ورود
المواضيع الأخيرة
كساني كه Online هستند
در مجموع 16 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 16 مهمان :: 2 عناكب الفهرسة في محركات البحثهيچ كدام
بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
| فرشته آبی - 1607 | ||||
| حمیده ناصری - 1409 | ||||
| مهران عبدالهی - 1302 | ||||
| admin - 1288 | ||||
| ستاره عباسی - 1254 | ||||
| فرهاد آذر - 1240 | ||||
| sunny - 1004 | ||||
| زیبا تبریزی - 994 | ||||
| Sarvenaz - 983 | ||||
| Parvaneh - 972 |
س مثل .....
صفحه 1 از 1 • شاطر •
س مثل .....
[right][right]یه روز یک پسر کوچولو که می خواست انشا بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟ پدرش فکری می کنه و میگه: بهترین راه اینه که من برای تویه مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی.
من حکومت هستم.چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم.مامانت دولت هست.چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پا برهنه هست. چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره . تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی.داداش کوچیکت که 2 سالشه , نسل آینده است.امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره , میره به اتاق برادر کوچکش و میبینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و میبینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه.می ره توی اتاق کلفتشون که اون رو بیدار کنه , میبینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده ... میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار میشه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟ پسر میگه: بله پدر, دیشب فهمیدم که سیاست چی هست.سیاست یعنی این که حکومت ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو میده , در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشن فکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه , در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه
[/right][/right]

Helyus- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 50
از ایشان سپاسگزاری شده: 1
امتیاز: 12471
Registration date: 2008-12-23
رد: س مثل .....
شوکه شدم ....بسیار زیبا و گیرا و آموزنده بود

_________________
وبلاگ شخصی ام
http://noshin-kashefi.blogspot.com/

Noshin- ناظم ارشد لابی

- تعداد پستها: 742
Age: 24
از ایشان سپاسگزاری شده: 109
امتیاز: 13922
Registration date: 2008-11-14
رد: س مثل .....
واقعا جالب بود
به سیاست هیچوقت اینجوری نگاه نکرده بودم
موفق باشید
به سیاست هیچوقت اینجوری نگاه نکرده بودم
موفق باشید

Parvaneh- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 972
آدرس : شیراز
از ایشان سپاسگزاری شده: 298
امتیاز: 15912
Registration date: 2008-11-27
رد: س مثل .....
یه روز دوتا گربه یه تیکه گوشت پیدا میکنن .
تا میان اونو بخورن یه گربه لاغر مردنی میاد و بهشون میگه
یا اون گوشتو بدین به من یا اینکه ....
دوتا گربه میزنن زیر خنده .
گربه لاغره میپره یکیشونو با اون تیکه گوشت یه لقمه میکنه ...
اون یکی گربه که از ترس به خودش ....
ازش پرسید چه جوری اینکارو کردی ؟
گربه لاغر گفت:
پدر احمدی نژاد بسوزه ما یه روزی پلنگ بودیم..
تا میان اونو بخورن یه گربه لاغر مردنی میاد و بهشون میگه
یا اون گوشتو بدین به من یا اینکه ....
دوتا گربه میزنن زیر خنده .
گربه لاغره میپره یکیشونو با اون تیکه گوشت یه لقمه میکنه ...
اون یکی گربه که از ترس به خودش ....
ازش پرسید چه جوری اینکارو کردی ؟
گربه لاغر گفت:
پدر احمدی نژاد بسوزه ما یه روزی پلنگ بودیم..

Helyus- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 50
از ایشان سپاسگزاری شده: 1
امتیاز: 12471
Registration date: 2008-12-23
رد: س مثل .....
Helyus نوشته است:یه روز دوتا گربه یه تیکه گوشت پیدا میکنن .
تا میان اونو بخورن یه گربه لاغر مردنی میاد و بهشون میگه
یا اون گوشتو بدین به من یا اینکه ....
دوتا گربه میزنن زیر خنده .
گربه لاغره میپره یکیشونو با اون تیکه گوشت یه لقمه میکنه ...
اون یکی گربه که از ترس به خودش ....
ازش پرسید چه جوری اینکارو کردی ؟
گربه لاغر گفت:
پدر احمدی نژاد بسوزه ما یه روزی پلنگ بودیم..
خیلی خنده دار بود ممنون

Sarvenaz- نام آور لابی ایران سوئد

- تعداد پستها: 983
Age: 24
آدرس : رشت
از ایشان سپاسگزاری شده: 146
امتیاز: 14848
Registration date: 2008-10-24
رد: س مثل .....
البته یه خورده هم گریه داشت.....
( خنده بر هر درد بی درمان دواست.)
( خنده بر هر درد بی درمان دواست.)

Helyus- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 50
از ایشان سپاسگزاری شده: 1
امتیاز: 12471
Registration date: 2008-12-23
رد: س مثل .....
در صحرا میوه کم بود.خداوند یکی از پیامبران را فرا خواند وگفت: هر کس در روز تنها می تواند یک میوه بخورد " این قانون نسل ها بر قرار بود،ومحیط زیست ان منطقه حفظ شد. دانه های میوه ها بر زمین افتاده و درختان جدید روئید .مدتی بعد،ان جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهرهای اطراف رابرانگیخت.اما مردم هنوز هرروز فقط یک میوه می خوردند وبه دستوری که ان پیامبر باستانی به اجدادشان داده بود وفادار بودند.اما علاوه بران، نمی گذاشتند اهالی شهرها و روستاهای همسایه هم از میوه ها استفاده کنند. این فقط باعث میشد که میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند
خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت: (بگذارید هر چه میوه میخواهند بخورند. ومیوه ها راباهمسایگان خود قسمت کنند) پیامبر با پیام تازه به شهر امد واماسنگسارش کردند،چراکه ان رسم قدیمی،درجسم و روح مردم ریشه دوانده بود و نمیشد راحت تغییرش داد.کم کم جوانان منطقه از خود میپرسیدند این رسم بدوی ازکجا امده اما نمی شد رسوم بسیار کهن را زیر سوال برد، و بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها کنند بدین ترتیب، میتوانستندهرچه میوه می خواهند، بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهند.
تنها کسانی که خودرا قدیس.میدانستند، به ائین قدیمی وفادار ماندند. امادرحقیقت، انها نمی فهمیدند که دنیا عوض شده و بایدهمراه دنیا تغییر کنند.
خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت: (بگذارید هر چه میوه میخواهند بخورند. ومیوه ها راباهمسایگان خود قسمت کنند) پیامبر با پیام تازه به شهر امد واماسنگسارش کردند،چراکه ان رسم قدیمی،درجسم و روح مردم ریشه دوانده بود و نمیشد راحت تغییرش داد.کم کم جوانان منطقه از خود میپرسیدند این رسم بدوی ازکجا امده اما نمی شد رسوم بسیار کهن را زیر سوال برد، و بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها کنند بدین ترتیب، میتوانستندهرچه میوه می خواهند، بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهند.
تنها کسانی که خودرا قدیس.میدانستند، به ائین قدیمی وفادار ماندند. امادرحقیقت، انها نمی فهمیدند که دنیا عوض شده و بایدهمراه دنیا تغییر کنند.

Helyus- کاربر حرفه ایی لابی

- تعداد پستها: 50
از ایشان سپاسگزاری شده: 1
امتیاز: 12471
Registration date: 2008-12-23
صفحه 1 از 1
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد






» درحمام کدام قسمت بدنتان را اول میشویید؟
» سه ترانه زیبا از حامد صادقی + دانلود
» ساخت ساختمان ۶ طبقه در ۲۴ ساعت!
» رسوایی دشمنان نظریه قاره کهن در سایت ویکیپدیا