ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

المواضيع الأخيرة
» درحمام کدام قسمت بدن‌تان را اول می‌شویید؟
الأحد مايو 20, 2012 9:17 am من طرف sunny

» سه ترانه زیبا از حامد صادقی + دانلود
السبت مايو 19, 2012 8:44 pm من طرف امین یاسوجی

» ساخت ساختمان ۶ طبقه در ۲۴ ساعت!
الأربعاء مايو 16, 2012 10:27 pm من طرف امین یاسوجی

» رسوایی دشمنان نظریه قاره کهن در سایت ویکیپدیا
الإثنين مايو 14, 2012 4:45 pm من طرف امین یاسوجی

» لالایی آرام بخش
الأحد مايو 13, 2012 7:50 pm من طرف Sarvenaz

كساني كه Online هستند
در مجموع 14 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 14 مهمان :: 1 روبوت الفهرسة في محركات البحث

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرشته آبی - 1607
 
حمیده ناصری - 1409
 
مهران عبدالهی - 1302
 
admin - 1288
 
ستاره عباسی - 1254
 
فرهاد آذر - 1240
 
sunny - 1004
 
زیبا تبریزی - 994
 
Sarvenaz - 983
 
Parvaneh - 972
 

تدفق ال RSS

Yahoo! 
Google Reader 
MSN 
AOL 
NewsGator 
Netvibes 
Bloglines 



عکس های شگفت انگیز 5 5 8

عکس های شگفت انگیز

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

عکس های شگفت انگیز

پست من طرف مهران عبدالهی في الخميس مارس 11, 2010 10:37 pm




_________________
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند

مهران عبدالهی
مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )
مدیر ارشد لابی ( مشاهیر )

تعداد پستها: 1302
Age: 36
از ایشان سپاسگزاری شده: 111
امتیاز: 14784
Registration date: 2008-10-30

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عکس های شگفت انگیز

پست من طرف ستاره عباسی في الخميس مارس 11, 2010 11:07 pm

اون پرنده دیگه چقدر خیره است tarmoo6
اصلا فکر نمی کنه یه شیرجه عقاب می تونه جونش رو به خطر بندازه
با همه چیزی شوخی
با "دم شیر" نه ببخشید با پنجه عقاب هم شوخی :tarmoo5:

_________________
آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد کاش می آمد و از دور تماشا میکرد

ستاره عباسی
مدیر ارشد لابی ( فرهنگ و هنر )
مدیر ارشد لابی ( فرهنگ و هنر )

تعداد پستها: 1254
Age: 26
آدرس : Aalborg University . Denmark
از ایشان سپاسگزاری شده: 108
امتیاز: 16780
Registration date: 2008-10-23

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عقاب و چکاوک

پست من طرف sunny في الجمعة مارس 12, 2010 10:39 am

مایل نبودم که از موضوع اصلی تصاویر شگفت انگیز خارج بشم اما این تصویر من رو به یاد داستانی از جبران خلیل جبران انداخت مایل شدم تا داستان را برای شما و مخصوصا ستاره ی عزیزم بنویسم

چکاوک و عقابی بر صخره ای فراز تپه ی بلندی یکدیگر را ملاقات کردند. چکاوک گفت:"روز به خیر ،آقا"و عقاب به او نگریست و آرام گفت:"روز به خیر"و چکاوک گفت:"امیدوارم همه چیز برای شما رو به راه باشد آقا."
عقاب گفت:"بله،برای ما همه چیز روبه راه است.مگر نمی دانی که ما شاه پرندگانیم و اجازه نداری پیش از ما سخن بگویی؟
چکاوک گفت:من که فکر می کنم ما از یک خانواده ایم."
عقاب با تحقیر به او نگریست و گفت:"چه کسی به تو گفته که من و تو از یک خانواده ایم؟"
سپس چکاوک گفت:"خودم این را به تو ثابت می کنم،من می توانم تا همان بلندایی که تو می توانی، پرواز کنم، و می توانم آواز بخوانم و مو جودات دیگر زمین را شاد کنم. و تو نه به کسی لذت می بخشی و نه کسی را شاد می کنی."
عقاب به خشم آمد و گفت:"لذت و شادی!موجود حقیر گستاخ!با یک ضربه ی منقارم می توانم نابودت کنم. تو هم اندازه ی پای منی!"
بعد چکاوک پرید و بر پشت عقاب نشست و شروع کرد به کندن پرهای عقاب.
عقاب آزرده شد و به پرواز در آمد و بالا رفت تا خود را از شر آن پرنده ی کوچک رها کند. اما نتوانست.
سرانجام بد خلق تر از همیشه، در حالی که به زمین و زمان ناسزا می گفت،باز بر همان صخره فرود آمد و آن موجود کوچک هنوز بر پشتش بود.
در همان لحظه ، لاک پشت کوچکی از آنجا می گذشت و از دیدن آن منظره به خنده افتاد و آنقدر خندید که نزدیک بود وارونه شود.
عقاب به لاک پشت نگریست و گفت : " مو جود خزنده ی بدبخت کندرو که مثل خاک می مانی ، به چه می خندی ؟"
و لاک پشت گفت :"آخر تو شبیه اسب شده ای و پرنده ی کوچکی دارد از تو سواری می گیرد، اما ان پرنده ی کوچک بهتر از توست."
و عقاب به او گفت:"سرت به کار خودت باشد. این یک موضوع خانوادگی بین من و برادرم ،چکاوک است."

_________________

sunny
مدیر ارشد لابی ( ایرانیان داخل کشور )
مدیر ارشد لابی ( ایرانیان داخل کشور )

تعداد پستها: 1004
Age: 20
آدرس : اخترکB612
از ایشان سپاسگزاری شده: 323
امتیاز: 12657
Registration date: 2009-11-28

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عکس های شگفت انگیز

پست من طرف مرتضی آشتیانی في الجمعة مارس 12, 2010 11:15 am

sunny نوشته است:مایل نبودم که از موضوع اصلی تصاویر شگفت انگیز خارج بشم اما این تصویر من رو به یاد داستانی از جبران خلیل جبران انداخت مایل شدم تا داستان را برای شما و مخصوصا ستاره ی عزیزم بنویسم

چکاوک و عقابی بر صخره ای فراز تپه ی بلندی یکدیگر را ملاقات کردند. چکاوک گفت:"روز به خیر ،آقا"و عقاب به او نگریست و آرام گفت:"روز به خیر"و چکاوک گفت:"امیدوارم همه چیز برای شما رو به راه باشد آقا."
عقاب گفت:"بله،برای ما همه چیز روبه راه است.مگر نمی دانی که ما شاه پرندگانیم و اجازه نداری پیش از ما سخن بگویی؟
چکاوک گفت:من که فکر می کنم ما از یک خانواده ایم."
عقاب با تحقیر به او نگریست و گفت:"چه کسی به تو گفته که من و تو از یک خانواده ایم؟"
سپس چکاوک گفت:"خودم این را به تو ثابت می کنم،من می توانم تا همان بلندایی که تو می توانی، پرواز کنم، و می توانم آواز بخوانم و مو جودات دیگر زمین را شاد کنم. و تو نه به کسی لذت می بخشی و نه کسی را شاد می کنی."
عقاب به خشم آمد و گفت:"لذت و شادی!موجود حقیر گستاخ!با یک ضربه ی منقارم می توانم نابودت کنم. تو هم اندازه ی پای منی!"
بعد چکاوک پرید و بر پشت عقاب نشست و شروع کرد به کندن پرهای عقاب.
عقاب آزرده شد و به پرواز در آمد و بالا رفت تا خود را از شر آن پرنده ی کوچک رها کند. اما نتوانست.
سرانجام بد خلق تر از همیشه، در حالی که به زمین و زمان ناسزا می گفت،باز بر همان صخره فرود آمد و آن موجود کوچک هنوز بر پشتش بود.
در همان لحظه ، لاک پشت کوچکی از آنجا می گذشت و از دیدن آن منظره به خنده افتاد و آنقدر خندید که نزدیک بود وارونه شود.
عقاب به لاک پشت نگریست و گفت : " مو جود خزنده ی بدبخت کندرو که مثل خاک می مانی ، به چه می خندی ؟"
و لاک پشت گفت :"آخر تو شبیه اسب شده ای و پرنده ی کوچکی دارد از تو سواری می گیرد، اما ان پرنده ی کوچک بهتر از توست."
و عقاب به او گفت:"سرت به کار خودت باشد. این یک موضوع خانوادگی بین من و برادرم ،چکاوک است."


براستی داستانی بسیار زیبا و در خور این تصاویر بود
گویا آن باز و آن چکاوک همین ها بوده اند.
لذت برم خانم سانی
ممنونم
و از دوست خوبمان مهران به خاطر عکس های بسیار شگفت انگیزشان سپاسگذارم

tarmoo4 tarmoo9

_________________


مصدق رهبر ملی کردن صنعت نفت

مرتضی آشتیانی
ادمین لابی ایران سوئد
ادمین لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 495
Age: 32
از ایشان سپاسگزاری شده: 48
امتیاز: 13215
Registration date: 2008-10-27

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عکس های شگفت انگیز

پست من طرف زیبا تبریزی في الأربعاء مارس 17, 2010 11:19 am

sunny نوشته است:مایل نبودم که از موضوع اصلی تصاویر شگفت انگیز خارج بشم اما این تصویر من رو به یاد داستانی از جبران خلیل جبران انداخت مایل شدم تا داستان را برای شما و مخصوصا ستاره ی عزیزم بنویسم

چکاوک و عقابی بر صخره ای فراز تپه ی بلندی یکدیگر را ملاقات کردند. چکاوک گفت:"روز به خیر ،آقا"و عقاب به او نگریست و آرام گفت:"روز به خیر"و چکاوک گفت:"امیدوارم همه چیز برای شما رو به راه باشد آقا."
عقاب گفت:"بله،برای ما همه چیز روبه راه است.مگر نمی دانی که ما شاه پرندگانیم و اجازه نداری پیش از ما سخن بگویی؟
چکاوک گفت:من که فکر می کنم ما از یک خانواده ایم."
عقاب با تحقیر به او نگریست و گفت:"چه کسی به تو گفته که من و تو از یک خانواده ایم؟"
سپس چکاوک گفت:"خودم این را به تو ثابت می کنم،من می توانم تا همان بلندایی که تو می توانی، پرواز کنم، و می توانم آواز بخوانم و مو جودات دیگر زمین را شاد کنم. و تو نه به کسی لذت می بخشی و نه کسی را شاد می کنی."
عقاب به خشم آمد و گفت:"لذت و شادی!موجود حقیر گستاخ!با یک ضربه ی منقارم می توانم نابودت کنم. تو هم اندازه ی پای منی!"
بعد چکاوک پرید و بر پشت عقاب نشست و شروع کرد به کندن پرهای عقاب.
عقاب آزرده شد و به پرواز در آمد و بالا رفت تا خود را از شر آن پرنده ی کوچک رها کند. اما نتوانست.
سرانجام بد خلق تر از همیشه، در حالی که به زمین و زمان ناسزا می گفت،باز بر همان صخره فرود آمد و آن موجود کوچک هنوز بر پشتش بود.
در همان لحظه ، لاک پشت کوچکی از آنجا می گذشت و از دیدن آن منظره به خنده افتاد و آنقدر خندید که نزدیک بود وارونه شود.
عقاب به لاک پشت نگریست و گفت : " مو جود خزنده ی بدبخت کندرو که مثل خاک می مانی ، به چه می خندی ؟"
و لاک پشت گفت :"آخر تو شبیه اسب شده ای و پرنده ی کوچکی دارد از تو سواری می گیرد، اما ان پرنده ی کوچک بهتر از توست."
و عقاب به او گفت:"سرت به کار خودت باشد. این یک موضوع خانوادگی بین من و برادرم ،چکاوک است."


داستانش خیلی زیبا بود affraid
عکسها هم قشنگ بودند خیلی قشنگ

زیبا تبریزی
نام آور لابی ایران سوئد
نام آور لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 994
از ایشان سپاسگزاری شده: 406
امتیاز: 15877
Registration date: 2010-01-22

http://zibatabrizi.blogspot.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عکس های شگفت انگیز

پست من طرف Kamran Arya في السبت مارس 20, 2010 11:34 am

عکسها فوق العاده بودند
داستان بسیار زیبایی از جبران خلیل جبران بود .
هر وقت نام مرحوم جبران خلیل جبران را می بینم ناخودآگاه به یاد ارد بزرگ می افتم چون در جایی خواندم هر دوی آنها متولد 17 دیماه هستند . tarmoo9

سال هشتاد و هشت هم امروز به پایان رسید امیدوارم سال نوی شما دوستان مبارک باشه و سال هشتاد و نه سال خوبی برای همه باشه

tarmoo4

Kamran Arya
کاربر حرفه ایی لابی
کاربر حرفه ایی لابی

تعداد پستها: 69
Age: 35
آدرس : استامبول
از ایشان سپاسگزاری شده: 28
امتیاز: 13285
Registration date: 2008-10-23

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

لطفا نظر ندید!!

پست من طرف زیبا تبریزی في السبت أبريل 03, 2010 4:54 pm


زیبا تبریزی
نام آور لابی ایران سوئد
نام آور لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 994
از ایشان سپاسگزاری شده: 406
امتیاز: 15877
Registration date: 2010-01-22

http://zibatabrizi.blogspot.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عکس های شگفت انگیز

پست من طرف زیبا تبریزی في الخميس أبريل 15, 2010 11:21 pm


زیبا تبریزی
نام آور لابی ایران سوئد
نام آور لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 994
از ایشان سپاسگزاری شده: 406
امتیاز: 15877
Registration date: 2010-01-22

http://zibatabrizi.blogspot.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عکس های شگفت انگیز

پست من طرف زیبا تبریزی في الخميس أبريل 15, 2010 11:23 pm


زیبا تبریزی
نام آور لابی ایران سوئد
نام آور لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 994
از ایشان سپاسگزاری شده: 406
امتیاز: 15877
Registration date: 2010-01-22

http://zibatabrizi.blogspot.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: عکس های شگفت انگیز

پست من طرف زیبا تبریزی في الخميس أبريل 15, 2010 11:23 pm


زیبا تبریزی
نام آور لابی ایران سوئد
نام آور لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 994
از ایشان سپاسگزاری شده: 406
امتیاز: 15877
Registration date: 2010-01-22

http://zibatabrizi.blogspot.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد