرهاد آذر - 1232
 
زیبا تبریزی - 994
 
sunny - 989
 
Sarvenaz - 980
 
Parvaneh - 968
 

 لابی ایران سوئد   برای ورود به صفحه نخست لابی ایران سوئد بر روی پرچم کلیک کنید Iran & Sweden


شاطر | 
 

 ارد بزرگ

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : 1, 2  الصفحة التالية
نويسندهپيام
فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1592
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 123
امتیاز: 16016
Registration date: 2008-10-26

پستعنوان: ارد بزرگ   الأربعاء أكتوبر 29, 2008 8:47 am






خلاصه زندگی نامه :

- بی شک ارد بزرگ برجسته ترین اندیشمند حال حاضر ایران است .

- در سراسر نوشته های ارد بزرگ حس میهن پرستی و توجه ویژه به انسانیت و اخلاق دیده می شود.

- اندیشه های او در کتابی با عنوان آرمان نامه توسط امیر همدانی (محقق کشورمان) گرد آوری شده است .

- کتاب آرمان نامه تنها بیست روز پس از انتشار 30 هزار خواننده داشته است که از این نظر رکورد دار کتابخوانی در ایران است .

- تا کنون در دهها کتاب به اشکال گوناگون به طرح نظریات و افکار او پرداخته اند .

- فرزانه شیدا (پژوهشگر و شاعر ایرانی مقیم شهر اسلو در نروژ) در کتابی یازده جلدی بنام "بعد سوم آرمان نامه" اندیشه های ارد بزرگ در کتاب آرمان نامه را شرح و تفسیر نموده است.

- ارد بزرگ دو نظریه مشهور دارد به نام های قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه .

- دارای هواخواهان بسیار در رده های مختلف کشورهای آسیای میانه است .

- از دوستانش می توان به احمد شاه مسعود اشاره کرد و بسیاری معتقدند احمد شاه مسعود در پنج سال پایانی زندگی خود به خاطر ارتباط با او از یک چریک صرفا مذهبی تبدیل به یک مبارز ملی شد.

- داده های موتور جستجوگر گوگل نشان می دهد او پر طرفدارترین نخبه زنده ایرانیست .

- ریشه خانوادگی او را از شهر شیروان در شمال خراسان بزرگ می دانند هر چند او زاده شهر مشهد است .

- یاسمین آتشی نویسنده سرشناس داستانهای کوتاه تا کنون در صدها داستان خود از جملات ارد بزرگ بهره گرفته و می گوید : در مورد اندیشه ها و افکار ارد بزرگ مطالعات فراوانی داشته ام و به شخصه فکر می کنم ایشان بزرگترین متفکر حال حاضر ایران هستند .

- در کشورهای فرانسوی زبان و بخصوص سوئیس و فرانسه استقبال بسیاری از پندها و نصایح ارد بزرگ شده است لازم به ذکر است شکوهه عمرانی (مترجم و فعال اجتماعی و از همکاران فرهنگی سازمان ملل متحد در ژنو) بخشی از آرمان نامه را به زبان فرانسه برگردانیده است .


زندگی نامه و بیوگرافی ارد بزرگ :

بی شک ارد بزرگ یکی از برجسته ترین اندیشمندان حال حاضر ایران است نگاهی سطحی به زندگی و آثارش ما را چنان شیفته خود می سازد که می توان با نوای صدایش رقصید و پیش رفت اندیشه های او وجوه مختلفی دارند که قوی ترین وجه آن توجه ویژه اش به اخلاقیات و پاک زیستی انسان است . توجه ویژه ارد به اخلاقیات باعث نمی شود رازهای زندگی مدرن امروز را در نظر نگیرد ، فرآیند و بازده اندیشه خردگرایانه او موجب پیراستن ناراستی هاست .

حوزه فلسفه اجتماعی اش ریشه در سنت ایران باستان دارد می توان او را میهن پرست ترین اندیشمند صد ساله اخیر ایران دانست جایی که می گوید :

ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند .
و یا :
میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر .

بجز ایران بسیاری در کشورهای فارسی زبان حوزه فرهنگی ایران از مریدان ارد محسوب می شوند . این مسئله به جوانان و محیط های دانشگاهی ختم نمی شود گاهی در بین سیاستمداران و افراد نام آشنای کشورهای آنها هم می توان کسانی را دید که به جهات مختلف به او دل بسته اند بمانند این مطلب که از سایت موسسه مطالعاتی فرهنگی روسیه, آسیای مرکزی و قفقاز (ایراس) برداشت نموده ام :

خاطره ای از احمد شاه مسعود و ارد بزرگ :
این خاطره حکایت از روابط نزدیک این دو تن دارد که در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان ، که کابل ، هرات و مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود . هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران می شدند و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر ( مسعود ) به زانو در خواهد آمد، و اندک نیروی مردم افغانستان هم قربانی سیاستهای آمریکایی دولت پاکستان و عربهای متجاوز امارات واقع شود .ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار می گیرد. در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته و آهوی ظریف و کوچک ، گونه خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که از ارد بزرگ ، یک اسطوره می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ...

احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم را می بست تا جراحتم التیام یابد"

این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.او خود می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.او به هنر ایرانی به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است تائو ، فردوسی بزرگ و خیام فیلسوف را بشناسیم او از تائو لطافت و گذرایی و از فردوسی بزرگ هدف و آرمان مقدس و از خیام فیلسوف جهان فانی و بی ارزش را آموخته است.

احمد شاه مسعود به گفته یارانش در سفرها و منزلش در کنار قرآن دیوان حضرت حافظ را هرگز از خود جدای نمی کرد و ارادت خواصی به حافظ گرانمایه داشت .

آری داستان ارد داستان مردیست که عاشقانه سرزمین اجدادیش را ، فرزندان و تاریخش را دوست دارد اما این عشق موجب ستایشگری دائم و بی نتیجه گذشته نشده است . درسها و سخنان حکیمانه او این روزها از همه جا شنیده می شود صد ها هزار سایت و صدها نشریه روزانه کلام دلنشین او را تکرار می کنند و نسلی را با خود همراه نموده اند .

تصور این بود که جوانان ایران با اندیشمندان خویش قهر نموده اند اما امروز به خوبی شاهد موجی هستیم که همراه با اندیشمند معاصر آنهاست . ایرانیان هیچ وقت روشن اندیشان خویش را رها ننموده اند آنان بدنبال ندای حقیقی انسانهای آزاده اند . و او می گوید : رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . و این ندا را امروز در گلوی خسته و غمگین ارد یافته اند اشک ها و غمگنانه های او نوای دل انگیز هزاران هزار مشتاق رشد و آرمانخواهی ایرانیان گشته است آن گاه که می گوید : یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست .
سخن گفتن از ارد OROD کار ساده ای نیست او و خواست هایش را نمی توان در یک مجموعه کوچک و یا حتی دریک کتاب تعریف نمود آنچه من از این نابغه معاصر کشورمان می دانم آنست که زاده شهر توس نو (مشهد )است اما پدرش و اصلیتش از دیار شیروان یکی از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ است و از طرف مادر یه ایل قشقایی شیراز می رسد ترکهای شمال خراسان و ایل قشقایی هر دو بخشی از باقیمانده دودمان سلجوقیان و پارتهای خراسان هستند . چنانچه می دانیم هزار سال قبل سلجوقیان ایل بزرگی در ناحیه آمودریا و فرارود بودند (ناحیه ای که همکنون کشورهای تاجیکستان ، جنوب شرقی ازبکستان ، شرق ترکمنستان و قسمت شمالی افغانستان است ) سلجوقیان مسعود جانشین محمود غزنوی را از سلطنت به زیر کشیدند و رفته رفته گستره ایران را تا مدیترانه پیش بردند سلجوقیان گسترده ترین حکومت ایرانی را پس از اسلام بر سراسر منطقه گسترانیدن بازماندگان آنان در نواحی از مناطق شمال خراسان و منطقه بختیاری ایران ساکن شدند . بله خواجه نظام الملک توسی صدر اعظم دولت سلجوقی در سایه قدرتی که از علم و اندیشه های فردوسی بدست آورده بود ، توانست از خرابه غزنویان ، نظام اداری و اجتماعی درخشانی همچون تاسیس مدارس نظامیه و بفرمان ملک شاه سلجوقی که عاشق فرهنگ نیاکان و فردوسی بود تقویم خورشیدی ( جلالی ، شمسی ) را با کمک خیام و گروهی دیگر از نخبگان سرزمینمان ایران در مقابل هجری قمری تازیان ایجاد نمود .
مهمترین رکن اداره کشور در این دوره در اختیار مجلس ریش سفیدان بود آنان امرا و پادشاهان دودمان سلجوقی را بر می گزیدند و از قدرتی نظارتی و گاها تنبیهی برخوردار بودند ( شبیه سلسله اشکانیان )آنان معتقد به اصل فکر برتر بودند شاهنامه فردوسی و صدها اثر تاریخی دیگر را احیا کردند آنان حاکمیت تازیان (اعراب) را بطور کلی در خاورمیانه محدود به منطقه شبه جزیره عربستان نمودند نکته جالب در مورد گسترش حاکمیت این قوم بزرگ وجود داشت و آن مطلب این است که آنها هیچ گاه به شهرهای بین راه وارد نمی شدند تنها سفیری را به داخل شهر مربوطه می فرستادند و اولین خواستشان آن بود که دیگر خطبه ای به نام خلیفه بغداد خوانده نشود و رسما حکومت سلجوقی را بپذیرند .ذکر این حوادث تاریخی باعث می شود بهتر با اندیشمندی آشنا شویم که بر پیرامون خود دارای شناخت و ریشه است بقول حکیم فردوسی:
پدر چون به فرزند ماند جهان ........کند آشکارا برو بر نهان
گر او بفگند فر و نام پدر ...............تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
کرا گم شود راه آموزگار ...............سزد گر جفا بیند از روزگار


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1592
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 123
امتیاز: 16016
Registration date: 2008-10-26

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الأربعاء أكتوبر 29, 2008 8:47 am

به نظر من ما با شخصیتی روبرو هستیم که در این پیشینه کهن شناور است اهل خرد همواره در دوران زندگی این جهانی خویش در چنین وضعیتی قرار دارند . شما به زندگی سراسر رنج و اندوه فردوسی بزرگ نظری بیفکنید و سپس هزار سال بعد در همان شهر و همان خاک اخوان ثالث متولد می شود رشد می کند برگ می دهد و شاخسارش پر میوه می شود با همان غمها و همان محنت ها با همان آواز با همان آثار تراژیک ...
هر چند خود اخوان داشتن ریشه باستانی خویش را در قالب شعری رد می کند
اما اگر این ریشه نبود سفارش نمی کرد در کنار فردوسی بزرگ دفنش کنند ...
آری اُرد نیز با آثارش از ریشه های مشترکی سخن می گوید که شاید امروز در مرزهای کنونی ایران نباشد اما روان او همچنان در دره های شگفت انگیز بدخشان و کوههای مرتفع پامیر و رود بزرگ جیهون پرواز می کند
وقتی او را در حال صحبت با تاجیکان و یا اهالی شمال افغانستان و یا جنوب ازبکستان که گاها برای دیدنش می آیند می بینید متوجه می شوید که پرواز روح در دل تاریخ یعنی چه ، آنوقت که چشمان متعجب و مبهوت میهمانان را می بینید با آهنگ صدای او همراه می شوید و به ژرفای روان او فرو می روید .
اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریات شگفت انگیز او موجب جلب و گرایش بسیاری از علاقمندان به علوم انسانی و بعضا علوم سیاسی شده است . ارد بزرگ به نوعی معمار است ، او از آینده ایی سخن می گوید که می تواند ایران را به جایگاه اصلی خود باز گرداند . شاید مهمترین نظریه او یعنی قاره کهن خود به تنهایی بتواند بیشترین تغییرات را در سطح روابط خارجی ایران و 19 کشور اطراف آن بوجود آورد . او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، راه انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق و غرب بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی ماست که هر دو را با جعل اسامی چینی ها از آن خود می دانند .
او به ساختارهای سیاسی کشورهای محدوده قاره کهن نظری ندارد او همه را دعوت به همگرایی می کند او با دلایل بسیار ثابت می کند اگر این 20 کشور دست در دست یکدیگر بگذارند ساختاری بسیار قدرتمندتر از اتحادیه اروپا خواهند یافت .

رنگ صورتی محدوده قاره کهن را به نمایش می گذارد


نقشی که ارد بزرگ برای ایران در قاره کهن قائل است نقشی فرهنگی و تاریخی نظیر یونان در اروپاست .
قاره کهن امروز اسیر آسیا و اروپاست .
تاریخ و فرهنگ در شرق به چین ختم می شود و در غرب به یونان .
یکی از وجوه جالب و بارز این نظریه ایجاد همگرایی بیشتر منطقه ایی است که خود موجب خلع سلاح تجزیه طلبان در سطح کشورهای منطقه می گردد .
ارد بزرگ با نظریه قاره کهن خود پرده از حقیقتی برداشته که تا کنون هیچ اندیشمندی به آن توجه نکرده بود .

_________________


حکیم ارد بزرگ :
نام راه ابریشم و یا جاده ابریشم همانند نام خلیج عربی دروغین و شرم آور است . این "راه ایران" است که چینی ها بدنبال دزدیدن آن هستند ، هر پروژه ایی که با نام "راه ابریشم" انجام شود پشت نمودن به پیشینه کهن سرزمینمان ایران است . چینی ها در این پنجاه سال به هزار گونه کوشش کرده اند نام "راه ابریشم" را جهانی کنند ! با نگاهی به تاریخ نوشتاری ما خواهید دید این واژه پیشینه ایی بیش از 50 سال ندارد تاریخی که برایش نوشته اند دروغین است . پذیرش و بهره گیری از آن به هیچگونه پذیرفتنی نیست .
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1592
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 123
امتیاز: 16016
Registration date: 2008-10-26

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الأربعاء أكتوبر 29, 2008 8:48 am

یکی دیگر از ایده های او نظریه کهکشان بزرگ اندیشه است. که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند . او ثابت می کند جهان غرب با ابزار رسانه و اینترنت نمی تواند با تزریق فرهنگش یکپارچگی مورد نظر خویش را فراهم سازد .



با اینکه ایده های ارد بسیار جذاب است اما آنچه موجب شهرت روزافزون او گشته نصایح و پندهای حکیمانه اوست . پندهای او شامل تاکیدات مستمرش بر راستی ، احترام به ریش سفیدان ، پاسداشت اسطوره ها و میهن دوستی می گردد .

دهها مقاله و کتاب در مورد اندیشه های ارد بزرگ نگاشته شده است . بعضی او را علامه اقبال لاهوری عصر حاضر می دانند و عده ایی همپای فردریش نیچه در فلسفه و کسانی معتقدند جبران خلیل جبران امروز است . و البته جالب خواهد بود که بدانیم ارد و جبران خلیل جبران هر دو در 17 دی ماه زاده شده اند .




دکتر شهناز خاتمی هم مقالات بسیاری در مورد ارد بزرگ نگاشته که یک نمونه از آنان را که احتمالا برای شما نیز جالب و خواندنیست تقدیم می کنم



رابطه کار با خواست در نگاه ارد بزرگ


کار ما برآیند خواست و برنامه ماست آنکه خواست و برنامه ایی ندارد کاری انجام نمی دهد . ارد بزرگ



چرا بعضی از آدمها برای خود آینده ایی نمی بینند ؟ دلسرد و نامیدند ؟ همواره آیه یاس می خوانند و ناخودآگاه بذر افسردگی می پاشند ؟
پاسخ به این سئوالات را می توان در یک کلمه خلاصه نمود و آن نداشتن (( امید )) است
از سخن ابتدایی بحث مان می شود نتیجه گرفت (( کار نتیجه داشتن خواست است )) و خواست بدون امید و هدف بوجود نمی آید .
شاید بگویید کار ما لزوما می تواند خواست ما نباشد و نتیجه نیاز و اجبار باشد ،
بله تمام افکار و کنش های ما پاسخی ست به نیازهایی که جسم و روان از ما انتظار دارند اما بطن نیاز های ما و حتی نوع نگاه ما ریشه در هدفمندی زندگی و خواستی عقلانی دارد ، امید و آرزو شکل ظاهری و بیرونی آن می باشد .
اعتیاد ، فحشا و بزهکاری در جوامعی رواج دارد که بذر نامیدی و یاس در آنها پاشیده شده باشد
سستی اجتماعی و عدم تحرک نسل نو نتیجه سرکوفتگی آرزوهای آنان است .
این نسل شاید نتواند ابتدا موجب ترقی و رشد خود شود اما انباشتن خواسته ها به ایجاد رستاخیزی بزرگ منتهی می گردد .
مهمترین اتفاقی که رخ می دهد ظهور رهبرانی است که گویی هیچ چیز نمی تواند آنها را از پای بیندازد
واقع امر آنست که جوامع قابلیتی را در اندرون خویش دارند که می توانند در آخرین لحظه انسانها را از بدترین کابوسها نجات بخشند .

در این جوامع مردان برتر و بقول فردریش نیچه (( ابر انسان )) متجلی می گردند و سخنانش درمانگر درد ها و رنج های نسل شان می گردد .

ابر انسان نسل خویش را دعوت به عملگرایی می کند . او می خواهد ضعفها را با کار و قیامی همگانی از بین ببرد .
ارد بزرگ جمله زیبایی در این زمینه دارد : " آنچه رخ داده را باید پذیرفت اما آنچه روی نداده را می توان به میل خویش ساخت " .

" به میل خویش " یعنی آنکه باید ادامه را با خواست خویش پیش برد نه خاموشی .
ارد بزرگ حدس می زند که نسل افسرده پیشاپیش برای سستی خویش هم دلایل بیاورد و بدین خاطر می گوید : " رویا پردازی که عملگرا هم باشد می تواند سرچشمه دگرگونی های بسیار گردد ".
او تلویحا می گوید حتی می توان برای باروری و کار بیشتر به رویاها پناه برد و عقل محوری را که تابع واقعیتهای زمان حال خود می باشد را به کنار گذشت و آینده را به شکلی رویایی و دست یافتنی دید .
این خود باعث حرکت و جوشش می شود رویاها قابلیتی است که به انسان این نیرو را می بخشد که هر چیز به ظاهر غیر ممکن را نیز به دست آورد .

سخنان و کلمات بزرگان چنان انرژی در درون خود دارند که می توانند نسل های خاموش را از خواب های سنگین بیدار کنند .
شاید یکی از زیباترین جملات ارد بزرگ این جمله باشد که : آرامش اگر همیشگی باشد سستی و پلشتی در پی دارد .

رسیدن به آرامش دائمی ! شعار تبلیغاتی بسیاری از خماران و اهل تصوف است فرقه های مختلفی از هندویان و بودایی ها هدف و خواست خویش را برای رسیدن به آرامش مطلق می دانند شاید معنای جمله ارد بزرگ را آن زمان بتوان خوب درک کرد که بدانیم این آرامش و خلسه وحشتناک موجب گشت قرنها شبه قاره هند تن به استعمار بسپارد .
اهل تصوف سعی می کنند به خود بقبولانند که اگر ما خوب باشیم ! به جهان از دریچه خوبی خواهیم نگرست پس در این حالت بدی وجود ندارد در حالیکه در هر ثانیه هزاران نفر در سرتاسر دنیا گرفتار رفتارهای خشنونت آمیز و تجاوز قرار می گیرند ارد بزرگ به این گوشه نشینان می گوید :
آنکه می گوید همه چیز خوب است و بدی وجود ندارد با کسی که همه چیز را اهریمنی می پندارد تفاوتی ندارد . برآیند چنین افکار سخیفی به چاه نیستی گرفتار آمدن است تنها کسانی خوبی را خوب می بینند که بدی و اهریمن را باور داشته باشند و از آن پرهیز کنند .
نگاه سخت ارد بزرگ به اهل تصوف و ریاضت کشان بدین خاطر است که او حرکت و جوشش نسل نوی سرزمینش را می خواهد و نه فسردگی و انجماد را...
باز در جایی دیگر می گوید : " آنکه زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته است" .
ارد بزرگ در جایی سخت ترین حمله را به اهل تصوف و صوفی گری می کند که بسیار جالب و خواندنی است : " آنانی که در کنار ما زندگی می کنند اما کنشی ندارند و وارستگی را در پشت کردن به جهان می دانند گوشه نشینی می کنند و همه چیز را گذرا می دانند تکه گوشتهای هستند که هنوز از جهان حیوانی خود به دنیای آدمیان پا نگذاشته اند . آنکه ما را به این جهان آورد فر و خرد را مایه رشد ما قرار داد ، باید به آنان گفت خرد و دانش را انکار کردن با خوابیدن و مردن تمیزی ندارد " .

نتیجه این بحث را می توان اینگونه دانست که :

برای باروری و ایجاد تحرک و روحیه لازم در افراد باید ریشه های آرمانی و هدف آنها را تقویت نمود
باید روحیه بخشید
باید صوفی منشی را کالبدشکافی کرد و آثار وحشتناکش را معرفی نمود .
و در نهایت نباید انتظار داشت در جامعه ایی که شادی و امید وجود ندارد نوآوری رخ نماید...


در مورد ارد بزرگ بیشتر بدانیم


نظریه قاره کهن ارد بزرگ
http://bookdl.ir

نظریه کهکشان بزرگ اندیشه http://www.avaxnet.com/showthread.php?tid=4805&pid=21803

پانصد جمله برگزیده از ارد بزرگ به کوشش سیمین کوثری http://bufsystem.persianblog.ir

کتاب اندیشکده ایران و یونان به کوشش سیمین کوثری http://bufsystem.persianblog.ir

کتاب پندار متفکرین به کوشش سیما زند http://bufsystem.persianblog.ir/post/3

سلحشور و جنگاور در کلام ارد بزرگ به کوشش پرویز عبادی http://bufsystem.persianblog.ir/post/7

شهید احمد شاه مسعود - فرزند دلیر ایران بزرگ http://www.iras.ir/Default_view.asp?@=4375




_________________


حکیم ارد بزرگ :
نام راه ابریشم و یا جاده ابریشم همانند نام خلیج عربی دروغین و شرم آور است . این "راه ایران" است که چینی ها بدنبال دزدیدن آن هستند ، هر پروژه ایی که با نام "راه ابریشم" انجام شود پشت نمودن به پیشینه کهن سرزمینمان ایران است . چینی ها در این پنجاه سال به هزار گونه کوشش کرده اند نام "راه ابریشم" را جهانی کنند ! با نگاهی به تاریخ نوشتاری ما خواهید دید این واژه پیشینه ایی بیش از 50 سال ندارد تاریخی که برایش نوشته اند دروغین است . پذیرش و بهره گیری از آن به هیچگونه پذیرفتنی نیست .
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1592
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 123
امتیاز: 16016
Registration date: 2008-10-26

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الأربعاء أكتوبر 29, 2008 8:51 am

یکی از زیباترین مطالبی که در مورد اندیشه های ارد بزرگ نگاشته اند مجموعه برانگیختگان استاد جعفر معروفی است که در پی می آید :








بخش نخست :
پیکره های بسیار با روانی یگانه



اهل اندیشه در طی تاریخ بشکل های گسسته می آیند و می روند اما با نگاهی دقیق تر می توان خط و مسیری مشترک در میان آنها یافت .
اهل اندیشه همانند پادشاهان باستانی قدرت را از پدر کسب نمی کنند بلکه در درون آنها قدرتی است که می توانند به آهستگی قد بکشند و رشد کنند و با میوه خویش بشر را نای دوباره بخشند .
درونشان دارای فرآیندی شگرف است آنها نگاهی عقاب گونه دارند نگاهشان فرسنگها دورتر از یک نسل را می بیند و برای تکامل دودمان خویش برنامه ریزی می کند بطور مثال وقتی نیای ایرانیان " فردوسی " با شاهنامه وظیفه تاریخی خویش را به انجام می رساند مسلما در درون خود پی به رازی بزرگ برده است او مرامنامه یک ملت و هویت جامعه پس از خویش را نگاشته است شاهنامه دارای روان و توانی جادویی است ، چرا جادویی ؟ چون برای ما شناخت تمام شاکله آن غیر قابل درک است این کتاب روان انسانهای مرده ای را که خراج به خلیفه بغداد می پرداختند را زنده می کند 30 سال پس از مرگ او ملک شاه سلجوقی دستور می دهد تاریخ خورشیدی (شمسی) را بر اساس تاریخ بهی که پیشتر در شاهنامه نیز آمده بنگارند روز اول نوروز جمشیدی را ابتدای هر سال قرار می دهد ...

همه اینها بازتاب حضور شاهنامه است سالها می گذرد و زمانی که همه فکر می کنند ایران مرده است مردی از درون خرابه های کاخی فرو ریخته بیرون می آید
بله نادر شاه افشار او خود می گوید : کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد کین خواهی بیرون می آیند کین از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم .
و باز می گوید : " وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند ، پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند ، و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند ."
و در نهایت ما را به سر منزل آغازین هدایت می کند با این سخن که : " شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است ."
بله یکی از بازتابهای کتاب مردی که در تنگ دستی و مصیبت کاری بزرگ را به انجام رسانید ، پادشاهی می شود که ایران را پس از بیست سال حکومت بیگانه نجات می بخشد او کشور تکه تکه شده را باز می ستاند و دوباره روح ایرانیان را زنده می کند .او می گوید : " باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم ، نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق وجودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ ." و آرمانش را ایگونه ترسیم می کند : "کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است ."

این کرامت و منش زاییده سخنان حکیمی است که 700 سال پیش از او می زیسته فردوسی به فرمانروایان می گوید : "فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید ."

فردوسی هیچگاه از حقوق مردم بخاطر خوش آمد پادشاهان نگذشت .

پیشتر در جایی گفته بودم که سخن فردوسی هزار سال است که در قله ادبیات بشری (به اعتراف بزرگان جهان ) قرار دارد و این جایگاه همیشه تاریخ از آن او خواهد ماند ...

با دقت در اندیشه نهفته در شاهنامه بخصوص مرام کیانیان در می یابیم که پادشاهان و پهلوانان حداقل تا میانه شاهنامه و قبل از سلطنت گشتاسب ( که نقدهای بسیاری بر او وارد است و شاید او را بتوان اولین فرمانروای بدون فر ایران دانست که پس از او دیگر هیچ گاه در شاهنامه شما رنگی از بزرگی و استواری پیشین ایرانیان نمی بینید .شاید زمانی سلطنت او که می تواند بسیار آگاه کننده هم باشد را مورد ارزیابی و نقد قرار دادم ) همواره با یک تن روبرویم رفتار فرزندان نکته به نکته همانند نیاکانشان است گوی روحی قدرتمند همواره از جسمی به جسم دیگر می پرد .

پادشاهان هخامنشی ، اشکانی و ساسانی همانند هم هستند فرمانروایی همچون نادرشاه نیز از گردونه آنها خارج نیست ...

بقول فردریش نیچه : "سرنوشت من این است که پس از مرگ دوباره به دنیا بیایم ."

ارد (اورود) بزرگ نیز چنین عقیده ای دارد او می گوید :"آن که از آینده سخن می گوید آن که از آینده سخن می گوید و آن را می سازد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش در میان ماست او زاده می شود و باز هم ."

در همین ارتباط جبران خلیل جبران می گوید : "آه این زندگی است که زندگی را می طلبد ، به توان و امید ، به اشتیاق و شور ، اما به قالب اندامهایی در آمده است که دلواپس مرگند و نگران گور . در اینجا هیچ گوری نباشد ، هیچ گوری ."

ارد بزرگ این نگاه را فرا تر می برد او می گوید : " روان مردگان و زندگان در یک گردونه در حال چرخش اند ."

یک نکته مهم در تمام این رهنمودها جاریست و آن حرکت مداوم روح آدمیان است.آنها معتقدند انرژی های اطراف ما در واقع قدرتی است از بنیادی بزرگتر.
فردریش نیچه می گوید :"جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد."
جبران خلیل جبران شاعرانه تر همین موضوع را بیان می کند : "در هر کاری که انجام می دهی ، روح خود را در آن سهیم گردان و اطمینان داشته باش که تمام ارواح پاکی که از این خاکدان رو به اقلیم بالا رخت بر بسته اند ، از عالم بالا فرود آمده و اطراف تو حلقه زده اند و به دقت در اعمال تو می نگرند ." البته او دخالت ارواح را به وضوح بیان ننموده اما وقتی در انتهای کتاب پیامبر خود می گوید "کوته زمانی دیگر و لختی فراغت به گذرگاه باد ، و آنگاه زنی ، دیگر بار ، مرا آبستن شود ." جبران در واقع می گوید آدمیان تکرار می شوند بدون آنکه بدانند و این نکته مورد تایید نیچه و ارد بزرگ نیز هست

اُرد بزرگ نمایه بسیار زیبایی از این دیدگاه دارد :" اگر بپذیریم همه ما آنگونه که می بینیم و در می یابیم ، می گویم و روشنگری می کنیم باید بن زندگی را دایره ای بزرگ بدانیم که همه چیز را نیز دایره ترسیم کرده است برسان : چرخش روزها ، شکل کلی و نوع حرکت اختران و سیارها ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، جنبش اتم و ...
"

شاید برای درک بهتر این سخنان بد نباشد جملات فردریش نیچه را نیز بخوانیم که : " زمان لا یتناهی است و هر چه وجود دارد، در یک گردش ادواری تکرار می شود و این عمل تا انتهای نا معلومی ادامه خواهد داشت. "

سخن جبران خلیل جبران آخرین در را هم می گشاید : " اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دل بدو برگشایید .که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا ."

آری ، هر سه این بزرگان به یک اصل معتقدند و آن گردش ادواری روان بشری است آنها انسان را رو به تکامل در درون مداری مشخص می بینند این دایره هر روز مداری بزرگتر را در بر می گیرد و حجم عقلانی آدمی را فربه تر می نماید.


شاید با خواندن جملات بالا برای شما هم دیدگاه های نزدیک نیچه ، ارد و جبران تعجب آور باشد آنها سه یار دبستانی نبوده اند هر یک کمال و رشد خویش را در زمانی سپری کرده اند که خبری از دو همفکر دیگرشان نبوده است . یکی در آلمان ، یکی در ایران و دیگری آوره ای بین لبنان و آمریکا ! .

پیشتر ساعتها به این موضوع فکر کرده بودم سخنان آنها را بالا و پایین کرده بودم یک " نا " بر می خواست چنین گفت زرتشت (نیچه)، پیامبر (جبران ) و برآیند (ارد) که حامل بیشترین افکار این سه بزرگ است در یک گردونه قابل پژوهش است .

_________________


حکیم ارد بزرگ :
نام راه ابریشم و یا جاده ابریشم همانند نام خلیج عربی دروغین و شرم آور است . این "راه ایران" است که چینی ها بدنبال دزدیدن آن هستند ، هر پروژه ایی که با نام "راه ابریشم" انجام شود پشت نمودن به پیشینه کهن سرزمینمان ایران است . چینی ها در این پنجاه سال به هزار گونه کوشش کرده اند نام "راه ابریشم" را جهانی کنند ! با نگاهی به تاریخ نوشتاری ما خواهید دید این واژه پیشینه ایی بیش از 50 سال ندارد تاریخی که برایش نوشته اند دروغین است . پذیرش و بهره گیری از آن به هیچگونه پذیرفتنی نیست .
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1592
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 123
امتیاز: 16016
Registration date: 2008-10-26

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الأربعاء أكتوبر 29, 2008 8:52 am

بخش دوم :
زیبای های زندگی


نگاه آنها به زندگی و روان آدمی ملموس و قابل فهم است همانند این جمله ارد بزرگ که :" آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای زندگی است. "
و فردریش نیچه نگاه خود را کمی رسمی تر بیان می کند : " زندگی بدون موسیقی اشتباه است."
و جبران خلیل جبران با سخنی آهنگین ما را به ژرفای یک پندار شیرین می کشاند :" آن هنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف دهید ، زندگانی در لبهایتان جاری شود . و صدا ، موسیقی دلنوازی ست که بدان ، اوقات گذرانید و دل ، خوش دارید ."
او برای صدا ارزشی ویژه قائل است و آن را موسیقی زندگانی می نامد این موسیقی می تواند بشر را از خلوت تنهایی خویش که گاهی بسیار سنگین هم می نماید نجات بخشد
صدا در سخن ارد بزرگ نیز جایگاهی ویژه دارد : " نوا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند ، پرده و پیرهن... آنها چگونه؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک نوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم آورد و پدیده های بی جانی ، همچون نامه ، پرده و پیرهن ... به هزار زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال ستایش دمادم زندگی اند ..."

چه کلمات بسیار زیبایی " ستایش دمادم زندگی اند " ...

نیچه هم برای زندگی ارزش قائل است او می گوید : " زندگی، زمین و هستی، درد و رنج و بلا نیست " . و در جای دیگر می گوید : "جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم . "

جبران خلیل جبران هم از زیبای زندگی سخن می گوید : "باید رنج ها پوست شما را بشکافند پیش از آنکه معنای حیات را دریابید ، چرا که اگر می توانستید شگفتی های روزانه زندگی خود را سراسیمه و در عین حال به درستی و با تامل بشناسید ، چنین نمی پنداشتید که شگفتی های رنجها کمتر از عجایب شادیهایتان است . "

و باز می گوید :"چقدر فرومایه ام من ، هنگامی که زندگی به من طلا می دهد ، و من به تو نقره می دهم ، و با این وجود خود را سخاوتمند می انگارم ." آری زندگی محل درد و رنج و بلا نیست زندگی زیباست به این تفسیر زیبا از جبران توجه کنید : " هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود. "

ارد بزرگ در مقابل صوفی منشانی که زندگی را عرصه هیچ می پندارند دفاع می کند و می گوید :" پذیرفتن این سخن برایم دشوار است که: پیکر بزرگترین زندان روان بشر است . باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است و همیشه بدون کوچکترین ایستادگی بدنبال خواسته های روان می دود . این که انگاشته شود با رفتن روان از جسم ، می توان زودتر به دیدار دلدار شتافت ، اشتباه است چون هم او چنین سرنوشتی را برای ما آفریده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . "
و به نا امیدان امید می بخشد :" تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی ." و اندرز می دهد که پیرایه را از تن باید شست بدین گونه :" ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . "

نگاه او به زندگی همچون نگاه یک کودک به اطرافش پاک و روحانی است هوای تازه را به همراه دارد هوای که در این جمله جبران خلیل جبران نیز دیده می شود : " زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دین شماست . آنگاه که به درون آن پای می نهید، همه هستی خویش را همراه داشته باشید . "

جبران ، ارد و نیچه به یک اصل مهم معتقدند و آن زیبای و ارزش زندگی است هر سه آنها " خود ساخته " و سختی دیده اند اما این مهم هیچگاه نتوانست آنها را بدامان تفکراتی بیفکند که سعی در تیره و تار جلوه دادن زندگی این جهانی آدمی را دارند آنها پدیده زندگی را هدیه می دانند نه برزخگاه انسان ...
آری این دیدگاه با سرشت پاک همه ما سازگار است گاهی تنهایی یک سلول هم می تواند زیبایی های خاص خود را داشته باشد . مهم ! نگاه ما به مهر آسمانی و کیهانی است مهم آن است که ما خود را کجا می بینیم.
هر جا که باشد باز هم شیرین و دارای ارزش است ...
آنها معتقدند تاریکی و زشتی در این دنیا نیست آنچه هست بازی مهره های کیهان در اطراف ماست ، این بازی در عین حالی که همانند نیز نیست اما در کل طبق یک ساختار همگیر انجام می پذیرد و آنهایی که زندگی را به کل رد می کنند در گمراهی اند به گفته جبران :" چه حقیر است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را میان دیده و دنیا قرار داده و هیچ نمی بیند جز خطوط باریک دستانش. در خانه نادانی ، آینه ای نیست که روح خود را در آن به تماشا بنشیند ."



بخش سوم
ابرانسان ، مرد کهن ، پیشوا



نگاه این سه در یک امر بنیادین دیگر نیز همانند است و آن
به گفته نیچه " ابرانسان "
وبه رای ارد " مرد کهن "
وبه داستان جبران " پیشوا " است
جبران خلیل جبران با آن ندای شاعرانه و دلنشین خود می گوید : پیشوایان ، دانه های نبات و گیاهان ناشناخته و شگفت انگیزی هستند که به هنگام باروری و کمال قلبشان به باد هدیه می شود تا بر روی زمین پراکنده شوند ." او پیشوا را هدیه ای آسمانی می داند .
فردریش نیچه نیز با زبان حماسی خود ابر انسان را این گونه توصیف می کند :" هان ؛ من ام یک بشارتگر آذرخش و چکه ای گران از ابر ! و اما این آذرخش را نام ابر انسان است."
نیچه عنوان هدیه آسمانی جبران را با واژه بشارتگر آذرخش کامل تر می کند .
و نگاه ارد بزرگ نیز آکنده از خرد و اندیشه است : " در پندار و گفتار مرد کهن ، تار و پود بنیاد زندگی هویداست ."
ارد جهان را توده ای از رشته های در هم تنیده و گاها بی سرانجام می بیند اما مرد کهن که هماورد زشتی و پلیدی است به رشته های نجات بخش آدمیان دست است . با نگاهی درست ماهیت مرد کهن را غیر قابل شکست می داند و می گوید: " دشمنی و پادورزی ، به مرد کهن انگیزه زندگی می بخشد ."
و همین دیدگاه در گفتار فردریش نیچه نیز دیده می شود آنگاه که می گوید :" در همه جا هر چه مورد انتقاد ابر انسان است همواره نوعی خواست ویرانگر و منفی وجود دارد."
ارد هم بدان اشاره دارد :" دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی اداره می شود . "
اما نگاه ویرانگر نمی تواند ابر انسان را از هدف باز نمی دارد . نیچه عرصه ابر انسان را اینچنین می بیند: " عرصه عمل برای ابر انسان بی کرانه است ."
براستی او ساحل و کرانه ای بر ابردریایی (اقیانوس) ابر انسان نمی بیند و این فر هیچ گاه ویرانگر نیست .
و درسی دیگر از ارد بزرگ : " فر دانش امروز بسیار خوشبختی در پی داشته ، اما قدرت جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را مرد کهن به ما می بخشند . "
و این نگاه جاودانه را با جمله ای هشدار گونه کامل می کند :" دودمانی که مرد کهن خویش را خوار می کند ، به تن بی جان آدمی ماند که در پایان خوراک جانوران پلید خواهد شد ."
و نیچه در جملاتی زیبا امید برتر زن را این گونه بر می شمارد که : زن بازیچه ای باد پاک و ظریف، همچون گوهری، رخشان از فضیلت های جهانی که هنوز در کار نیست. در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! وامیدتان این باد: بادا که ابر انسان را بزایم!
ارد بزرگ از شب مرد کهن می گوید :" شب زندگی برای مرد کهن ، همچون روز روشن است . "
و جبران خلیل جبران هم از شب پیشوا سخن ها دارد :" زمانی که خورشید از پیشوایان در غروب جدا می شود ، هنگامی که از مشرق دوباره زبانه کشد هرگز آنها را در آن مکان نخواهد دید ، زیرا آنها در حرکت و سیری که به ایشان ارزانی شده است همچنان بیدار و در حرکتند ، حتی اگر زمین به خواب رفته باشد . "
همگرایی در آرای این بزرگان برایتان شگفت آور نبود ؟
بگذریم...
از سخن این بزرگان می توان چنین نتیجه گرفت که پیدایش مرد برتر بسیار نادر اما تاثیر گذار است .
آدمیان نیازمند برانگیختگان هستند .
آنها امنیت و دشتهای حاصل خیز زندگی را در اختیار بشر گرفتار قرار می دهند .
این سه تن زاده شدن خردبرتر را در آدمی امری همگیر و جمعی نمی دانند توده نمی تواند ابر انسان را تربیت کند بلکه تنها می تواند امیدوار به پیدایش آن آذرخش باشد . مرد کهن با نگاهی به پهنای تاریخ و سخنی بشارت گونه دردها را درمان می کند و راه را برای آیندگان هموار می سازد.

برای شما نمونه روشنی از ابر انسان در اندیشه دارم به نوشته زیر بنگرید تا به ژرفای وجود پیشوا پی ببرید : حسنین هیکل _ پژوهشگر و روزنامه نگار مصری _ در برابر پرسشی که چرا کشور مصر پس از دو سده چیرگی تازیان زبان و فرهنگ خود را به دست فراموشی سپرد بی ( ولی ) ایران این گونه نشد پادسخن زیبا و بجایی می دهد که شوربختانه مصریان بزرگی چونان فردوسی نداشتند .

_________________


حکیم ارد بزرگ :
نام راه ابریشم و یا جاده ابریشم همانند نام خلیج عربی دروغین و شرم آور است . این "راه ایران" است که چینی ها بدنبال دزدیدن آن هستند ، هر پروژه ایی که با نام "راه ابریشم" انجام شود پشت نمودن به پیشینه کهن سرزمینمان ایران است . چینی ها در این پنجاه سال به هزار گونه کوشش کرده اند نام "راه ابریشم" را جهانی کنند ! با نگاهی به تاریخ نوشتاری ما خواهید دید این واژه پیشینه ایی بیش از 50 سال ندارد تاریخی که برایش نوشته اند دروغین است . پذیرش و بهره گیری از آن به هیچگونه پذیرفتنی نیست .
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1592
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 123
امتیاز: 16016
Registration date: 2008-10-26

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الأربعاء نوفمبر 19, 2008 3:07 am

بخش چهارم
اندیشه و افکار
آنچه به آدمی توان و نیرو جاودانی می بخشد و نام آدمی را بلند می سازد همانا اندیشه و دانش برتر اوست .
از این رو در اندیشه این سرفرازان فرو رفتم و سخنانی را یافتم که همکنون پیش کش شما نیز می نمایم.
نیچه خواست خویش را از اندیشه برتر اینگونه بیان می دارد : " آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند."
و جبران خلیل جبران توانمندی خویش در دفاع از کیان اندیشه را بدین گونه می نمایاند : " شاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریک بیافکنید ولی اندیشه مرا که آزاد است نمی توانید به بند در آورید. "
و اُرد بزرگ پاسخی در خور برای دشمنان اندیشه دارد : " چه دودمانی از بد اندیشان برجاست ؟ هیچ . "
او برای کشندگان اندیشه و هواخواهان آن نیز پیامی دارد :" چو گرمای تن مردان کهن به آسمان پر کشید به گرمای خود ، تن هواخواهان اندیشه خویش را گرما دهند . "
بهترین یاور اندیشمندان در نگاه ارد بزرگ تنهایی است :" هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست ."
و نیچه هم با او همراه است : "آموزش را در خانواده و دانش را در جامعه می آموزند و بینش را در تفکرات تنهایی."
جبران خلیل جبران از توان یاد گیری و آموزش خرد می گوید :" به فرزند عشق خود توانید داد ، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را اندیشه ای دیگر به سر است ، اندیشه ای از آن خویشتن .
او با فرا نگری خردمندانه درد نا آگاهی را اینگونه می داند : هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن ناآگاه بوده اید .
نیچه بیماری اندیشه را هشدار می دهد :" ذهن و اندیشه مسئول به خطا افتادن آدمیان است."
و اُرد بزرگ مانند همیشه تلاش می کند راه درمان را بنمایاند : " رهسپردن (سفر) ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا ." او سفر و تجربه را پاد درد این بیماری می داند .
و جبران خلیل جبران برای جلوگیری از انتشار اندیشه ناتوان می گوید : " اگر در اندیشه دوست نکته ای منفی یافتی ، بی هراس و با روشنی گوشزد کن ."
و ارد ویژگی برتر پندار آدمی را در ماندگاری و توان رویارویی آن می داند : " اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد."
درد این سه تنها آگاهی بخشی نیست بلکه پیراستن اندیشمندان از کژی و ناراستی نیز هست و آنگاه در فرودی دیگر به نهانگاه خرد چنین می آموزیم که به رای ارد بزرگ :" چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما می تواند آسمانی باشد . "
و جبران خلیل جبران همانند همیشه سخنی همانند او دارد :" افکار جایگاهی فراتر از دنیای ظاهری دارند ."
و نیچه نیز برای آسمانی بودن اندیشه و اندیشمند، سخنی دلنشین دارد : "یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز هم نیست. او فردی بی خویشتن است.
آری اندیشه خارج از دید زمینیان و در خود فرو رفتگان است برای شناخت آن باید آسمانی شد و به گفته جبران : " باید به رویاها پناه برد چرا که دروازه های ابدیت اند ."
و ارد بزرگ فراز را اینگونه می بیند : " همواره آدمیان پهنه و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند ."
و این نگاه سازنده در سخن جبران خلیل جبران نیز هویداست : "انسان فـرزانه با آتشدان (مشعل) دانش و حکمت، پیش رفته و راه توده را روشن می سازد ."
نیچه ، ارد و جبران هر سه اندیشه را در خور تنهایان (آسمانیان) می دانند آنانی که در تنهایی خود از پیکره آدمی خارج شده و به فرا پنداران آسمانی پیوستند نگاه ، سخن و کردار اندیشمندان درمانگر توده است و چراغی برای تاریکی های پیش رو.
آنها هشدار می دهند مباد گاهی که پنداری بیمار افسونگرانه به جان توده افتاده و تیرگی را موجب شود .
آنگونه که در سده گذشته کمونیسم نیمی از جهان را در خود بلعید و دودمان جهانی را به تباهی کشید .
همانگونه که پیشتر مانویان با همین پندار (همه چیز برای همه ، زن و کاشانه نیز!) شمشیر بر گردن ایرانیان نهادند .
باید هوشیار بود این خود یک آموزه بزرگ برای دودمان امروزین ماست .

_________________


حکیم ارد بزرگ :
نام راه ابریشم و یا جاده ابریشم همانند نام خلیج عربی دروغین و شرم آور است . این "راه ایران" است که چینی ها بدنبال دزدیدن آن هستند ، هر پروژه ایی که با نام "راه ابریشم" انجام شود پشت نمودن به پیشینه کهن سرزمینمان ایران است . چینی ها در این پنجاه سال به هزار گونه کوشش کرده اند نام "راه ابریشم" را جهانی کنند ! با نگاهی به تاریخ نوشتاری ما خواهید دید این واژه پیشینه ایی بیش از 50 سال ندارد تاریخی که برایش نوشته اند دروغین است . پذیرش و بهره گیری از آن به هیچگونه پذیرفتنی نیست .
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1592
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 123
امتیاز: 16016
Registration date: 2008-10-26

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الأربعاء نوفمبر 19, 2008 3:08 am

بخش پنجم
آرمان همانند


گفتار پایانی خود را به آرمان این سه برانگیخته اختصاص داده ام
برای شناخت بهتر آرمانی که این اندیشمندان بر دوش داشته اند لازم است به نوع و شیوه آغازین انتشار فر آنها اشاره شود و حال سخنان فردریش نیچه در چنین گفت زرتشت :
زمانی که زردشت (زردشت نیچه نمایانگر شخصیت آرمانی اوست و ربطی به زردشت ایرانی ندارد) سی ساله بود ، زادگاه و دریاچه ی زادگاهش را ترک کرد و به کوهستانها
رفت . در آنجا از جان خویش سر خوش گشت و ده سال از این شادی نفرسود . ولی سرانجام
دلش دگرگون شد و بامداد پگاهی با طلوع صبح برخاست و رو در روی خورشید ایستاد و چنین
گفت :
" تو ای ستاره ی بزرگ ! نیک بختی تو را چه می بود اگر نبودند کسانی که تو برایشان
بتابی . تو ده سال بر سر من طالع شدی ، و اگر من و عقاب و مارم نمی بودیم از تابش خود و این سفر می فرسودی . لیکن ما هر بامدادی در انتظارت بودیم ، از سرشاریت بهره می بردیم و بر تو درود می گفتیم . اکنون بنگر ! من از لبریزی دانش خویش به تنگ آمده ام ، همچون زنبوری که عسل بسیار گرد آورده است ، نیازمند دستهایی هستم که برای گرفتن آن به سویم دراز شود . بر آنم که آنرا ببخشم و بپراکنم ، تا بار دیگر خردمندان از ابلهی و بینوایان از توانگری خویش در میانه ی آدمیان شاد شوند . پس باید به دشت فرود آیم ، همچنانکه تو هر شامگاه چنین می کنی ، آنگاه که در پس دریا پنهان می شوی و با نور خویش " جهان زیرین " را نیز روشن می داری .
ای ستاره ی سر شار ! چون تو من باید بروم ، چنانکه آدمیان را چنین سخنی است ، و اکنون می خواهم به سوی ایشان فرود آیم . پس مرا خجستگی بخش ، ای چشم آرام که می توانی بی شرار رشک حتی بزرگترین خوشبختی ها را نظاره کنی . جامی را که می خواهد از سرشاری لبریز شود برکت ده تا شاید قطره های زرین از آن جاری گردد و روشنایی شادی تو را بر سراسر جهان فرو بارد . بنگر این جام را که بر آن است باز تهی گردد ، زردشت را که باز بر آن است ، آدمی شود !
و بدین سان فرود آمدن زردشت آغاز شد ."

و حال سخنان جبران خلیل جبران در کتاب پیامبر :" آن برگزیده محبوب ، که سحرگاهی روشن بود به روزگار خویش ، دوازده سال به شهر اورفالیز در انتظار بود تا کشتی رفته باز آید و او را به جزیره ی زادگاهش باز برد .
و در سال دوازدهم ، و در روز هفتم از ماه ایلول ، ماه درو ، فارغ از دیوارهای شهر ، تپه را به فراز آمد و جانب دریا نگریست ، و کشتی را دید که در مه و ابهام می آمد .
آنگاه دروازه های قلبش به کمال باز گشود و شادمانیش از پهنه ی دریاها گذشت . پس چشمهای خود را فرو بست و در سکوت روح خویش به نیایش نشست .
لیکن تپه را چون به زیر آمد ، غربت اندوهی غریب در جانش گرفت و به دل اندیشه کرد :
چگونه خواهم رفت ، آسوده و آرام ، بی سودای دردی و بی سوز داغی ؟ زنهار که من این شهر را وداع نگویم مگر با جراحتی به ژرفای روان و زخمی به اعماق جان .
چه دیر پاییدند روزهای درد ، در حصار این دیوارها ، و چه سخت گذشتند لحظه های تنهایی در بلندای این همه شب . و کجاست آنکه تنهایی و درد خود ترک گوید و داغ حسرتی به دل نبرد ؟
چه فراوان که اجزا، روح خویش در این معبرها پراکندم ، و چه بسیار فرزندان آرزوهایم که برهنه در دامن این تپه راه پیمودند و سرگردان بودند . و از این همه یارای گسستنم چگونه باشد ، فارغ از بار و آسوده از درد ؟
این نه جامه ای ست که اینک از تن بدر کنم ، این پوست است که با دستهای خویش می درم .
و باز این نه اندیشهای ست که پشت سر گذارمش ، این خود دلی است حلاوت یافته از گرسنگیها و تشنگیها .
اما درنگ نیز نتوانم .
دریا که آغوش دعوت بر همه چیزی باز گشاید ، اینک مرا به خود خوانده است و من ناگزیرم از عزیمت .
و هر آینه بمانم ، آن زمان که ساعتها و لحظه هایم به شعله می سوزند در سیاهی شب ، من بلور می شوم ، و به این خاک گره می خورم .
ولی در رفتار ، شادمانی توشه کنم ، آنقدر که در این دیار یافت تواند شد ... اما این چگونه باشد ؟
...
همچنان که می رفت مردان و زنانی را دید که مزارع و تاکستانهای خود رها کرده اند و شتابان به سوی دروازه های شهر هجوم می آورند .
و صدایشان می شنید که نام وی می خواندند و باز آمدن کشتی او را به هم خبر می دادند به فریاد ، از کشتزاری به کشتزاری دیگر .
...
آه که قلب من آیا درختی تواند بود خمیده قامت از بار میوه هایی که از شاخه بچینم و در دستهاشان گذارم؟
و آیا شور من آن چشمه ی جوشان تواند شد که جامهاشان لبریز کنم؟
...
و اگر براستی این ساعتی ست که مشعل می باید گرفت ، مرا نه آتشی است که در آن شعله می بایدم کشید .
...
ندا در داد... " .

تا کنون در سخن نیچه و جبران به یک عنصر مشترک رسیدیم و آن تمایل " فرا انسان " نیچه و " برگزیده " جبران برای بخشش از داشته ها است ... هر دوی آنها آرمان و اندیشه ای برای آیندگان بر دوش دارند .
برای جاودانه شدن این اندیشه هر یک به داستانی زیبا پناه برده اند و پیرامون خود را به چهارچوبی رویایی آراسته اند تا بتوانند در این پهنه آرمان های خویش را بارور و به تکامل رسانند اما اُرد هیچ گاه تن به داستان پردازی نداده است . خواسته های فکری اش شبیه نیچه و جبران است اما زخمه کلام او در قلاف داستان نیست بلکه آشکارتر است و بدین خاطر گاه نیاز به تعمق و تخیل بیشتری دارد .

بدین خاطر در این جا تنها اشاره می کنم به آرمان مرد کهن ارد بزرگ در کتاب برآیند :
ارد بزرگ برای پیام آوری و شجاعت خرد را ره توشه می داند : " آن که به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است " .
و سپس در ایهامی جالب جهان تیره را برای مرد کهن میدانی برای قیام و مَد می بیند و می پرسد : " آن گاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ "
و باز می گوید :" روانی که درد روشنگری و گسترش خرد را ندارد به سختی بیمار است ".
در گام نهایی این جمله را مطرح می کند : " بی مایگی و بدکاری پاینده نخواهد بود ، گیتی رو به پویندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزیم آدمیان، نابخردیهایی همچون : برده داری ، همسر سوزی و زنده بگور کردن کودکان و ... را رها نموده اند. خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد ."
بی شک یکی از زیباترین جملاتی که تا کنون شنیده ام نیز همین جمله آخر ارد بزرگ است که : خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد .
آنچه در کلام این " سرآمدان "هویداست داشتن درد ، چگونگی و بخشش از خرد است آنها زاینده اندیشه ای برتر برای انسان از خود بیگانه عصر امروزند . آنها آینده جهان را رو به رشد و خرد می بینند آنها در سه شاهکار بی نظیرشان "چنین گفت زرتشت" ، " برآیند " و " پیامبر " خط بطلانی بر نظریه تکرار تاریخ می کشند می توان از اندیشه آنها آموخت اگر یک حالت بخوبی توسط فرهیختگان درک شود و نتیجه کلی و مشخصی از آن برداشت شود می توان امیدوار بود در صورت مثبت بودن ادامه و در صورت منفی بودن برای همیشه پاک شود . آنها تاریخ را محل ایست و باز تولید آن نمی دانند بلکه در نظر آنها تاریخ آموزه ای برای رسیدن به خط رشد بشری در طول زمان است که مسیر رشد آن باید همچنان ادامه یابد.
من یک سئوال از طرفداران بازگشت اتفاقات تاریخی دارم
بطور مثال در کجای تاریخ هندوستان سراغ دارید که دموکراسی اینچنین حاکم بوده باشد و یا جوامع بسیاری که در سطح دنیا اینچنین اداره می شوند ؟
دموکراسی و مردمسالاری امروز برآیند خرد کل مردم جهان در طول تاریخ است و البته ایرانیان اولین هواداران آن بوده اند ( با تشکیل مجلسی از نمایندگان اقوام مختلف ایرانی در زمان کوروش هخامنشی ) .
شاید عده ای بگویند مگر پیشتر از زبان آنها نگفتید که انسانها همواره زاده می شوند و یا جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد؟ پس تاریخ هم خارج از آدمهایش نخواهد بود !
باید گفت منظور هر سه آنها از تکرار آدمیان نه در شکل اولیه بلکه در ادامه پایان مرحله قبل است یعنی تکامل بشری به نقطه صفر باز نمی گردد بلکه هر روز و در هر دوره به مقام عالی تری دست می یابد .
لذا تاریخ نیز مجالی برای باز گشت ندارد....
اُرد بزرگ : تاریخ هیچگاه تکرار نشده و نخواهد شد آنچه روی داده و در حال رخ نمودن است پیراسته شدن ایده های بشری از ناراستی هاست .
اُرد بزرگ به روشنی به این موضوع اشاره می کند : " تاریخ هیچگاه تکرار نشده و نخواهد شد آنچه روی داده و در حال رخ نمودن است پیراسته شدن ایده های بشری از ناراستی هاست ."

سخن من در مورد همانندی های این سه مرد به پایان رسید
با خود می گویم آیا توانستم آرمان و همانندی های آنها را درست مطرح کنم ؟ و یا اینکه واقعا آنها که هستند؟
نیچه فیلسوف است ؟ یا نوازنده پیانوی چیره دست و یا موسیقیدانی عاشق واگنر ؟
جبران شاعر است ؟ فیلسوف است ؟ و یا نقاشی چیره دست ؟
ارد حکیم است ؟ طراح طنزسیاهی توانا و پیشروست ؟ و یا نظریه پردازی در مورد ساختار جغرافیای جهان ؟
اینجاست که بر می گردم
می بینم آنها حتی در شکل هویتی خویش نیز ، نظیر هم هستند .
و نکته ظریف و مشترک در بین آنها هنرمند بودن هر سه است .
آیا هنر نمی توانست حامل اندیشه های آنان باشد ؟
آیا هنر برای آنان وسیله و ابزار بود ؟
چرا هر سه آنها از پس هنر متجلی می شوند و سپیده دم طلوع آنها از پس کوههای هنر است ؟
آیا هنر وسیله درمان روان انسانهاست ؟
و یا به وجد آورنده روان آنها ؟
اگر اینگونه باشد سخنان این سه بسیار کلی تر و همه جانبه تر است
پس می توان گفت:
هنر نمایشگر روان سرکش و برانگیخته آنهاست.
هنر باز تولید رویاهای فروخورده آنهاست.
هنر برای هر سه آنها مجالی است خلسه گونه که در آن روان خود را با گذشتگان و آیندگان گره می زنند ...
فکر می کنم باز هم باید بکاوم ...
پایان

_________________


حکیم ارد بزرگ :
نام راه ابریشم و یا جاده ابریشم همانند نام خلیج عربی دروغین و شرم آور است . این "راه ایران" است که چینی ها بدنبال دزدیدن آن هستند ، هر پروژه ایی که با نام "راه ابریشم" انجام شود پشت نمودن به پیشینه کهن سرزمینمان ایران است . چینی ها در این پنجاه سال به هزار گونه کوشش کرده اند نام "راه ابریشم" را جهانی کنند ! با نگاهی به تاریخ نوشتاری ما خواهید دید این واژه پیشینه ایی بیش از 50 سال ندارد تاریخی که برایش نوشته اند دروغین است . پذیرش و بهره گیری از آن به هیچگونه پذیرفتنی نیست .
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
حمیده ناصری
سالار لابی ایران سوئد
سالار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 1406
Age: 19
آدرس : تهران- نياوران - جمال آباد
از ایشان سپاسگزاری شده: 80
امتیاز: 16035
Registration date: 2008-11-13

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الأربعاء نوفمبر 19, 2008 10:55 am

فرشته جون خسته نباشید مدتها بود به دنبال یه بیوگرافی کامل از ارد بزرگ بودم دستت درد نکنه Razz

_________________


عاشق فلسفه اردیسم هستم ORODISM
چون اولین چیزی که به آدم میگه شاد بودنه drunken
سه شعار اردیسم ایناس ( شادی ، آزادی و میهن )

انجمن اردیست های شهر ونکوور کانادا http://vancouver.subjectdone.com
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
sara & sayeh
نام آور لابی ایران سوئد
نام آور لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 963
Age: 23
آدرس : رشت
از ایشان سپاسگزاری شده: 22
امتیاز: 16517
Registration date: 2008-10-24

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الثلاثاء مايو 12, 2009 3:08 pm

فرشته جان سلام خیلی مفید بود ما اغلب سخنان زیبای ارد بزرگ رو برای دوستانمون اس ام اس می زنیم
و جالب اینجاست بعد از چند وقت همون اس ام اس از جای دیگه ایی به خودمون زده میشه
نمی دونیم این حرفهای ما به موضوع شما ارتباطی داره یا نه
فقط می خواستیم بگم ما هم ارد بزرگ رو خیلی دوست دارم :2<6/: :2<4:

_________________
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
مهران عبدالهی
مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )
مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )


تعداد پستها: 1296
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 99
امتیاز: 13692
Registration date: 2008-10-30

پستعنوان: رد: ارد بزرگ   الخميس يناير 21, 2010 10:55 am






زهرا کاتب در سایت تک برگ در مورد ارد بزرگ می گوید :

آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست »
این سخن از آن مردیست که برای بسیاری از جوانان نسل امروز الگو بوده و سخنانش حامل بغضها و درد های آنهاست .
ارد بزرگ در کتاب «آرمان نامه» مو به مو پرسش ها ، مشکلات و مصیبتهای نسل امروز را پاسخ می گوید .
از ریش سفیدانی می گوید که همانند « سقفی بر خانه نسل امروز » هستند و اینکه « زنجیره نسلهایند »و وظایف بسیاری بر دوش دارند .

و از آزادی
که نهایت آرزوی بشر است می گوید : «رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی »
از آزادیخواهان تجلیل می کند و می گوید :« پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است » آزادی و پرستش میهن را راهی برای پیشرفت ما می داند و می گوید :« میهن پرستی و آزادیخواهی کلید درمان بسیاری از ناراستی هاست »
و هشدار می دهد که :« آنگاه که آزادی فدای میهن پرستی می شود و وارون بر این میهن پرستی فدای چیزهای دیگر ، کشور رو به پلشدی می گرایید و درد »

ارد بزرگ شجاعانه یک به یک عقایدش را می شکافد و نکته به نکته با مخاطب در میان می گذارد و در مورد میهن اینچنین می گوید :« میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است » او کار را در همین جا رها نمی کند و ختم کلامش بسیار محکم است و می گوید :« آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد »

آزادیخواهی و میهن پرستی دو رکن و ستون اندیشه او محسوب می شود اینچنین فکری بر سراسر کتاب آرمان نامه سایه افکنده است .

به خود بر می گردم به گذشته می نگرم به راهی که آمده ایم و آینده که چگونه مسیری خواهد بود و به آرمانهای ملت خویش ، آرمانهایی که برای غرب بسیار سنگین است و از هم اکنون با جعل اسامی ایرانی و ساختن فیلمهای 300 و اسکندر مقدونی و مواضع ضد ایرانی هویت تاریخی و فرهنگی ما را هدف قرار داده اند .
دشمنی آنان بیش از آنکه با نظام حاکمیتی ایران باشد دشمنی با هویت ملی و تاریخی ماست . آنها همواره از خروشیدن و برآمدن دوباره این ملت ترس و واهمه داشته اند . ارد بزرگ مستقیما به ما همان سو را نشان می دهد همان جایی که باعث سربلندی کشور ما در طول تاریخ بوده است . او از آرمان خواهی می گوید :« به جای خود کم بینی و آرمان گریزی ، پای در راه نهیم که این تنها درمانگر دردهای زندگی ست »
و از شرایط امروز و فاصله تا هدف می گوید :« میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نیروی کنونی ماست » و نهیب می زند :« کمر راه هم در برابر آرمان خواهی برآزندگان خواهد شکست » او می داند جوان و دودمان آهنین ایرانی می تواند و در نهاد خود چنین قدرتی دارد که می گوید :« مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند »
آزادی و عشق به میهن را نهایت این راه می داند و آرمانی والا . آرمانی که نباید گم شود ، آرمانی که وظیفه همه است و می گوید :« مهم نیست تا چه میزان رشد کرده ایم ، مهم این است که از آرمان هایمان دور نشده باشیم »

ارد بزرگ تجلی تاریخی پر شکوه است در فرگرد سرآمدان کتاب آرمان نامه می گوید :« کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند » اندیشه او همراز داستانهای شاهنامه است و خرد برایش شرط اول است همان خردی که در فرگرد آرمان به آن اشاره می کند و می گوید :« آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند » او فردوسی را راوی یک داستان ساده نمی داند و شاهنامه را بسیار فراتر از حماسه ایی ادبی می داند و می گوید :« ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی که باشند برآن راه خواهند بود »

براستی کدام یک از روشنفکران این سرزمین تا این حد حساب خود را با تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین روشن کرده اند بسیاری از آنها یا دچار تجدد شدند و یا گرفتار سحر کلام و آنچه پنهان ماند مظاهر بسیار روشن و آشکار ملت سرافراز ایران بود .
تنها نام انسان غیر ایرانی آرمان نامه نام مهاتما گاندیست :« بارزترین و گرامی ترین گرایش گاندی ، میهن پرستی او بود »
در عرصه سیاست جهانی هزاران نام برای گفتن وجود دارد اما ارد از گاندی سخن می گوید و کنش اجتماعی و سیاسی او را یادآور می شود . آرمانی که توانست کشور هفتاد و دو ملت را از دست استعمار پیر نجات بخشد .

ارد بزرگ اهل فریاد و جدل نیست او می گوید :« پرداختن به ریشه ها ، کار ریش سفیدان و اهل دانش است » و براستی او یک شکافنده و اندیشمند است کسی که بدنبال خرد است و نه بلواهای سیاسی و ...

او به تاریخ گره خورده است و خود چه جالب می گوید :« آدمها میوه های درختانی هستند که ریشه ای از دیرینه دارند »
در طی سالهای گذشته کمترین گفتگو و صحبتی از او با رسانه ها دیده و یا شنیده ایم . شاید اصلا او به رسانه ها آنگونه که عده ایی برایش سینه چاک می دهند نمی نگرد و می گوید :« رسانه تنها می تواند پژواک ندای مردم باشد نه اینکه به مردم بگوید شما چه بگویید که خوشایند ما باشد »
پژواک مردم برای او بسیار مهمتر از آنچه وجود دارد می باشد .
و این همان آزادی است که ارد بزرگ از آن یادها کرده است . آنگاه که توده مردم به شکل های مختلف حرفهای خودشان را بزنند موجب گسترش و رشد آگاهی های یکدیگر در هر زمینه ایی می گردند . پس باید ندای مردم را شنید و مسیر را برای کاستن دردها و مشکلات فراهم نمود . برای این بزرگمرد ایرانی آرزوی طول عمر و سعادت بیشتر می کنیم .



منابع به ترتیبی که در متن بود :

* فرگرد آزادی - فرمان نخست
* فرگرد ریش سفید - فرمان هشتم
* فرگرد ریش سفید - فرمان ششم
* فرگرد آزادی - فرمان دوم
* فرگرد برآزندگان - فرمان سیزدهم
* فرگرد میهن - فرمان سیزدهم
* فرگرد میهن - فرمان دوازدهم
* فرگرد برآزندگان - قرمان هفدهم
* فرگرد میهن - فرمان نهم
* فرگرد آرمان - فرمان دهم
* فرگرد آرمان - فرمان شانزدهم
* فرگرد آرمان - فرمان هفدهم
* فرگرد آرمان - فرمان دوم
* فرگرد آرمان - فرمان ششم
* فرگرد سرآمدان - فرمان دوم
* فرگرد آرمان - فرمان هیجدهم
* فرگرد سرآمدان - فرمان نخست
* فرگرد سرآمدان - فرمان چهارم
* فرگرد ریشه ها - فرمان دوم
* فرگرد ریشه ها - فرمان پنجم
* فرگرد رسانه - فرمان دوم




_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 

ارد بزرگ

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 2رفتن به صفحه : 1, 2  الصفحة التالية

 مواضيع مماثلة

-
» قيام بزرگ بابک خرمدين
» سیاست جنگ : منافع قدرت های بزرگ و افغانستان

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
لابی ایران سوئد Iran & Sweden :: همراه با مشاهیر :: همراه با مشاهیر-

© phpBB | منتدى مجاني | منتدى مجاني للدعم و المساعدة | ارتباط | التبليغ عن محتوى مخالف | مدونة مجانية