ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

المواضيع الأخيرة
» درحمام کدام قسمت بدن‌تان را اول می‌شویید؟
الأحد مايو 20, 2012 9:17 am من طرف sunny

» سه ترانه زیبا از حامد صادقی + دانلود
السبت مايو 19, 2012 8:44 pm من طرف امین یاسوجی

» ساخت ساختمان ۶ طبقه در ۲۴ ساعت!
الأربعاء مايو 16, 2012 10:27 pm من طرف امین یاسوجی

» رسوایی دشمنان نظریه قاره کهن در سایت ویکیپدیا
الإثنين مايو 14, 2012 4:45 pm من طرف امین یاسوجی

» لالایی آرام بخش
الأحد مايو 13, 2012 7:50 pm من طرف Sarvenaz

كساني كه Online هستند
در مجموع 6 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 6 مهمان :: 2 عناكب الفهرسة في محركات البحث

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 237 و در تاريخ الأحد مارس 07, 2010 12:51 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرشته آبی - 1607
 
حمیده ناصری - 1409
 
مهران عبدالهی - 1302
 
admin - 1288
 
ستاره عباسی - 1254
 
فرهاد آذر - 1240
 
sunny - 1004
 
زیبا تبریزی - 994
 
Sarvenaz - 983
 
Parvaneh - 972
 

تدفق ال RSS

Yahoo! 
Google Reader 
MSN 
AOL 
NewsGator 
Netvibes 
Bloglines 



داستانهای کوتاه 5 5 1

داستانهای کوتاه

صفحه 11 از 11 الصفحة السابقة  1, 2, 3 ... 9, 10, 11

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: داستانهای کوتاه

پست من طرف حمیده ناصری في السبت نوفمبر 26, 2011 3:11 am


لیوان آب و مشکلات!



استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می افتد؟ یکى از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد می گیرد. حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند. استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می شود؟ من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقاً . مشکلات زندگى هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می آید، برآیید! دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است!

geek

_________________


عاشق فلسفه اردیسم هستم ORODISM
چون اولین چیزی که به آدم میگه شاد بودنه drunken
سه شعار اردیسم ایناس ( شادی ، آزادی و میهن )

انجمن اردیست های شهر ونکوور کانادا http://vancouver.subjectdone.com

حمیده ناصری
سالار لابی ایران سوئد
سالار لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 1409
Age: 19
آدرس : تهران- نياوران - جمال آباد
از ایشان سپاسگزاری شده: 81
امتیاز: 17076
Registration date: 2008-11-13

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

فرق دیوانه و احمق

پست من طرف sunny في الخميس فبراير 16, 2012 3:22 am


فرق دیوانه و احمق
مردي در هنگام رانندگي، درست جلوي حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد.
هنگامي که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگري به سرعت ازروي پیچ های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و
آنها را به درون جوي آب انداخت و آب پیچ ها را برد.
مرد حيران مانده بود که چکار کند.
تصميم گرفت که ماشينش را همانجارها کند و براي خريد پیچ چرخ برود.
در اين حين، يکي از ديوانه ها که از پشت نرده هاي حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:
از 3 چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک پیچ بازکن و اين لاستيک را با 3 پیچ ببند و برو تا به تعميرگاه برسي.
آن مرد اول توجهي به اين حرف نکرد ولي بعد که با خودش فکر کرد ديد راست مي گويد و بهتر است همين کار را بکند.
پس به راهنمايي او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست..
هنگامي که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: «خيلي فکر جالب و هوشمندانه اي داشتي، پس چرا توي تيمارستان انداختنت؟
ديوانه لبخندي زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام، ولي احمق که نيستم



_________________

sunny
مدیر ارشد لابی ( ایرانیان داخل کشور )
مدیر ارشد لابی ( ایرانیان داخل کشور )

تعداد پستها: 1004
Age: 20
آدرس : اخترکB612
از ایشان سپاسگزاری شده: 323
امتیاز: 12667
Registration date: 2009-11-28

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: داستانهای کوتاه

پست من طرف فرشته آبی في السبت فبراير 25, 2012 4:25 am

هر دو تا داستان جالب و آموزنده و بامزه بودند
مرسی Arrow

فرشته آبی
سردار لابی ایران سوئد
سردار لابی ایران سوئد

تعداد پستها: 1607
Age: 29
آدرس : بندر عباس
از ایشان سپاسگزاری شده: 128
امتیاز: 17281
Registration date: 2008-10-26

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 11 از 11 الصفحة السابقة  1, 2, 3 ... 9, 10, 11

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد