لابی ایران سوئد Iran & Sweden

ایران بهشت ماست ، ایران تنها بهانه بودن است . ارد بزرگ
الرئيسيةالرئيسية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
< class="" height="25"> المواضيع الأخيرة
» دانلود کتاب : آموزش میکروکنترولر PIC
أمس في 3:54 pm من طرف

» جوجه کباب
الجمعة فبراير 10, 2012 6:06 pm من طرف

» عکس : ونیز یخ بست!
الخميس فبراير 09, 2012 1:04 am من طرف

» دانلود کتاب : اعترافات غزالی
الجمعة فبراير 03, 2012 3:48 am من طرف

» میترایسم، مهر و مهرپرستی
الجمعة فبراير 03, 2012 3:26 am من طرف

< class="" height="25"> Orodism


http://www.tradea.org/uploads/o/orodism/1763.jpg

http://tradea.org/uploads/o/orodism/1785.jpg

پایکوبی و شادی
گردن کشان
گواراترین چشمه
بارش باران
اخم
شاهنامه حکیم فردوسی
دست نشانده پلید
فرمانروای بزرگ
نگهداری از مادر و پدر
فرزند نانجیب
اسطوره ها
ارزش شادی
سپاه یاران برآزندگان
پشتکار
گرمای وجود مردان و زنان کهن
دوستی و دشمنی در سیاست
اهل سیاست
نخستین گام های قهرمانی
پیشوای بی باک
سرپرست ناتوان
بی پایبندی به نظم
سازگاری با گیتی
تمنای واپسین
در پس کار ناشایست
برای روزهای سختر
نرمی و بهکامی
سخت ترین دلها
زمان های ارزشمند
نادرست بودن آرزویی
آرمانی روشن
تجربه و خودساختگی
خاطرات تلخ
شادی ها و غم ها
دشمن شادی
سرنوشت
کوهستان و دریا
راز اندوختن خرد
بین خود و همسرت
حق آزادی
ستیزه جویان
روح و بدن
نتیجه بردباری
آه ستمدیدگان
اخبار ریز و درشت
ساده کردن هدف
یادآوری آرمانها
ثروت
باور به پیروزی
آزادگان میهن پرست
جشن های پیاپی
شیره نوروز
بهشت ما
بهانه زندگی
کتاب ها
کینه
در بند زندگی روزمره
پیران فریبکار
زندگی از آغاز
سیاه و سفید کردن اینترنت
با ارزشترین نشان
اندرز بسیار
یک شاخه گل
اندرز
همراه و یاور
شایستگی ها
رنج
مستمند
برخواستنی نیست
آدم های هدفمند
آرمان خواهی
کودک امروز
بی وفایی
کارمند نابکار
زایش و پویش
روشنترین ستاره ها
هرج و مرج
زخم شمشیر
سختی های روزگار
سختی های بزرگ
عشق
خوی آدمی
ویژه گی آدمهای کارآمد
راه گم کرده
نگاه ما به انسان ها
نیروی تنهایی
پژوهش
گزینش
ترانه زاری
شادی و امید
بدبختی
آدم خودبین
میزان فر
جدایی
داوری (قضاوت)
مرد دلیر
پرتگاه
هنرمند و نویسنده مزدور
بهترین آموزگار استاد
ارزش خویش
یاد اشک
کنش آب و هوا
بزمگاه جهان
سو سو ی امید
پرده پوشی (سانسور)
اهل خرد
پایداری و تلاش
منتقدین پر حرف
بردباری و امید
پیشرفت مردم
ناراست
تنهایی کارآمد
دستمزد
آرامش
آز
بداندیش
خواست همگانی
دام نقادان
تجربه
فریفته نگاه
گفتار نیکو
آدمهای فرهمند
بسامدهای کیهانی
پیرامونیان ما
نگاه ما
خموشی
سکوت
آتش خشم
کُرنش
خطر
راه آشتی
در بسته
بردباری
آمادگی
کردار و رفتار
آیین آموزشی
منش آدمی
بیداری
فریبنده
خوار نمودن
سرباز
تاراج و شورش
بخت
گذشت
فراز
شایستگان
خنده
لبخند
پیشرفت
بدگویی
پیمان شکن
زایش
آموزگار
اندیشمند
فریاد
چوپان بیدار
زیستگاه طبیعی
خود کامگان
خودخواه
آرمان
خودآگاهی ملی
خوش نامی
آدم مادیگرا
جوان و ثروت
گام نخست
آه و بردباری
بازی
کردار ناپسند
زبان
خوشرویی
بن خرد
ساختار
باور
نجابت زن
امنیت
خودخواه
راه اندیشه و ارزیابی
کارمندان نابکار
بد اندیش
خودخواهی
گفتگو با نادان
آرامش
خبرهای نادرست
خود شناسی
رَد راستی
راستی
دیدگاه مردم
امید
فرهنگ
بسوی پیروزی
جهان دیگر
اشک
واژه ها
فرهنگ و هنر
گذشت
شاد زیستن
غم ها
خرد
شادی


كساني كه Online هستند
در مجموع 3 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 3 مهمان :: 2 عناكب الفهرسة في محركات البحث

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرشته آبی - 1592
 
حمیده ناصری - 1406
 
مهران عبدالهی - 1296
 
admin - 1288
 
ستاره عباسی - 1250
 
فرهاد آذر - 1232
 
زیبا تبریزی - 994
 
sunny - 989
 
Sarvenaz - 980
 
Parvaneh - 968
 

 لابی ایران سوئد   برای ورود به صفحه نخست لابی ایران سوئد بر روی پرچم کلیک کنید Iran & Sweden


شاطر | 
 

 مسعود اسپنتمان جملات ادبی و فلسفی ارد بزرگ را می شکافد

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3
نويسندهپيام
گلی بیتا
یار لابی ایران سوئد
یار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 391
Age: 29
آدرس : فرانکفورت
از ایشان سپاسگزاری شده: 28
امتیاز: 12098
Registration date: 2008-10-27

پستعنوان: رد: مسعود اسپنتمان جملات ادبی و فلسفی ارد بزرگ را می شکافد   السبت فبراير 06, 2010 11:25 pm

ارد بزرگ می گوید : ایران بهشت ماست ، ایران تنها بهانه بودن است .


در بند بند اوستا میتوانیم بخوانیم که اورمزد ایران را در میانه جهان آفرید...
هارتلند یا دل زمین خواهی نخواهی، "ایران" است. به آن دسته از "واپسین ایرانیان" که بر نو بودن مینه های ملت و ملیت پافشاری میکنند تا جایی که اوج آن را در سخنرانی ارنست رنان میبینند، تکه شعری از نظامی گنجوی را پیشکش میکنم.
همه عالم تن است و ایران دل/ نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشد/ دل ز تن به بود یقین باشد
این بزرگ مرد، بی شک، هرگز اوستا نخوانده است، چرا که نیاکان موبدش در دوران ساسانی نیز اوستا را میخواندند اما نمیفهمیدند.
و کنت دوگوبینو میگوید: گویی این ملت بزرگ به موجب قراردادی معنوی و رازآمیز با هم پیمان بسته اند که در تعارفات، نیکو برخورد کنند اما پشت سر هم دروغ بگویند
گویی به او نیز الهام شده، رازی در کار است تا شیرازه ایران از هم نپاشد،
پیر گنجه بر بزرگی "او" میبالد، گوبینو از خواری "او" مینالد
اما گویی به هر دو الهامی شده است حاوی رازآمیز بودن پایداری ایران. هر دو میدانند ایران دل زمین است.
پیوستگی میان مردمان ایرانی و ایران پر از مردمان در درازنای تاریخ مایه ی رشک نیز بوده، چنانچه سرپرسی سایکس با خشم میگوید:
"نمیدانم چرا هر ایرانی مفلوک، آنقدر به خاک نابارور خویش میبالد؟!
پیکرینگی اندیشه و آرزوهای ایرانی در کالبد ایرانی آباد به پیدایش خاکی می انجامد سرشار از اسطوره، و همیشه بزرگ. به اندازه ای بزرگ که حتی در دورانی که بزرگی گذشته را ندارد، باشندگانش بر آنند تا به یاد گذشته، گرانسنگی خود را بسرایند.
اما ارد پا را ازین نیز فراتر میگذارد و میگوید: ایران تنها بهانه بودن است!!!
چرا که زرتشت سرود:
هستی و زندگانی هر دو نیکند
و بهانه بودن همان بهانه ی هست ماندن است و به هستی بودن همان نیکی...
پس اگر ایران نباشد که از هستی و نیکی اندیشه ی خود نگاهبانی کند، هستی جهان پای در سراشیب نابودی میگذارد، و تعادل آفرینش به هم میخورد. شاید این گفته ارد را قدرتمندان ینگه ی دنیا بهتر بفهمند که ، بدون ایرانی بزرگ و تندرست جهان در جنگ فروخواهد مرد...

"" ایرانی آباد را/ رستمی باید بود و تناور رخشی/ پیل پیکر مردی، که دل از مهر وطن آکنده/ راه بر روی انیران بسته/ اما / رخش را/ چون تفسیر کنیم؟/ پرده از راز وطن برداریم؟/ آن نگارین افزار/ رخش رخشنده/ که مر او را قیمت/ به بهای ایران میدانند/ چیست؟/ میگویم/ بال پرواز تهمتن سوی عشق میهن....../ یا که نه/ او همان ایران است/مهر ایزد/ پس به هر روی/
رستم و رخش و وطن همراهند/ تا به پایان در چاه ""


مسعود اسپنتمان

sepitemann@yahoo.com
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
گلی بیتا
یار لابی ایران سوئد
یار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 391
Age: 29
آدرس : فرانکفورت
از ایشان سپاسگزاری شده: 28
امتیاز: 12098
Registration date: 2008-10-27

پستعنوان: رد: مسعود اسپنتمان جملات ادبی و فلسفی ارد بزرگ را می شکافد   السبت فبراير 06, 2010 11:26 pm

ارد بزرگ می گوید : بی پناهی و سرگردانی کودک امروز بیش از هر زمان دیگری ست


سرگردانی و بی پناهی از گونه گرایشهای سهشناک و روان-اندوخته ی آدمی است.
اندیشه ورزانی چون فروید و بیشتر یونگ پیدایش فرهنگ و تمدن را زاده ناهمسانی سرشت ساده و ناخودآگاه آغازین آدمی با زندگانی متنوع تر اوی در دوران پسین تر میدانند. زیرا آدمی در دوران زندگانی طبیعی خویش پیش از آغار زیست هاژمانی، هرگز همچون جانوری طبیعی نیست، بلکه چیزهایی میبیند و میشنود که به هیچ روی ریشه از غریزه ی ویژه-طبیعی نمیگیرند. او خوابهایی میبیند که هرگز رویکردی خودآگاهانه ندارند. آنها از هزارها سال زندگی ناخودآگاهانه سرچشمه میگیرند.، او در خود، میان ماده و مینو دوگانگی میپندارد... او دیگر میمون گذشته نیست!
ازین روست که منتسکیو، نیاکانمان را خوشبخت تر میداند، چرا که زندگانی در اجتماع هرگز نمود و الگویی همسان با زندگی در خانواده ندارد که یکی دیگر از تفاوتهای میان جان لاک و تامس هابز را آشکار میکند. در جایی که هابز، خانواده های بزرگ و جداسر از دولتها را نیز دولت میخواند، لاک میان ایجاد ناخودآگاه نهاد سنتی خانواده و ایجاد دولت اجتماعی که صد در صد خودآگاهانه چهره میگیرد ناهمسانی میبیند. ازین رو لاک سرشت طبیعی بشر را عقلانی میداند.درست به همین خاطر است که سرگردانی و بی پناهی انسان امروز بیش از هر زمان دیگرست، چرا که بیش از هر زمان دیگر بر اجتماعی شدن کودک پای میفشارند، و او بیش از هر دوره دیگر زمان کمتری را با خانواده میگذراند. خانواده از وی گرایشها و اخلاقیات ایده آلی میخواهد که جامعه ی پراگمات با آن بیگانه است.
شاید اکنون بتوانیم شوندی برای پاسخ رندانه کوروش به یونانیان بیابیم که گفت: من از کشوری که مردم آن در بازارش به هم دروغ میگویند نمیترسم.... چرا که ایرانیان از دیرباز ساختمان دولت خویش را برپایه قدرت پدرانه ساخته بودند ساختاری بر پایه اندیشه ی کدخدایی. کدخدا در اوستا و شاهنامه در معنای:
مدیر خانه- مدیر روستا- مدیر شهر- و پادشاه و حتا خدا به کار رفته است. کدخدا از پهلوی کتک خوتای گرفته شده است. ازین رو خویشکاری، از خانواده تا خویشکاری خدایی همه پیوسته با همند و زنجیره ای یگانه میسازند.

به همین شوند اورمزد برای پیروزی بر اهریمن به یاری آدمیان میبالد. از یاوری کودک در خانواده خویش تا یاوری پادشاه در کشور. مفهوم فره هم از آنجا پای میگیرد که جامعه نیاز به ویژه گرایی (تخصص) دارد. و هر خانواده در طبقه ای به خویشکاری میپردازد تا برسد به شاهی که خویشکاری اش در ایجاد دادگری و هماهنگی میان خانواده و طبقات است. همچنین ناخوشایند بودن پیشه وری و بازرگانی در میان طبقات ایرانی شاید از همین جا سرچشمه بگیرد. پس در ایران، خواستهای خودآگاهانه ی اجتماعی در پیوستگی با خواستهای طبیعی و ناخودآگاه خانواده قرار میگیرند.
جامعه غربی با همه دستاوردها و کامکاریها و حتی کوتاهی های خویش، دولت را همچون خدای مسیحی، ناظر بر آدمیان میداند و این تنها اوست که میتواند کودک را با جدا ساختن از خانواده، راهبه خویش سازد. (رویکرد غربیان در زمینه آموزش در مدرسه و جامعه، که جدایی کودک از خانواده و در پی آن، شکاف میان ناخودآگاه سنتی و خودآگاه دیوانسالارانه را در پی دارد سرچشمه هزاران بیماری روانی است)

آیا میتوانیم بر پایه آموزشهای کهن خویش، دولتی بنا کنیم که گرچه در ژرفنای خود اجتماعی است، اما هرگز از پداران و مادران نخواهد که فرزندان خود را بی سرپناه و سرگردان در دامان اجتماع بی اخلاق رها کند؟ آیا دولت فرهمند و نوین ایرانی، با دولت سکولار اما مسیحی غربی دگرگونه تر نیست؟


مسعود اسپنتمان

sepitemann@yahoo.com
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
گلی بیتا
یار لابی ایران سوئد
یار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 391
Age: 29
آدرس : فرانکفورت
از ایشان سپاسگزاری شده: 28
امتیاز: 12098
Registration date: 2008-10-27

پستعنوان: رد: مسعود اسپنتمان جملات ادبی و فلسفی ارد بزرگ را می شکافد   السبت فبراير 06, 2010 11:27 pm

آرامش اگر هميشگي باشد سستي و پلشتي در پي دارد . ارد بزرگ

این گفته ارد بزرگ در تاریخ ایران همچنین در شاهناه فردوسی بزرگ مصداق آشکار دارد. آنجا که در زمان جمشید خوب رمه، مردمان از برکت بهره کشی از بردگان تا 300 سال مرگ و بیماری و رنج را به خود ندیدند (میان بسته دیوان، بسان رهی)، در سرزمینی که جمشید آن ادعای خدایی میکند (پیوستگی خوشی 300 ساله مردم با ادعای خدایی جمشید را هم در نظر آورید) مردم آنچنان فاسد میشوند که آرزوی، (پر از هول شاه اژدهاپیکر)، ضحاکی را میکنند تا هرج و مرج ناشی از 300 سال خوشی پیوسته را با گزندگی و دیکتاتوری به نظم دگرگون سازد. حال آنکه از دست دادن آزادی برای به نظم در آوردن هرج و مرج اشتباهی بزرگتر است. (گناه جمشید تنها، ادعای خدایی است، نه بیدادگری)
یا اینکه در زمان بهرام گور، وی دفاتر دیوانی مالیات را آتش میزند و 23 سال مردم در خوشی و بی رنج پرداخت مالیات می زیند با اینجال هیچکس به اندازه ی بهرام مزه ی نافرمانی و شورش همین مردم را نمیچشد.
یا نگاهی به رفاه رزمیاران ساسانی در پایان این دوره بیندازد، ارتش اشرافی و سنگین اسلحه ساسانی (با نگاهی به نگاره های تاق بستان کرمانشاه) که 300 سال است لرزه بر تن لژیونهای رومی انداخته آنچنان در رفاه زیست میکند که همین بی رنجی موجب پیروزی لشکر پاپتی اعراب را فراهم میسازد.....


مسعود اسپنتمان

sepitemann@yahoo.com
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
گلی بیتا
یار لابی ایران سوئد
یار لابی ایران سوئد


تعداد پستها: 391
Age: 29
آدرس : فرانکفورت
از ایشان سپاسگزاری شده: 28
امتیاز: 12098
Registration date: 2008-10-27

پستعنوان: رد: مسعود اسپنتمان جملات ادبی و فلسفی ارد بزرگ را می شکافد   السبت فبراير 06, 2010 11:27 pm

شادی کجاست ؟ جای که همه ارزشمند هستند . ارد بزرگ

در ژرفای هر آدمی چون غنچه ای، ناگهان میشکفد و تن و روان آدمی را مالامال از شادی میکند. بیگمان، ارزشمند انگاری و شادی از ویژگیهای غریزه زندگی (اروس) میباشد که با هرگونه انزوا خواهی صوفیانه زاهدانه و یا هندی که زاده ی غریزه ی مرگند در رویارویی شدید است. میل به تخریب یا میل به گوشه گیری (که نخستین خشمی است رو به بیرون و دومی گرایش خشم به درون) هرکدام نشانه های از آز و نیاز را در خود میپرورند و به همین شوند با شادی که زاده ی عشق به زندگی است بیگانه اند. شاید به همین شوند است که اشو زرتشت، نیکی را همتای زندگی، شادی و هستیوری، در پیکره ی هاژه سرشار از آدمی میداند و بدی را با نازندگی، مرگ و شیون و مویه همذات میپندارد. شادی ناب آن زمان روی میدهد که هر انسان، دیگران را چون خود، یاوری برای پیروزی نیکی بر بدی میداند (ریشه ی اندیشه ی ایرانی) و این یاوری برای به کردار رسیدن راهی جز ارزشمندن دانستن همه ی اندامواره های انسانی آن برای خود نمیشناسد. ازین روست که سعدی بنی آدم را اعضای یک پیکره میداند. این گفته ارد بزرگ بی شک آرمانشهر همه آگاهان است...


مسعود اسپنتمان

sepitemann@yahoo.com
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 

مسعود اسپنتمان جملات ادبی و فلسفی ارد بزرگ را می شکافد

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 3 از 3رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3

 مواضيع مماثلة

-
» قيام بزرگ بابک خرمدين
» سیاست جنگ : منافع قدرت های بزرگ و افغانستان
» مصاحبهء احمد ضیا مسعود رییس جبههء ملی

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
لابی ایران سوئد Iran & Sweden :: هنر و ادبیات :: ادبیات-

© phpBB | منتدى مجاني | منتدى مجاني للدعم و المساعدة | ارتباط | التبليغ عن محتوى مخالف | الحصول على مدونة